Sunday, Oct 25, 2026

صفحه نخست » ضرورت دفاع از خود و ارتباط مستقل؛ درس‌های خونین ۱۸ و ۱۹ دی، کاوه اردلان

خبرنامه گویا: این مقاله متناسب با حجم مطالب در بخش دیدگاه کوتاه شده است. متن کامل را می‌توانید از [اینجا] بخوانید

***

ardalan.jpgبر اساس برخی گزارش‌ها، حکومت نیروهای ویژه‌ای را از پیش آموزش داده بود. هنگامی که جمعیت خیابانی از توان نیروهای عادی فراتر رفت، دستور سرکوب شدید صادر شد. روایت‌هایی می‌گویند نیروهای خیابانی گاهی عمداً عقب‌نشینی می‌کردند تا مردم جسور شوند و به دنبالشان بروند. در نتیجه، مردم به سمت مناطقی هدایت می‌شدند که از پیش برای سرکوب آماده شده بودند؛ از جمله مساجد، پایگاه‌های بسیج، کلانتری‌ها و ساختمان‌های دولتی که گفته می‌شود از پشت‌بام‌هایشان با تک‌تیرانداز و تیربار پوشش داده می‌شدند.

برای تأیید همهٔ جزئیات، بررسی مستقل و دسترسی به شواهد میدانی ضروری است؛ اما آنچه از روایت‌ها برمی‌آید، نشان می‌دهد مردم با نیرویی سازمان‌یافته و مسلح روبه‌رو بودند.

ضرورت دفاع از خود

در برابر چنین ماشینی، «دفاع از خود» دیگر فقط یک شعار نیست؛ با حفظ جان مردم ارتباط مستقیم دارد. مردم بی‌سلاح در برابر نیروهای آموزش‌دیده، مسلح و سازمان‌یافته قرار گرفتند. گزارش‌ها از جاوید نام شدن هزاران نفر در آن دو شب حکایت دارند.

دفاع از خود به معنای روی آوردن به خشونت کور یا انتقام‌جویی نیست. معنایش این است که مردم خطرها را بشناسند، از موقعیت‌های مشکوک دور بمانند، از وضعیت اطرافشان آگاه باشند و برای حفظ جان خود و دیگران آمادگی پیدا کنند. از جمله:

  • نباید نیروهایی را که عقب‌نشینی می‌کنند تعقیب کرد.
  • نباید به سمت ساختمان‌هایی رفت که خالی به نظر می‌رسند، اما ممکن است از آن‌ها برای سرکوب استفاده شود.
  • باید راه‌هایی برای باخبر شدن از وضعیت دیگران، درخواست کمک و دسترسی به رسیدگی پزشکی در نظر داشت.

بدون آمادگی و آگاهی، هر خیزش بعدی ممکن است با خطر تکرار همان کشتار روبه‌رو شود. حکومت نشان داده است که برای حفظ قدرت حاضر است از خشونت گسترده استفاده کند. مردم نیز حق دارند حفاظت از جان خود و اطرافیانشان را جدی بگیرند.

نقش اسلحه در انقلاب‌ها

اسلحه تقریباً هیچ‌وقت تنها عامل تعیین‌کننده نیست، اما در بسیاری از انقلاب‌های موفق یا نیمه‌موفق نقشی مهم داشته است. در جامعه‌ای که دولت انحصار استفاده از زور را در اختیار دارد، اسلحه گاهی وسیله‌ای برای به چالش کشیدن آن انحصار و تغییر موازنهٔ قدرت بوده است.

در انقلاب آمریکا، دسترسی به اسلحه و حمایت نظامی خارجی به مستعمره‌نشینان کمک کرد تا در برابر ارتش بریتانیا مقاومت کنند. در انقلاب فرانسه، مسلح شدن بخشی از مردم، به‌ویژه پس از تصرف باستیل و تشکیل گارد ملی، به تضعیف نظام قدیم سرعت داد.

در این نمونه‌ها، اسلحه فقط وسیله‌ای برای کشتن نبود؛ می‌توانست موازنهٔ قدرت را تغییر دهد، هزینهٔ سرکوب را برای حکومت بالا ببرد و در ساختار حاکم ترس و تردید ایجاد کند. اما این نقش دو لبه دارد. داشتن اسلحه ممکن است اعتمادبه‌نفس و احساس توان مقاومت را در نیروهای انقلابی افزایش دهد و به نمادی از مقاومت و حق دفاع تبدیل شود؛ در عین حال، می‌تواند به خشونت بی‌هدف، انتقام‌جویی و بی‌ثباتی طولانی‌مدت بینجامد.

اگر ارتش و دستگاه امنیتی یک حکومت همچنان وفادار و منسجم بمانند، حتی مسلح بودن مردم هم لزوماً به سقوط حکومت منجر نمی‌شود. تجربهٔ سوریه در سال‌های نخست جنگ داخلی نشان داد که رژیمی برخوردار از نیروهای نظامی و امنیتی وفادار می‌تواند، با وجود مقاومت مسلحانه، دوام بیاورد و درگیری را به جنگی طولانی تبدیل کند.

بنابراین، اسلحه ممکن است عامل تسریع‌کننده یا بازدارنده باشد، اما جای سازمان سیاسی، پایگاه اجتماعی و برنامه‌ای برای آینده را نمی‌گیرد. موفقیت پایدار انقلاب‌ها به عوامل دیگری هم وابسته است: سازمان‌دهی سیاسی، مشروعیت عمومی، شکاف در دستگاه دولت، حمایت بخش‌هایی از نخبگان یا نیروهای نظامی و شرایط بین‌المللی.

نقش اسلحه در انقلاب ۱۳۵۷ ایران

در انقلاب ۱۳۵۷، اسلحه در چند مرحله وارد معادلهٔ سیاسی شد. پیش از انقلاب، سازمان‌هایی مانند مجاهدین خلق و فداییان خلق و گروه‌های دیگر سال‌ها عملیات مسلحانه انجام می‌دادند. در ماه‌های پایانی، مسئله فقط توان نظامی مخالفان نبود؛ ارادهٔ ارتش برای اجرای دستورهای حکومت نیز اهمیت پیدا کرد. بخش‌هایی از ارتش، به‌ویژه در نیروی هوایی، نافرمانی کردند.

با این حال، می‌توان گفت اسلحه بیشتر در مرحلهٔ پایانی و تثبیت پیروزی نقش پیدا کرد تا در مرحلهٔ اصلی فروپاشی حکومت. اعتراض‌های گسترده، اعتصاب‌ها، سازمان‌دهی سیاسی، کاهش حمایت از حکومت و شکاف در ارتش، همگی در روند سقوط پهلوی نقش داشتند. این تجربه نشان می‌دهد که مسلح شدن به‌تنهایی برای پیروزی کافی نیست و نتیجهٔ سیاسی انقلاب را نیز تضمین نمی‌کند.

اینترنت و ارتباط مستقل؛ راهی برای شکستن سکوت

یکی از بزرگ‌ترین ابزارهای حکومت در آن شب‌ها، قطع اینترنت و ارتباطات بود. وقتی مردم نتوانند خبر بدهند، تصویر بفرستند، با یکدیگر هماهنگ شوند یا درخواست کمک کنند، ماشین سرکوب آزادانه‌تر عمل می‌کند. تاریکی اطلاعاتی می‌تواند به پوششی برای خشونت تبدیل شود و رسیدن خبر به خانواده‌ها و جهان را به تأخیر بیندازد.

در چنین شرایطی، دسترسی به اینترنت مستقل اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. گزارش‌ها حاکی از آن است که استارلینک در دی‌ماه ۱۴۰۴ به انتقال بخشی از تصاویر و خبرهای سرکوب به بیرون کمک کرد. حکومت استفاده از آن را غیرقانونی اعلام کرد و برای مختل کردن ارتباط، ردیابی و ضبط دستگاه‌ها اقدام کرد. با وجود این فشارها، بخشی از تصاویر و اخبار از همین مسیر منتشر شد.

برای آینده، چند نکته اهمیت دارد:

  • استارلینک به‌تنهایی کافی نیست. حکومت در حال توسعهٔ روش‌های اختلال و شناسایی است و استفاده از ترمینال می‌تواند خطرهایی داشته باشد.
  • ابزارهای ارتباطی جایگزین نیز می‌توانند مهم باشند؛ از جمله رادیوهای دستی، شبکه‌های محلی و برنامه‌های آفلاین برای برقراری ارتباط در زمان قطع اینترنت.
  • تنوع ابزارها اهمیت دارد. اگر همه به یک روش واحد متکی باشند، مختل کردن همان روش می‌تواند ارتباط بسیاری از مردم را قطع کند.

اینترنت مستقل فقط برای انتشار خبر نیست. مردم برای هماهنگی، اطلاع از وضعیت یکدیگر، درخواست کمک پزشکی و ثبت و نگهداری شواهد به راه‌های ارتباطی نیاز دارند. وقتی مردم بتوانند با هم در تماس بمانند و جهان را از آنچه رخ می‌دهد آگاه کنند، پنهان کردن کشتار دشوارتر می‌شود و هزینهٔ سیاسی و انسانی سرکوب بالا می‌رود.

درس آن دو شب این است که حفظ جان مردم، آگاهی، ارتباط مستقل و ثبت حقیقت باید در مرکز توجه باشد. تجربهٔ انقلاب‌ها یادآوری می‌کند که تغییر حکومت پایان کار نیست؛ آنچه پس از تغییر قدرت ساخته می‌شود، به همان اندازه اهمیت دارد.

همه منتظر موج دیگر انقلاب با فراخوان شاهزاده و رهبری ایشان با پلان پروژه شکوفایی هستیم. به امید آن روز که خیلی دور نیست.

یادت باشه اون‌ها باید هربار پیروز بشوند. ولی ما، ما فقط کافیه یکبار پیروز بشویم.

سرباز ایران
کاوه اردلان



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy