در سیاست، گاهی زمان انتشار یک پیام به اندازه محتوای آن اهمیت دارد. پیام تازه شاهزاده رضا پهلوی در شرایطی منتشر شده که آمریکا و اسرائیل بار دیگر احتمال عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی را در مرکز محاسبات خود قرار دادهاند. بنیامین نتانیاهو آشکارا از سرنگونی حکومت ایران سخن میگوید و دونالد ترامپ بر ضرورت تکمیل مأموریت نظامی مشترک تأکید میکند. گزارش روزنامه اسرائیل هیوم نیز از تهیه طرح عملیاتی با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی خبر میدهد.
در چنین فضایی، شاهزاده رضا پهلوی بیانیهای منتشر میکند که در آن از ضعف جمهوری اسلامی، ضرورت پیوستن نیروهای نظامی به مردم، برنامه اداره کشور پس از سرنگونی و مشارکت مستقیم همه ایرانیان سخن میگوید. اهمیت این پیام را باید فراتر از یک دعوت سیاسی معمول بررسی کرد.
آیا شاهزاده رضا پهلوی در حال آماده کردن ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی ایران برای شرایطی است که توازن قدرت در کشور بهسرعت تغییر کند؟
برای پاسخ، باید به ترتیب جملات پیام توجه کرد. شاهزاده نخست اعلام میکند که جمهوری اسلامی دیگر حکومت یک سال پیش نیست و ضعیفتر شده است. این جمله صرفاً بیان مخالفت با حکومت نیست، بلکه ارائه تصویری از وضعیت کنونی ساختار قدرت است.
یک حکومت ممکن است همچنان نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی داشته باشد، ولی از درون با بحران اقتصادی، فرسایش مدیریتی و کاهش اعتماد نیروهای وابسته به خود مواجه شود. در چنین شرایطی، قدرت حکومت فقط با شمار موشکها و تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود؛ میزان انسجام فرماندهان، توان پرداخت هزینههای اداره کشور و آمادگی بدنه حکومت برای اجرای دستورات نیز اهمیت پیدا میکند.
شاهزاده با تأکید بر ضعف جمهوری اسلامی، در واقع توجه مخاطبان را به فاصله میان قدرت ظاهری حکومت و توانایی واقعی آن برای ادامه حکمرانی جلب میکند.
بخش دوم پیام به مسئولیت سپاه پاسداران در بحران کشور اختصاص دارد. شاهزاده سلطه سپاه بر ارکان حکومت و منابع اقتصادی را عامل اصلی وضعیت کنونی معرفی میکند. این بخش اهمیت ویژهای دارد، زیرا مسئله جمهوری اسلامی را تنها به رأس سیاسی حکومت محدود نمیکند، بلکه ساختاری را مورد توجه قرار میدهد که قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی در آن به یکدیگر پیوند خوردهاند.
در این ساختار، تغییر رأس حکومت لزوماً به معنای تغییر کامل مناسبات قدرت نیست. برای عبور از جمهوری اسلامی باید آینده نهادهایی که در اقتصاد، امنیت و اداره کشور نفوذ دارند نیز مشخص شود. این موضوع، یکی از دشوارترین مسائل هر دوران گذار سیاسی خواهد بود.
سپس شاهزاده به مهمترین جمله پیام میرسد: «ما هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و هم برای اداره ایران پس از آن برنامه داریم.»
این جمله باید محور اصلی تحلیل قرار گیرد.
تا امروز بخش بزرگی از بحثهای سیاسی درباره چگونگی پایان جمهوری اسلامی بوده است. کمتر به این پرسش پرداخته شده که پس از تغییر حکومت، چه کسی مسئول اداره روزمره کشور خواهد بود.
فرض کنیم ساختار مرکزی قدرت در نتیجه فشارهای داخلی و تحولات نظامی دچار فروپاشی شود. صبح روز بعد، میلیونها ایرانی همچنان نیازمند غذا، دارو، برق، آب، امنیت و خدمات بانکی هستند. بیمارستانها نمیتوانند فعالیت خود را متوقف کنند. حقوق کارمندان و بازنشستگان باید پرداخت شود. مرزهای کشور به حفاظت نیاز دارند و اداره شهرها باید ادامه پیدا کند.
بنابراین، مسئله فقط این نیست که جمهوری اسلامی چگونه پایان مییابد؛ مسئله مهمتر آن است که ایران چگونه بدون گرفتار شدن در خلأ قدرت، از یک نظام سیاسی به نظامی دیگر منتقل میشود.
برنامههای اعلامشده شاهزاده رضا پهلوی برای دوران اضطرار و پروژه شکوفایی ایران را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. هدف این طرحها فراهم کردن چارچوبی برای اداره کشور، حفظ خدمات ضروری و آمادهسازی نهادهای دوران گذار است.
اما بخش دیگری از پیام، بهویژه در شرایط احتمال تشدید عملیات نظامی، اهمیت راهبردی پیدا میکند. شاهزاده بار دیگر نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی را مخاطب قرار میدهد و از آنان میخواهد به مردم بپیوندند.
چرا این درخواست اهمیت دارد؟
زیرا سرنوشت یک حکومت در شرایط بحرانی فقط در میدان جنگ تعیین نمیشود. رفتار نیروهایی که مسئول حفظ ساختار قدرت هستند نیز میتواند بر نتیجه تحولات اثر بگذارد. هنگامی که بدنه یک دستگاه حکومتی آینده سیاسی خود را جدا از سرنوشت حاکمان ببیند، محاسبات آن تغییر میکند.
در همین چارچوب، موضوع اماننامه مطرح میشود. پیام شاهزاده میان نیروهایی که از سرکوب فاصله میگیرند و کسانی که در جنایت علیه مردم مشارکت میکنند، تفاوت میگذارد.
این تمایز برای دوران گذار ضروری است. ایران آینده به ارتش حرفهای، پلیس، کارکنان اداری و متخصصان خود نیاز خواهد داشت. نمیتوان هر فردی را صرفاً به دلیل سابقه اشتغال در یک نهاد دولتی، مسئول رفتارهای حکومت دانست. در مقابل، مسئولیت جنایت نیز نباید زیر عنوان مصالح سیاسی نادیده گرفته شود. تعیین این مسئولیت باید بر اساس قانون و دادرسی مستقل صورت گیرد.
در واقع، مسئله تنها جدا شدن نیروها از حکومت نیست؛ حفظ ظرفیتهای ضروری کشور در جریان تغییر قدرت نیز مطرح است.
با این حال، مهمترین تحول در پیام تازه شاهزاده رضا پهلوی، تغییر دامنه مخاطبان اوست.
او صریحاً اعلام میکند که این بار تنها از نیروهای نظامی و دولتی دعوت نمیکند، بلکه تمام ایرانیانی را که خواهان آیندهای آزاد و آباد هستند، به همکاری ملی فرا میخواند.
این عبارت نشاندهنده گسترش موضوع از حمایت سیاسی به مشارکت اجتماعی است.
اداره یک کشور هشتاد و چند میلیون نفری با چند چهره سیاسی یا تعدادی نشست در خارج از کشور امکانپذیر نیست. ایران به مدیران باتجربه، اقتصاددانان، پزشکان، مهندسان، حقوقدانان، کارکنان خدمات عمومی و هزاران متخصص دیگر نیاز دارد. بخش بزرگی از این تواناییها در میان مردم و بدنه حرفهای کشور وجود دارد.
از این منظر، فراخوان همکاری ملی را میتوان تلاشی برای شناسایی و پیوند دادن ظرفیتهایی دانست که در شرایط تغییر حکومت به آنها نیاز خواهد بود. البته موفقیت چنین سازوکاری به اعتماد عمومی، حفظ امنیت اطلاعات مشارکتکنندگان و توانایی تبدیل اعلام آمادگی به همکاری مؤثر وابسته است.
اکنون دوباره باید به زمان انتشار این پیام بازگردیم.
در حالی که آمریکا و اسرائیل درباره گزینههای نظامی تازه علیه جمهوری اسلامی گفتوگو میکنند و احتمال تغییر شدید موازنه قدرت مطرح است، شاهزاده رضا پهلوی از آمادگی سیاسی، همکاری مردم و اداره کشور سخن میگوید.
این همزمانی از نظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا دو موضوع متفاوت را در کنار یکدیگر قرار میدهد: فشار خارجی بر ساختار قدرت جمهوری اسلامی و ضرورت آمادگی داخلی برای شرایط پس از آن.
البته از همزمانی این رویدادها نمیتوان هماهنگی عملیاتی مستقیم یا اطلاع قبلی از زمان حمله را نتیجه گرفت. اهمیت تحلیل در شناخت ارتباط سیاسی تحولات است، نه نسبت دادن اطلاعات محرمانهای که سندی برای آنها وجود ندارد.
نکته پایانی پیام شاهزاده نیز شایسته توجه است. او از رقم زدن آیندهای تازه برای ایران، منطقه و جهان سخن میگوید. این جمله نشان میدهد که مسئله آینده ایران تنها به تغییر دولت در تهران محدود نیست. تغییر سیاست خارجی، بازسازی اقتصادی و روابط منطقهای ایران میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای کشور داشته باشد.
پیام تازه شاهزاده رضا پهلوی را میتوان فراخوانی برای آمادگی پیش از رسیدن لحظه تغییر دانست، نه صرفاً واکنشی به خبرهای نظامی روز.
در نهایت، آنچه به این پیام اهمیت میدهد، پیوند میان سه موضوع است: پایان جمهوری اسلامی، حفظ کشور در دوران گذار و مشارکت شهروندان در ساختن نظم سیاسی آینده.
آمریکا و اسرائیل ممکن است در محاسبات خود به دنبال پایان دادن به تهدید جمهوری اسلامی باشند، اما مسئولیت ساختن آینده ایران متعلق به خود ایرانیان است. هیچ عملیات نظامی، هر اندازه گسترده، جایگزین نهادهای قانونی، مدیریت کشور و اراده آزاد مردم نخواهد شد.
پرسش اساسی امروز این نیست که فقط چه زمانی جمهوری اسلامی پایان مییابد؛ پرسش این است که ایران برای روز پس از آن تا چه اندازه آماده است. پیام شاهزاده رضا پهلوی دقیقاً این پرسش را در برابر جامعه سیاسی ایران قرار میدهد.
ارشان آذری
پیام شاهزاده رضا پهلوی



















