رافیپور ظاهراً یک کشف تاریخی کرده: در اروپا کافی است چند نفر در خیابان سینه بزنند تا یکشبه دانشگاه تأسیس شود، کرسی علمی شکل بگیرد و لابد چند استاد هم با مدرک دکترا از غیب ظاهر شوند!
در هلند چند نفر از طرفداران جمهوری اسلامی در خیابان عزاداری میکنند؛ رافیپور از تهران برایشان کرسی علیاصغرشناسی صادر میکند! در انگلستان هم چند نفر مراسم مذهبی برگزار میکنند؛ لابد فردایش آکسفورد و کمبریج باید برای پذیرش دانشجوی زنجیرزنی رقابت کنند!
رفیپور عزیزِ عالمِ بیخبر، یک سؤال: این دانشگاهها کجا هستند؟ اسم دانشکده چیست؟ استادش کیست؟ کدام صفحه رسمی دانشگاه از این کرسیها خبر داده؟
یا نکند منظورت از دانشگاه، همان چند نفری هستند که در خیابان جمع میشوند و با بلندگو عزاداری میکنند؟
با این تعریف تو، اگر چند نفر در آمستردام قیمه نذری بپزند، باید دانشگاه لایدن را به دانشکده عالی قیمهشناسی تبدیل کنیم؛ اگر هم در لندن چای نذری بدهند، کمبریج باید دکترای چایپژوهی صادر کند!
فقط مانده در اروپا یک نفر آش رشته هم بزند تا تو خبر تأسیس دانشگاه بینالمللی آششناسی را با افتخار اعلام کنی!
برادر، دانشگاه با مقاله و پژوهش ساخته میشود، نه با پرچم و بلندگو و دسته عزاداری. خیابان را با دانشگاه اشتباه نگیر؛ هرچند ظاهراً در دستگاه تبلیغاتی تو، هرچه خیالیتر باشد، دستاورد علمیاش هم عظیمتر است.



















