Monday, Nov 2, 2026

صفحه نخست » گفتمان دموکراسی و هنگامه ما ایرانیان! عسگرآقا

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است

asgaragha.jpgمی‌دانیم که پایه و اساس دموکراسی، دموس یا مردم هستند. حاکمیت مردمی اما اینجا به چه معناست؟ پاسخ انتخابات است، زیرا بدون انتخابات، دموکراسی وجود ندارد. انتخابات، مشارکت مردم (شهروندان) به‌عنوان صاحبان قدرت دولتی را به‌وضوح نمایان می‌کند.

● اصل اکثریت در انتخابات دموکراتیک

در تصمیمات دموکراتیک، نتیجه‌ای که اکثریت رأی‌دهندگان ترجیح می‌دهند، غالب است ـ این اصل اکثریت است. با این حال، انواع مختلفی از اکثریت‌های لازم وجود دارد. رأی مردم باید رعایت شود. در غیر این صورت، دموکراسی پایه‌های خود را تضعیف می‌کند.

● انتخابات ریاست جمهوری برزیل سال ۲۰۲۶

آمار رسمی نتایج دور دوم انتخابات:

لولا ۵۱.۸ درصد آرا؛ بولسونارو ۴۸.۲ درصد آرا.

نتیجه انتخابات: طبق اعلام دادگاه عالی انتخابات، رئیس‌جمهور فعلی تقریباً ۴.۴ میلیون رأی بیشتر از بولسونارو به دست آورده است و رئیس‌جمهور منتخب است.

بولسونارو شکست خورده است، اما از پذیرش شکست خودداری می‌کند. قصد درخواست ابطال آرا را دارد. با این وجود او به همراه همسرش و دخترانش، همان‌طور که در تلویزیون‌ها دیده می‌شد، در فرودگاه میامی آمریکا پیاده می‌شود.

● مقایسه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه

روش به قدرت رسیدن آن‌ها (انتخابات در برابر انقلاب) و خروجی نهایی سیستم‌های سیاسی آن‌ها تفاوت‌های ساختاری عمیقی با یکدیگر دارند. ترکیه همچنان یک نظام جمهوری با کثرت‌گرایی حزبی و انتخابات رقابتی (هرچند نابرابر) است، در حالی که نظام ایران یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی رادیکال آخرالزمانی است.

خمینی وعده می‌داد که در حکومت آینده ایران، همه گروه‌های سیاسی (حتی مارکسیست‌ها) آزاد خواهند بود، زنان در انتخاب حجاب و شغل آزادند، مطبوعات محدودیتی نخواهند داشت و روحانیون در دولت نقش اجرایی نخواهند گرفت.

بخش وسیعی از مورخان و مفسران سیاسی اتفاق نظر دارند که پس از پیروزی «انقلاب» و تثبیت قدرت، این وعده‌ها نقش بر آب شدند؛ گروه‌های منتقد و مخالف به‌سرعت سرکوب و ممنوع شدند، حجاب اجباری شد، رسانه‌ها تحت کنترل شدید قرار گرفتند و ساختار «ولایت فقیه» با قدرت مطلقه روحانیت مستقر گردید.

منتقدان این رفتار را نمونه‌ای بارز از استفاده تاکتیکی از واژه آزادی و مردم‌سالاری برای جلب حمایت عمومی و بین‌المللی می‌دانند. محمد خاتمی، سرکرده اصلاح‌طلبان و روشنفکران دینی، می‌گویند: «ما دموکراسی نمی‌خواهیم، ما "مردم‌سالاری دینی" می‌خواهیم!»؛ معنی «مردم‌سالاری» را هم نفهمیده‌اند!

● نگاه «عزیز نسین» به دموکراسی

عزیز نسین، طنزپرداز نامی از ترکیه، در داستان‌های کوتاه و طنزهای سیاسی خود بارها مفهوم «دموکراسی» ظاهری، شعاری و فرمالیته در جوامع در حال توسعه یا اسیر فقر و ناآگاهی را به چالش کشیده است. مایه اصلی طنز او این است که وقتی مردم آگاهی ندارند، آزادی انتخاب و صندوق رأی می‌تواند به نفع استبداد یا تداوم نادانی کار کند.

طنز تلخ و خنده‌دار آن است که ملایان مشروعیت جمهوری اسلامی را نتیجه همه‌پرسی ۹۰ درصدی اوایل «انقلاب ۵۷» می‌دانند اما علی خامنه‌ای، در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ در دیدار با جمعی از دانشجویان، با برگزاری رفراندوم (همه‌پرسی) عمومی در کشور مخالفت می‌کند؛ او گفت: «مسائل گوناگون کشور مگر قابل رفراندوم است؟ کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ مگر همه مردم که باید در رفراندوم شرکت کنند امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ این چه حرفی است؟!»

میزان «رأی ملت است» امام خمینی یعنی خدعه و کشک!؟ در عین حال ناگفته نماند که «مردم/ ملت» هنوز هم پس از گذشت نیم قرن نمی‌فهمند/ نمی‌دانند جمهوری اسلامی یعنی چه؟ که به آن آری گفته بوده‌اند!

● دموکراسی شاهزاده پهلوی و نگاه نگارنده این یادداشت

در آغاز این یادداشت گفته شد که بدون انتخابات، دموکراسی وجود ندارد. «یورگن هابرماس» (۱۹۲۹-۲۰۲۶)، فیلسوف مدرن معاصر نیز می‌گوید:

[تصمیمات معقول فقط در جایی گرفته می‌شوند که، در اصل، همه افراد متأثر بتوانند در گفتمان شرکت کنند، جایی که آنها در جایگاه برابر با هم ملاقات کنند و جایی که استدلال‌های معقول و عموماً قابل فهم را رد و بدل کنند.]

خب شاهزاده پهلوی نیز همین رویه صحیح را پیشنهاد و تا کنون دنبال کرده و می‌کند؛ گفتمان دموکراسی در دوران گذار، و در ایران صندوق انتخابات، انتخابات و تأسیس مجلس مؤسسان، تنظیم قانون اساسی دموکراتیک، تصویب قانون اساسی توسط مردمان ایران‌زمین و غیره...

به‌آشکارا دانسته نیست که برای بنیانگذاری یک حکومت دموکراتیک در ایران، مشکل ما ایرانیان چیست؟ مشکل، انتخاب طریق و رویه صحیح آن‌طور که هابرماس فیلسوف گفته می‌باشد؟ مشکل در «گفتمان انتقادی» است؟ اگر چنانچه موضوع گفتمان ایدئولوژیکی است که جامعه ایرانی با این همه تجربه‌های تلخ و خونین، از هر نوع ایدئولوژی بیزارند، وانگهی می‌دانیم که ایدئولوژی‌ها همه غیراخلاقی و غیردموکراتیک هستند.

به‌راستی این‌همه شور و غوغا و هنگامه‌ی ما ایرانیان از برای چیست؟ چرا قادر نیستیم با هم حکومت دلخواه خودمان را بنیان گذاریم؟ همه چیز را می‌دانیم اما قادر نیستیم! اگر شاهزاده پهلوی نباشد درست می‌شود، می‌توانیم؟ اما این خواسته خلاف اصول دموکراسی است، زیرا دموکراسی حق آزادی بیان، تجمع و اعمال مناصب سیاسی را «برای همه» تضمین کرده و می‌کند!

در حباب فیلتر خود باقی نمانید، استدلال ارائه دهید!

پاینده بماند ایران



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy