پیشبینی شخصی من این است که اگر آمریکا و اسرائیل پس از انتخابات سوم نوامبر حملات گسترده خود را علیه جمهوری اسلامی آغاز کنند، احتمال دارد اسرائیل در همان روز نخست تلاش کند بخش بزرگی از فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان اصلی تصمیمگیری جنگی حکومت را همزمان از صحنه خارج کند. به باور من، هدف چنین عملیاتی میتواند فلج کردن مرکز فرماندهی جمهوری اسلامی و جلوگیری از صدور فرمان حملات تلافیجویانه باشد.
حتی این احتمال را مطرح میکنم که اگر ضربات اولیه به اندازه کافی گسترده باشد و ساختار حکومت از درون متزلزل شود، روند فروپاشی جمهوری اسلامی ظرف یک هفته آغاز شود یا حتی به سقوط حکومت بینجامد. البته این پیشبینی شخصی من است و هنوز هیچ گزارش معتبری چنین نتیجهای را قطعی نکرده است.
چرا چنین سناریویی امروز بیش از گذشته مطرح شده است؟ پاسخ را باید در مجموعهای از تحولات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک جستوجو کرد. سهشنبه سوم نوامبر ۲۰۲۶ انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا برگزار میشود و گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که واشنگتن و تلآویو برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی پس از انتخابات آماده میشوند.
بر اساس گزارش اکسیوس، بنیامین نتانیاهو در گفتوگوی تلفنی اخیر خود با دونالد ترامپ خواستار حمله بلافاصله پس از انتخابات شده است. ترامپ فعلاً ادامه مذاکرات را ترجیح میدهد، اما این اختلاف به معنای کنار گذاشته شدن گزینه نظامی نیست. گزارشهای دیگر نیز از آمادهسازی عملیاتی و افزایش نیروهای آمریکایی در منطقه حکایت دارند.
نکته مهم این است که انتخابات آمریکا میتواند بر زمان تصمیمگیری اثر بگذارد. ترامپ پیش از انتخابات باید پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ تازه را در نظر بگیرد. افزایش قیمت نفت، بیثباتی بازار انرژی و نگرانی رأیدهندگان از ادامه درگیریها عواملی هستند که بر محاسبات کاخ سفید تأثیر میگذارند. پس از پایان انتخابات، یکی از این محدودیتهای کوتاهمدت کاهش مییابد و دولت آمریکا ممکن است آزادی عمل بیشتری برای تصمیمگیری داشته باشد.
از همین رو، جمعه ششم، شنبه هفتم و یکشنبه هشتم نوامبر میتوانند روزهای حساسی باشند. البته هیچ سند معتبری وجود ندارد که حمله دقیقاً در این سه روز آغاز خواهد شد، اما فاصله کوتاه میان انتخابات و پایان هفته، در کنار آمادهسازیهای گزارششده، این بازه را برای بررسی سیاسی مهم میکند.
به نظر من، اگر حمله آغاز شود، تفاوت آن با عملیاتهای گذشته ممکن است در گستردگی اهداف و تلاش برای ضربه زدن همزمان به بخشهای مختلف ساختار نظامی جمهوری اسلامی باشد. چنین حملهای ممکن است فقط به تأسیسات هستهای محدود نماند. مراکز فرماندهی، توان موشکی، زیرساختهای نظامی و ارتباطات عملیاتی نیز ممکن است در محاسبات واشنگتن و تلآویو جایگاه مهمی داشته باشند.
اما در اینجا باید یک واقعیت مهم را در نظر گرفت. حتی اگر شماری از فرماندهان ارشد در ساعات اولیه از میان بروند، نمیتوان نتیجه گرفت که دیگر کسی برای صدور فرمان تلافی باقی نمیماند. نیروهای نظامی معمولاً دارای جانشین، سلسلهمراتب فرماندهی و برنامههای اضطراری هستند. بنابراین حذف رهبران نظامی الزاماً به معنای نابودی فوری توان پاسخگویی نیست.
مسئله اساسیتر، تأثیر چنین حملاتی بر انسجام حکومت است. اگر ارتباط میان نیروهای نظامی و مراکز تصمیمگیری مختل شود، اگر فرماندهان میانی دچار سردرگمی شوند و اگر همزمان شکافهایی در ساختار قدرت پدید آید، جمهوری اسلامی ممکن است با بحرانی فراتر از یک شکست نظامی روبهرو شود. به اعتقاد من، خطر اصلی برای حکومت تنها شدت بمباران نیست، بلکه احتمال از دست رفتن توان کنترل و فرماندهی در شرایط بحرانی است.
با این حال، سقوط حکومت صرفاً با بمباران تحقق پیدا نمیکند. تاریخ نشان داده است که حکومتها گاهی حتی پس از تحمل ضربات سنگین نظامی نیز به حیات خود ادامه میدهند. برای فروپاشی سریع، باید بحران نظامی با ریزش نیروهای حکومتی، نافرمانی در ساختار قدرت، حرکت سازمانیافته جامعه و شکلگیری جایگزینی سیاسی همراه شود.
در چنین شرایطی، نقش مردم ایران و نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی اهمیت تعیینکنندهای پیدا میکند. شاهزاده رضا پهلوی، بهعنوان یکی از چهرههای شناختهشده مخالف حکومت، میتواند در هماهنگی نیروهای سیاسی و ارائه چشمانداز دوران گذار نقش مهمی داشته باشد. اما تبدیل یک بحران نظامی به گذار سیاسی، نیازمند سازماندهی، اعتماد عمومی و برنامهای روشن برای جلوگیری از هرجومرج است.
از سوی دیگر، نباید مذاکرات جاری را نادیده گرفت. میانجیگری قطر همچنان ادامه دارد و مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند که ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای حمله نگرفته است. این احتمال وجود دارد که تهدید نظامی گسترده با هدف گرفتن امتیازهای بیشتر در مذاکرات مطرح شده باشد. در مقابل، شکست مذاکرات نیز میتواند زمینه تصمیم نظامی تازهای را فراهم کند.
در نهایت، پیشبینی من این است که خطر آغاز دور جدیدی از حملات آمریکا و اسرائیل پس از سوم نوامبر بسیار جدی است. حتی سناریوی حمله سنگین به مراکز اصلی فرماندهی و آغاز فروپاشی حکومت ظرف یک هفته را نمیتوان از بحث سیاسی کنار گذاشت. با این حال، میان امکان وقوع یک سناریو و احتمال تحقق آن تفاوت وجود دارد.
آنچه در روزهای آینده اهمیت دارد، فقط تصمیم ترامپ یا فشار نتانیاهو نیست؛ بلکه میزان توانایی جمهوری اسلامی برای حفظ انسجام داخلی در صورت آغاز حملات و آمادگی جامعه ایران برای عبور از بحرانی تاریخی است.
هفته پیش رو ممکن است یکی از حساسترین مقاطع سیاسی و نظامی برای جمهوری اسلامی باشد. اگر حملات گسترده آغاز شوند و همزمان شکافهای داخلی حکومت عمیقتر شوند، تحولات میتوانند بسیار سریعتر از آنچه امروز تصور میشود پیش بروند. اما اینکه این بحران به جنگی طولانی، توافقی تازه یا فروپاشی حکومت منتهی شود، هنوز روشن نیست. به باور من، این بار باید احتمال تحولات بسیار سریع و حتی آغاز سقوط جمهوری اسلامی را جدی گرفت؛ زیرا گاهی سرنوشت یک حکومت نه در چند ماه و چند سال، بلکه در چند روز تعیین میشود
.امیر جاوید، فعال سیاسی از ترکیه


















