چهارشنبه 18 آبان 1384

احمدي نژاد بايد ميانه‌رو شود! گفتگوی روزنامه ايتاليايي لا ريپوبليكا با عمادالدين باقی

عماالدين باقی
اظهارات احمدي نژاد با برنامه قبلي نبوده و او هنوز خيال مي‌كند يك عنصر سياسي ‏است كه در جمع انصار حزب‌الله سخنراني مي‌كند و متوجه نيست كه رئيس جمهور يك كشور است...ما موضع ايجابي را بر موضع سلبي ترجيح مي‌دهيم و اعتقاد داريم به جاي حمله به اسرائيل بهتر است از ‏حقوق فلسطيني‌ها دفاع كنيم و اگر اعراب دو دولت در يك سرزمين را پذيرفتند ما نبايد كاتوليك‌تر از پاپ شويم

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

[برگرفته از سايت عمادالدين باقي]

“la Repubblica”, 7 novembre 2005

او همچنان شجاع باقي مانده است. در سال 2004 جايزه شجاعت مدني (بنياد پاركسيون) به او تعلق گرفت و هنگامي كه براي دريافت ‏جايزه قصد داشت به نيويورك برود در فرودگاه از خروج وي جلوگيري شد و بدون هيچ‌گونه توضيحي پاسپورت وي توقيف گرديد. ‏عمادالدين باقي سه سال را در زندان گذرانده و پيش از اين در 7 روزنامه مشغول به كار بوده و سردبيري و مديريت چند روزنامه را بر ‏عهده داشته و عليرغم شكست اصلاح طلبان او همچنان اصلاح طلب باقي مانده .او معتقد است بيش از آنكه به بحث درباره‌ي آزادي ‏بپردازيم بايد به مسائل معيشتي هم توجه كنيم. اين سوالات را مي پرسيم.‏
اظهاراتِ اخير محمود احمدي نزاد اين هراس را ايجاد کرده که رئيس جمهور ايران قصد دارد کشور را به سال هايي که ايران در ‏انزواي بين المللي قرار داشت بازگرداند. آيا بيان چنين اظهاراتي تصادفي بود يا از پيش براي آن برنامه ريزي شده بود؟‏
‏ اظهارات احمدي نژاد با سياست رسمي جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي گذشته تعارض دارد. چند سال پيش هاشمي ‏رفسنجاني در دوره‌ رياست جمهوري‌اش اعلام كرد ما با اسرائيل مخالف هستيم و آنرا نامشروع مي‌دانيم اما هيچ تلاشي هم براي ‏براندازي آن نخواهيم كرد.‏
علاوه بر اين جمهوري اسلامي رسماً قطعنامه 242 سازمان ملل را پذيرفته است كه طبق آن دو دولت در يك سرزمين پذيرفته ‏شده است. اين مواضع رسمي جمهوري اسلامي در حالي بوده است كه همگان اطلاع داشتند بنيانگذار جمهوري اسلامي گفته بود ‏اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود. جمهوري اسلامي نشان داده است كه اظهارات بنيان‌گذار جمهوري اسلامي نيز اموري ‏نسبي هستند نه مطلق. چنانكه آيت‌الله خميني خواستار ادامه جنگ تا سرنگوني صدام حسين بود و صدام حسين را كافر و ‏جنايتكار خوانده بود اما در حيات خود ايشان صلح با صدام پذيرفته شد و در حالي‌كه هنوز كفن او خشك نشده بود ديدارها و ‏مكاتبات سران دو كشور شروع شد و رئيس جمهور ايران در نامه به رئيس جمهور عراق او را برادر صدام حسين خطاب كرد. علاوه ‏بر‌ آن آيت الله خميني پس از درگيري‌هاي خشونت‌بار در مكه كه عده‌اي از زائران ايراني كشته شدند اعلام كرد اگر از صدام ‏بگذريم از فهد نخواهيم گذشت ولي چند سال نگذشت كه روابط ايران و عربستان آن‌قدر صميمانه شد كه رئيس جمهور ايران به ‏آن كشور سفر كرد. بنابراين استناد به يك حمله آيت الله خميني در 25 سال پيش بر خلاف رويه عملي حكومت ايران و بر خلاف ‏مصلحت و تدبيرات و همچنين بر خلاف سياست‌هاي دوران رفسنجاني و خاتمي است. علاوه بر اين خود آيت‌الله خميني با طرح ‏يكي از مهم‌ترين اصول فكري خود تحت عنوان« تاثير زمان و مكان در اجتهاد» و نيز با پذيرش قطعنامه 598 درباره صلح ايران و ‏عراق عليرغم مخالفت‌هاي قبلي‌اش، نشان داد بيش از آنكه يك بنيادگرا باشد يك پراگماتيست است.‏
در باره قسمت ديگري از سوال به اعتقاد من اظهارات احمدي نژاد با برنامه قبلي نبوده و او هنوز خيال مي‌كند يك عنصر سياسي ‏است كه در جمع انصار حزب‌الله سخنراني مي‌كند و متوجه نيست كه رئيس جمهور يك كشور است.
‏
اما آيا فکر نمي کنيد که اقداماتِ بعدي وي مانند فراخواندن سفراي ميانه روي ايران اين شائبه را به وجود آورده که او ‏حاضر به عقب نشيني از مواضعِ خود در برابر فشارهاي غرب نيست؟‏
‏ به نظر من غرب براي اعمال فشار عليه ايران در برنامه هسته‌اي از اظهارات غير منطقي احمدي‌نژاد بهره‌برداري مي‌كند زيرا اين حرفها ‏را سالها پيش نيز رهبر فقيد ايران گفته بود اما چنين واكنشي در جهان به وجود نيامد. به نظر من غرب نبايد فراموش كند كه ‏اصلاح طلبان در ايران قدرت بزرگي هستند و اين روشها را نمي‌پسندند. و حاكميت ايران چنانكه تصور مي‌رفت با او همراهي نكرد. ‏غرب نبايد احمدي نژاد را جدي بگيرد و بايد آرامش را بازگرداند. به ويژه كه اظهارات رهبر جمهوري اسلامي در خطبه‌هاي نماز عيد ‏فطر ملايمتر بود. گرچه ما موضع ايجابي را بر موضع سلبي ترجيح مي‌دهيم و اعتقاد داريم به جاي حمله به اسرائيل بهتر است از ‏حقوق فلسطيني‌ها دفاع كنيم و اگر اعراب دو دولت در يك سرزمين را پذيرفتند ما نبايد كاتوليك‌تر از پاپ شويم اما نبايد فراموش ‏كنيم كه رفتار اسرائيل نيز همواره به گونه‌اي بوده است كه ايران اسرائيل را يك تهديد منطقه‌اي براي خود دانسته و براي مثال در دو ‏سال اخير اسرائيل بارها تهديد حمله به نيروگاه‌هاي ايران را مطرح كرده و محرك مواضعي مانند اظهارات اخير احمدي نژاد بوده است.
‏
امروز ايران مجدداً مدعي شد که آمادة از سر گيريِ مذاکرات با اتحادية اروپايي است. آيا شما به آيندة اين مذاکرات ‏خوش بين هستيد؟ ونظرتان بعنوان فعال حقوق بشر درباره حرفهاي احمدي نژاد چيست ؟
‏به عنوان يك فعال حقوق بشر جنبه‌هاي سياسي موضوع برايم اهميت كمتري دارد و از منظر حقوق بشري با اين اظهارات موافق ‏نيستم. به نظر من حقوق بشر فقط مقوله اي سياسي نيست بلكه اجتماعي اقتصادي و فرهنگي نيز هست و در ايران مشكلات ‏حقوق بشري فقط در زمينه‌هاي سياسي نيست بلكه« فقر و فساد و تبعيض» هم از مصاديق نقض حقوق بشر است. اما مشكلات ‏حقوق بشري در زمينه سياسي را مي‌توان با مذاكره و توافق به تدريج كاهش داد ولي در زمينه اقتصادي و اجتماعي فقط با كار و ‏تلاش و سرمايه‌گذاري مي‌توان بر آن غلبه كرد. ‏
لذا وقتي احمدي‌نژاد با شعار عدالت اجتماعي و از بين بردن فقر به رقابت آمد و با آراء ضعيفي پيروز شد ما از اين لحاظ كه ‏دست كم مشكلات حقوق بشر در زمينه اقتصادي و اجتماعي التيام و كاهش پيدا مي‌كند خرسند بوديم ولي شگفت اين است كه ‏لازمه تحقق وعده‌هاي عدالت اجتماعي، سياست تنش‌زدايي در داخل و خارج و جذب سرمايه خارجي و جلب اعتماد براي ‏قراردادهاي اقتصادي و ايجاد روحيه اعتماد و همكاري در مردم است ولي سياست‌ها و رفتارهاي سه ماه اخير نه تنها موجب جذب ‏سرمايه نشد كه سرمايه‌هاي عظيم ايرانيان را هم فراري داده و با تنش و بحران باعث تشديد مشكلات اقتصادي داخلي شده. نتايج ‏اين سياست‌ها بر خلاف وعده‌هاي داده شده است و شرايط اقتصادي و اجتماعي مردم را وخيم‌تر مي‌كند. دولت جديد راهي جز ‏ادامه و گسترش سياست اعتمادسازي و تنش‌زدايي ندارد وگرنه خود و كشور را دچار بحران مي‌كند و پايمال شدن حقوق بشر ‏توسعه مي‌يابد. ‏

باقي انجمني براي دفاع از حقوق زندانيان تأسيس کرده است [از اين رو از وي مي پرسم] وضعيت کنونيِ زندان ها ‏چگونه است؟ حرف هاي زيادي در مورد اکبر گنجي گفته مي شود که وي بعد از اعتصاب غذا به زندان برگردانده ‏شده و اکنون در قرنطينه است.‏
‏ در حال حاضر غير از 130 هزار زنداني عادي از جمعيت 70 ميليوني ايران دو گروه زنداني سياسي داريم.تعداد زندانيان سياسي ‏عقيدتي و مطبوعاتي بين 40 تا 50 نفر نوسان دارد و تعداد زندانيان سياسي وابسته يا متهم به ارتباط با گروههاي مسلح كه ما ‏توانسته‌ايم شناسائي كنيم بين دويست تا سيصد نفر نوسان دارد.جرم معدودي از انها قتل يك تا چند نفر است. شرايط بسياري از ‏زندانيان به مراتب نامناسبتر از برخي زندانياني است كه معمولا در رسانه‌ و سازمان‌هاي غربي به آنها توجه مي‌شود. به نظر ما ‏زندانيان گروه دوم اگر مرتكب جرم هم شده باشند بايد حقوق‌شان مراعات شود و زندانيان گروه اول هيچكدام استحقاق زندان ‏ندارند و بايد آزاد شوند و از طريق مذاكرات و فعاليتهاي شخصيتهاي موجه و با نفوذ و نهادهاي مدني شانس آزادي آنان بيشتر ‏است تا از طريق دخالت دولتهاي خارجي كه ممكن است حكومت را به عكس العمل و لجبازي اندازد.البته سازمانهاي بين الملي ‏حقوق بشر بايد پس از بررسي و تحقيق دقيق درباره وضع زندانيان و اخبار و ادعاهاي مربوط به آنها از طريق افراد، منابع و ‏نهادهاي مدني مستقل و با تكيه بر اطلاعات درست وظيفه خويش را انجام دهند و در صورت لزوم اعتراض كنند همچنانكه ‏نهادهاي حقوق بشري داخل كشور بايد با بررسي اظهارات دو طرف و بر اساس اطلاعات مطمين قاطعانه به موارد نقض حقوق بشر ‏اعتراض كنند.

Copyright: gooya.com 2016