بحث در محافل سياسى ايران، در مورد خطر درگيرى نظامى آمريكا با ايران بالا گرفته است. برخى از كارشناسان و صاحبنظران سياسى اين خطر را واقعى و برخى نامحتمل ارزيابى مىكنند. دويچهوله براى پرتوافكندن بر اين موضوع، گفتگويى داشت با دكتر مهران براتى، سياستشناس ساكن آلمان.
پرسشگر: بهرام محيى
دویچهوله: آقای براتی به نظر میرسد که جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی خودش راه رودررویی با جامعه جهانی را در پیش گرفته است. هماکنون در محافل سیاسی ایران صحبت از خطر درگیری نظامی آمریکا با ایران در ميان است. به نظر شما این خطر تا چه اندازه واقعیست؟
مهران براتی: این خطر همیشه هست، چون در مورد آمریکا واقعیت این است که هیچوقت روسای جمهورى آمریکا حرفی را نزدهاند که بعدا هم انجام ندادهاند. یعنی اگر تهدید به حمله بکنند، مسئله فقط دیر یا زودش است و این کار را انجام میدهند. مگر اینکه شرایط طوری تغییر پیدا بکند که آنها تشخیص بدهند الان بدون حمله هم میتوانند به اهدافشان برسند. این را ما بهخوبی در مورد عراق دیدهایم، یعنی نباید روی هوشمندی سیاسی سران مسئول آمریکا حساب کرد. حمله نظامی به ایران و دستیابی به اهدافی که مورد نظر مصوبهی پیشین شورای امنیت بوده، در شرایط دیکتهی جنگی مسئلهی محتملیست. یعنی حتما این نیست که آمریکا منتظر مصوبهی شورای امنیت بشود. این مسئله احتمالش فقط به این دلیل کم است که اگر مسئله مربوط به مراکز اتمی ایران میشود ـ و فعلا آن هست ـ همه این پایگاهها و مراکز هستهای ایران شناختهشده نیستند، بعلاوه ایران هم امکان عملیات متقابل برای ضربهزدن به نیروهای آمریکایی را اینجا و آنجا دارد. گرچه احتمال حملهی نظامی را من فعلا کم میبینم، ولی این مسئلهی غیرممکنی نیست. ما میدانیم که فقط ۵درصد از توان نظامی آمریکا خارج از مرزهای آمریکا فعلا مستقر است، یعنی ۹۵ درصد از توان نظامی آمریکا دستنخورده است و این هر لحظه قابل فعالکردن است. از طرف دیگری، همانطور که میگویید، جمهوری اسلامی، بخصوص این رییس کمیسیون امنیت ملی، مرتب صبحت از فرستادن ماهواره میکند و استفاده از موشک شهاب که این موشکها قرار است برد ۳هزارکیلومتری داشته باشند که اینها دیگر موشکهای دفاعی نیستند. به همین دلیل هم از طرف بخشی از حکومت ایران به این تنش دامن زده میشود با این تصور که اگر ما تهدید را در مقابل تهدید بگذاریم، به احتمال قوی کمتر مورد هدف قرار خواهیم گرفت. ولی به نظر من این حساب نادرستیست. احتمال حمله هست، گرچه در شرایط کنونی چنین حملهای به نفع آمریکا نخواهد بود.
دویچهوله: آیا بحران بر سر برنامهی اتمی ایران، مهمترین نقش را در تنشهای موجود ایفا میکند، یا به نظر شما عوامل مهمترى هم وجود دارد؟
مهران براتی: ما میدانیم که اصلا مسئلهی غنیسازی، آنچه مورد نظر حکومت ایران است، هیچوقت از طرف جامعه جهانی مورد سوال قرار نگرفته و در تمام مصوبات شورای امنیت هم به این مسئله تکیه شده است. آنچه مسئلهی جامعه جهانی با ایران است، یکی این مسئله است که ما اعتماد لازم را نداریم برای اینکه مسئلهی غنیسازی به ساخت بمباتمی نکشد و از شواهد هم برنمیآید که ایران چنین هدفی نداشته باشد. مسئلهی اصلی به نظر من به هرصورت مسئلهی عراق، موضع شیعیان عراق و بخصوص کمکهایی که ایران از طریق سپاه قدس به مقتدا صدر و نیروهای چریکی او در عراق کرده است، مسئله حزباله لبنان است که این بهگفتههای خود مسئولین جمهوری اسلامی و حزباله در لبنان موشکهایی که گرفتهاند به ظن قوی همه از ایران گرفته شده است در جنگ با اسراییل و مسئلهی دیگر مسئلهی فلسطین و مسئلهی حماس است که مسئلهی اصلی آنچه میان آمریکا و ایران است، گره بر سر مسئلهی اسراییل است. یعنی هیچ نوع گفتوگویی میان ایران و آمریکا برای رفع نگرانی متقابل ممکن نیست، بدون اینکه اسراییل به رسمیت شناخته بشود و یا اینکه حداقل حرکت به اینسو بهنوعی شروع بشود یا در گفتوگوها علائمی باشد برای اینکه آمریکا ببیند ایران از آنچه تا بحال رییس جمهورى و دیگران مطرح کردهاند در مورد نابودی اسراییل فاصله گرفتهاند و خواست این هست که توافق میان اسراییلیها و فلسطینیها را بپذیرند و اخلالی در این مورد نشود. یعنی تمام بحران خاورمیانه، آنچه مربوط به آمریکاست، مسئلهی اصلی است. مسئلهی هستهای اصلا به این دلیل مسئلهی مرکزی شده، و گرنه علیالاصول هیچ کشوری این حق ايران را مورد سوال قرار نمیدهد.
دویچهوله: برای پرهیز از رودررویی، دیپلماسی ایران مسیر خودش را چگونه و در چه سمتی باید تغییر بدهد؟ شما چقدر شانس برای یک چنین تغییر مسیری قائلاید؟
مهران براتی: من شانس زیادی برای این قائلم. فکر میکنم بازگشت ایران به میز مذاکره بر پایهی طرحی که از طرف شورای امنیت تحت عنوان «طرح ۱+۵»، یعنی اعضای دائمی شورای امنیت باضافه آلمان، به ایران ارائه کرده بودند. در این طرح حاکمیت ملی ایران پذیرفته شده بود و در آنجا مسئلهی تغییرنظام اصلا مطرح نبود. غنیسازی علیالاصول مورد تایید قرار گرفته بود، همکاریهای گستردهی صنعتی، تجاری و تکنولوژیک به ایران پیشنهاد شده بود، سلاحزادیی اتمی در چارچوب مذاکرات منطقهای بخشی از پیشنهاد ۱+۵ بود، بهاضافه اینکه نقش ایران را بهعنوان یک نیروی تعیینکننده منطقهای بهرسمیت شناخته بود. بنابراین چنانچه ایران پایهی مذاکرات را بر مبنای طرح ۱+۵ بخواهد آغاز کند و بهپیش ببرد، این بیشترین شرط، بیشترین احتمال موفقیت را دارد و فکر میکنم به احتمال قوی غرب هم راهی پیدا نخواهد کرد. برای اینکه این طرح دوباره در دستور کار قرار بگیرد، تهدیدی متقابل، یعنی این تهدید دیگر از طرف آمریکا بهعنوان تهدید نظامی نباشد، یک طرح مشابهی از طرف شورای امنیت تصویب بشود که احتمال آن کم نیست، مشروط بر آن كه ایران دست به حرکاتی نزند که فعلا آقای احمدینژاد و برخی از نمایندگان مجلس یا بخشی از طرفدارهای آقای احمدینژاد نشان میدهند. بهرصورت طرح ۱+۵، این پیشنهادی که به ایران شده بود، پایهی محتمل برای یک گفتوگوی صلحآمیز، برای حل مشکل اتمی و سیاسی ایران خواهد بود.
دویچهوله: آقای براتی از اینکه فرصت این گفتوگو را در اختیار ما گذاشتید، از شما بسیار سپاسگزارم.