”ایران (در عراق) در هر دو جبهه بازی میکند، هم در جبههی کارساز و هم در جبههی مقابل.“
بسيارى از تحليلگران و ناظران سياسى، برگزارى كنفرانس امنيتى بغداد را زمينه و فرصت مناسبى ارزيابى مىكردند براى نزديكى ايران و آمريكا و آغاز گفتگوى مستقيم ميان مقامهاى دو كشور. اما گويا در جريان اين كنفرانس، جنگى لفظى ميان نمايندگان ايران و ايالات متحده درگرفته است.
آسوشيتدپرس گزارش داده كه ديويد ساترفيلد نماينده آمريكا به كمكهاى تسليحاتى ايران به شبهنظاميان شيعه در عراق اشاره كرده و عباس عراقچى نماينده ايران نيز در مقابل گفته است كه اتهام آمريكا عليه ايران تنها پوششىست براى شكستهاى اين كشور در عراق. البته، سخنان ديگرى نيز در اين ميان بخصوص از سوى مقامات آمريكايى بر زبان آمده كه بيانگر بازتر شدن فضاى گفتگو و نزديكتر شدن فضاى گفتگوست.
در همين رابطه، دكتر مهران براتى تحليلگر سياسى و از اعضاى شوراى هماهنگى اتحاد جمهوريخواهان ايران، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.
مصاحبهگر: بهنام باوندپور
دکتر براتی در حالى که زلمای خلیلزاد سفیر آمریکا در عراق از تبادل نظر با مقامات ایرانی بطور مستقیم و در حضور دیگران صحبت کرده، عباس عراقچی نمایندهی ایران در کنفرانس عراق مذاکرهی مستقیم با آمریکا را رد کرده و گفته است که این مذاکرات در چارچوب کنفرانس صورت گرفته. آیا میشود به نظر شما گفتگوی ایرانیها و آمریکاییها را در کنفرانس عراق مذاکرهی مستقیم ایران و آمریکا نامید؟
مهران براتی: ببینید، دیوار تنش سیاسی یا عقیدتی میان ایران و آمریکا بسیار بلندتر از آن است که در مدت کوتاهی قابل برداشتن باشد. ولی الاصول راهی برای حل مشکلات موجود میان ایران و جامعه جهانی باقی نمیماند جز اینکه ایران مستقیما با آمریکا وارد گفتگو بشود بر سر تمام مسایلی که مورد نظر دو طرف هست و این مسئلهای که الان دو طرف دو ارزیابی گوناگون از مسئله دارند یک قسمتاش هم مربوط به این میشود که چون مراکز تصمیمگیری و قدرت در جمهوری اسلامی گوناگون هستند، به همین دلیل هم حتا در همین مورد کوچک هم مورد نظر این است که بهرصورت آن کسانی که مخالف گفتگو با آمریکا هستند مقاومتی از طرف آنها ایجاد نشود. اینها مسایلی هستند که همهاش برمیگردد به اینکه جمهوری اسلامی واقعا در مورد غرب و آمریکا نتوانسته بعنوان حکومت و دولت تصمیم بگیرد.
حالا این مذاکرات چه آن را مستقیم بنامیم چه در چارچوب مذاکرات عراق دو سویه داشته. از یکطرف هردو طرف به متهم کردن همدیگر پرداختهاند، اما از طرف دیگر مثلا خلیلزاد حضور ایران و سوریه را نشانهی خوبی از تعهد این دو کشور به حمایت از ثبات عراق ارزیابی کرده. این گفتهی سفیر آمریکا در عراق تا چه حدی به نظر میشود نشانهای دانست برای آمادگی آمریکا جهت گفتگوی مستقیم با ایران؟
مهران براتی: آمریکا به هرصورت اظهار آمادگی کرده. آن طرفی که نمیتواند تصمیم بگیرد ایران است. علتش اصلیاش هم این است که جمهوری اسلامی نه از حملهی آمریکا به افغانستان ناخشنود بود نه از براندازی حکومت بعثی در آنجا. به محضی که بعد از آن حملهها مسئلهی خاورمیانهی بزرگ و احتمال حمله به ایران برای تغییر حکومت بوجود آمد، موضع جمهوری اسلامی تغییر پیدا کرد و از آن به بعد از ناآرامیها در عراق و از عدم امنیت در آنجا ناراحت نبود. الان هم جمهوری اسلامی در وضعی قرار دارد که از یکطرف نمیتواند این وضع موجود را همینجور که هست خواهان ادامهاش باشد، از طرف دیگر به فروپاشی عراق بعنوان اینکه سه کشور شیعی و سنی و کرد در آنجا بوجود بیاید علاقه ندارد، از یکطرف دیگر باز می خواهد ناامنیها در عراق ادامه داشته باشد. تا زمانیکه دست آمریکا در عراق بسته است برای خودش احتمال یک یورش دیپلماتیک در سطح جهانی در رابطه با مسئلهی اتمی، در رابطه با مسایل دیگر اختلافش را با آمریکا میداند. به همین دلیل هم در وضعی قرار گرفته که نمیتواند تصمیم بگیرد و این وضع را را ناراحت کرده و این عدم امکان مذاکره میان ایران و آمریکا را بوجود آورده. به هر صورت از دید من آمریکا امکان انعطاف بیشتری در مقابل ایران دارد و نمیدانم چرا ایران از این اعلام آمادگی آمریکا وامکان دستیابی بسیاری از خواستههایی که ایران در مورد آمریکا دارد، چرا خودداری میکند. علت اصلیاش یک دلیل عقیدتی- ایدئولوژیک در کلیت این نظام است.
یعنی شما بیشتر با عقیدهی آن دسته از تحلیلگرانی موافق هستید که معتقدند تداوم ناامنی درعراق در مجموع به نفع جمهوری اسلامی ایران است برای داشتن یک برگ برندهای علیه آمریکا؟
مهران براتی: بله، از یکطرف این مسئله درست است. اینطور هست، ولی الاصول اینطور نیست که ادامهی این ناامنیها در عراق به ایران سرایت نکند. چنانچه این ناامنیها ادامه داشته باشد، ما شاهد این هستیم که در همین ارتباط ناامنیهای گوناگونی در سطح اقوام ایرانی در میان بلوچها، لرها، کردها مرتب بوجود آمده در میان اعراب. و این مسئله گسترش پیدا خواهد کرد. ادامهی این وضع میتواند به یک جنگ داخلی در ایران منجر بشود. بهرصورت مسئلهی قابل کنترلی از طرف ایران نیست، گرچه جمهوری اسلامی تشخیص میدهد در شرایط کنونی ناامنی موجود در عراق به نفع من در سطح دیپلماتیک و در سطح سیاستگذاری جهانی من هست.
حالا برسیم دکتر براتی به یک ارزیابی کلی. نوریالمالکی نخست وزیر عراق این آرزو را مطرح کرده بود که بحران کشورش بتواند در کنفرانس بغداد بجای اختلاف زمینهساز نزدیکی ایران و آمریکا بشود. حالا به نظر شما این کنفرانس چنین آرزویی را برآورده کرده یا اینکه بیشتر شکاف دیدگاههای ایران و آمریکا را در رابطه با بحران عراق برجسته کرده است.
مهران براتی: شکاف بیشتر نشده، ولی الان در همین کنفرانس تصمیم گرفته شده که سه کمیته درست بشود، در مورد همکاریهای امنیت عراق، در مورد امور آوارگان پناهندگان در مورد مسئلهی سوخت و تسهیلات انرژی که عراق شدیدا به آن نیازمند است و قرار است نتایج کار این کمیته به کنفرانس بعدی وزرای کشورهای همسایه عراق ارائه بدهد. در رابطه با همین باز یک پیمان بینالمللی با عراق در دستور کار است به معنای حمایت و همکاری بینالمللی برای توسعهی اقتصادی، اجتماعی و امنیت عراق. به هر صورت ایران در هر دو جبهه بازی میکند، هم در جبههی کارساز و هم در جبههی مقابل.
بنابراین آنطور که شما فرمودید شکاف دیدگاه ایران و آمریکا بیشتر نشده. آیا این آرزوی نوریالمالکی که بحران کشورش باعث نزدیکی ایران و آمریکا بشود، این آرزو متحقق شده یا نه؟
مهران براتی: این آرزو متحقق نشده، تحققاش مربوط به این میشود که در این توازن نیروهای داخل کشور ما نیروهای بزرگ درون جمهوری اسلامی تعادل و توازون قوا به آنسو برود که راه گفتگو با آمریکا گشایش پیدا بکند یا نه. من فعلا بسیار خوشبینتر از گذشته هستم و فکر میکنم این درگیریهای لفظی و سیاسی که درون ایران بوجود آمده، نشان از این دارد که مجموعه سیاسی جمهوری اسلامی دنبال پیدا کردن راهحلی هست. این بستگی دارد به اینکه نتیجهی این گفتگوها در داخل به کجا بکشد.