
محمود احمدی نژاد آنقدر باهوش است که در سومين سفر خود به نيويورک از همه ابزارهای پيرامون خود بهره بگيرد تا بتواند شنوندگان سخنان خود را دچار ترديد کند. او که ازخرداد ۱۳۸۴ توانسته به ناگاه اقبال مردمی را پيرامون خود ببيند ، در اين سه سال تجربه هايی اندوخته که هرچند بيشترش مانند نامه های بی پاسخ مانده او به سران کشورهای غربی و از جمله جرج بوش ، رييس جمهوری آمريکا باعث رسوايی شد اما گاه نيز برای وی نکات مثبتی به همراه داشت که اينک به درد اين دولتمرد ۵۲ ساله باشد.
محمود احمدی نژاد در حالی از يکشنبه شب برای سومين بار در عمر خود و دولتش پای به آمريکا گذاشته که بی ترديد بين او و بسياری از هموطنان ايرانی اش که سالها در اين کشور زندگی می کنند تفاوت بسياری وجود دارد. اينک او در قواره يک رييس دولت هرچند آمريکا را "شيطان بزرگ" می داند ، هر چند "هولوکاست را انکار می کند" ، هر چند "نابودی اسراييل" را "راه حل نهايی" می داند و هرچند برخلاف نظر دنيا، معتقد است "ذره ای از برنامه هسته ای ايران عقب نخواهد نشست"، می تواند بنابر توافق سازمان ملل و دولت آمريکا بدون محدوديت در اين ايام به آمريکا سفر کند حال آنکه بسياری از هموطنان او که از آزار و اذيت و سليقه، مهاجرتش را برگزيده اند ، هرگز قادر به بازگشت به سرزمين شان نيستند.
اين تفاوت کمی نيست و متاسفانه دنيا نيز بدان توجه ندارد. گويی صدای مردم – همان ايرانی های آواره- تنها در چاهی می پيچد و حال آنکه محمود احمدی نژاد داستان ما ، انگار نه انگار اتفاقی افتاده است؛ گريم می شود، رو بروی دوربين های می نشيند و البته هميشه لبخند می زند؛ حتی وقتی می خواهد بگويد "آقای بوش حرف زياد می زند".
برگرديم به حرف اول اين نوشتار. محمود احمدی نژاد که اين بار با يک تيم رسانه ای پای به نيويورک گذاشته است ، آنقدر مشاور دارد که حتی در مصاحبه با روزنامه لس آنجلس تايمز يا يک راديوی محلی نيويورک لحظه ای تپق نزند و حرف هايی را که پيش از اين تمرين کرده است ، بيان کند.
هرچند خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) مشروح اين گفتگو را در سايت خود (اينجا) منعکس کرده است اما بخشی از اظهارات احمدی نژاد قابل توجه است که عليرغم اينکه او تلاش داشته براساس آنچه از پيش تدارک ديده ، پاسخ دهد اما گويا گاهی نيز پاسخ های قابل توجهی بيان کرده که در زير به آنها خواهم پرداخت:
۱- رييس جمهوری ايران در گفتگو با اين دو رسانه آمريکايی در پاسخ به سوال خبرنگار لس آنجلس تايمز پيرامون دلسردی مردم از حکومت گفته است: "۹۸ درصد مردم طرفدار نظام ما هستند. هر سال چندين راهپيمايی دهها ميليونی به نفع نظام برگزار میشود. مردم ما به صورت خودجوش در اين راهپيمايیها ، انتخابات و مراسمها شرکت میکنند. روابط دولت ايران با مردم صميمانه است و من به عنوان رييس جمهور با مردم در خيابانها و دانشگاه ارتباط دارم."
بيان اين جمله از سوی احمدی نژاد اولين ادعای اينچنينی پس از برگزاری انتخابات "تعيين نوع حکومت ايران" در نه و ده فروردين ۱۳۵۸ است. در اين بازه ۲۹ ساله هيچ مقام مسوول و حتی غير مسوولی چنين ادعايی نداشته که ۹۸ درصد مردم ايران طرفدار نظام هستند و اين از افاضات آقای رييس جمهوری است. تنها نگاهی به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره هشتم که هشت ماه پيش در ايران برگزار شد به استناد آمار مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی تنها شصت درصد مردم در انتخابات شرکت کردند. (اينجا) حداقل نتيجه اين آمار اين است که چهل درصد واجدين شرايط تمايلی به شرکت در انتخابات نداشته اند. چگونه می شود چهل درصد که البته بسياری آمار شرکت نکرده ها در اين انتخابات را نزديک پنجاه درصد می دانند ، طرفدار نظامی باشند اما در انتخابات که به گفته رييس جمهوری "از اقدامات خودجوش مردم به نفع دولت است" شرکت نمی کنند.
۲- خبرنگار لسآنجلستايمز در اين مصاحبه از احمدینژاد پرسيده است "اگر آمريکا به خاطر وجود زندان گوانتانامو از سوی مردم آمريکا و ديگر کشورها تحت فشار است و گفته میشود در ايران نيز تعدادی از فعالين سياسی و اساتيد دانشگاه تحت فشار هستند. که البته احمدینژاد در پاسخ گفته است:"اين حرفهای صهيونيستها و آمريکايیهاست. اينها در ايران واقعيت ندارد. در ايران آزادی و قانون حاکم است و آيين دادرسی قوهی قضاييه ما از مترقیترين آيين دادرسیها است. به نحوی که يک نفر میتواند بيش از پنج بار درخواست فرجامخواهی کند."
هرچند رييس جمهور ايران به اين واقعيت اشاره نکرده است که اين فرجام خواهی ها هيچ فايده ای ندارد ، اما همين اظهارات وی قابل تامل است. آيا واقعا در ايران "آزادی" و "قانون حاکم است"؟ تنها در اين ميان به احکام سه دانشجوی پلی تکنيک بايد اشاره کرد که عليرغم فشار و تهديد و شکنجه ، دادگاه آنها را از بسياری از اتهامات تبرئه کرد اما حاصل چه شد؟ آيا اين دادستان دادگستری تهران نبود که در لباس مدعی العلوم ، بار ديگر اين سه دانشجو را به بند کشيد؟ آيا اينکه زنان ايرانی در مقابل ظلمی که به آنها می شود ، حق سرپرستی فرزندی که ندارند ، ديه ای که نيمه می گيرند ، شهادتی که نصفه حساب می شود و يا ارثی که به سر سوزنی می برند ، براساس حرف صهيونيست ها و آمريکايی ها پای به اعتراض نهاده اند؟
خبرهای زير تنها بخشی از خبرهايی است که هر روز درباره هر فعاليت سياسی ، دانشجويی و قوميتی خوانده می شود که البته آقای رييس جمهوری از آن بی خبرند:
- احتمال تبعيد آيت الله بروجردی و چهار هوادار وی
- محکوميت شهناز غلامی، فعال حقوق زنان در آذربايجان به ۶ ماه زندان
- ادامه بازداشت ظهور نبوی مقاله نويس مجله سرزمين آريايی
- ابراز نگرانی از شکنجه ۹ فعال حقوق فرهنگی آذربايجان
- تهديد به حذف فيزيکی منصور رادپور زندانی سياسی در زندان گوهردشت
- بازرسی از منزل حسن راشدی٬ نويسنده بازداشت شده آذربايجانی
- آخرين دفاع از مسعود کردپور در دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد
- تاييد حکم احترام شادفر: شش ماه حبس تعليقی
- اجرای حکم زندان حسن اسدی، از فعالان مدنی آذربايجان
- انتقال نوجوان ۱۸ ساله ی سقزی به زندان مرکزی اين شهر
- محکوميت پنج سال زندان برای ابراهيم مهرنهاد
- انور حسين پناهی لب های خود را می دوزد
- فشارهای جديد بر زندانيان سياسی زندان اوين
- آخرين خبر از وضعيت فعالين مدنی ترک بازداشت شده در جريان مراسم افطاری
- بازداشت مهدی واحدی فعال فرهنگی آذربايجان در نمايشگاه ميانه
- تهديد پدر انورحسين پناهی، زندانی سياسی محکوم به اعدام
۳- و باز در توضيح پاسخ اين پرسش خبرنگار ، "يعنی در ايران کسی تحت فشار نيست و در زندان نيست؟" ، رييس جمهوری ايران گفته است:"اگر کسی جرمی مرتکب شود در دادگاه علنی با حضور وکيل به جرمش رسيدگی و طبق قانون عمل میشود."
اين اظهارنظر در حالی بيان شده است که تنها ۴۰ روز پيش يعقوب ميرنهاد يک فعال مدنی در استان سيستان و بلوچستان بنابرآنچه ادعای مسولان قضايی "ارتباط به گروه تروريستی جندالله" بوده ، بدون برگزاری دادگاه علنی ، هيات منصفه و وکيل ، به دار آويخته شد.
۴- اما بحث ديگر در مصاحبه احمدی نژاد اشاره او در مورد انتخابات در ايران بود. وقتی خبرنگار از پرسيد که "چرا در ايران در قضيهی انتخابات برخی از افراد ردصلاحيت میشوند؟" ، پاسخ داد: "من فکر میکنم که انتخابات ايران جزو آزادترين انتخابات است و حداقل ۱۰۰ برابر آمريکا در ايران آزادی هست. ما به مردم اعتماد داريم و انتخابات در کشور ما آزاد است و فکر میکنيم در آمريکا است که محدوديت وجود دارد. ما در ايران قانون داريم و طبق قانون هر کسی که ويژگی رياست جمهوری را داشته باشد میتواند کانديدا شود."
احمدینژاد به عنوان پاسخ خود را مثال زد و گفت: "نشانه اعتماد مردم، خود من هستم که جلوی شما نشستهام. من عضو هيچ حزبی نبودم و فقط يک استاد دانشگاه بودم و در واقع يک کانديدای مستقل بودم و دانشگاهيان طرفدار من بودند. هفت نفر ديگر نيز کانديدا بودند و از احزاب گوناگون در اين رقابت حضور داشتند و افراد مستقل نيز حضور داشتند و رقابت صورت گرفت. من خود يک کانديدای مستقل بودم، عضو هيچ حزبی نبودم، دانشگاهيان طرفدار من بودند و من رای آوردم و رييس جمهور شدم."
رييس جمهوری ايران که می داند با غريبه ها چگونه سخن بگويد در حالی خود را اينگونه منتخبی بيان کرده که به گواه اسناد و مدارک ثبت شده در انتخابات ، می دانيم که انتخابات ۲۷ خرداد ۱۳۸۴ و البته ۴ تير انتخاباتی بی بديل در تاريخ جمهوری اسلامی بوده است. از اين انتخابات همان بس که مهدی کروبی اعلام نمود که تا پنج صبح با يک ميليون اختلاف پس از اکبر هاشمی رفسنجانی نفر دوم بوده است اما وقتی دو ساعت بعد از خواب برخواسته است ، ناگهان احمدی نژاد به اختلاف دو ميليون از او پيشی گرفته است. اگر شنيده ها را هم کنار بگذاريم در يک نامه به رهبری خوانديم که گلايه شده بود از نقش بسيج و فرزند اول آقای خامنه ای وگرنه ، اين احمدی نژاد خواب رييس جمهور شدن را هم نمی ديد.
با همه اينها ، اما احمدی نژاد اصرار دارد که بگويد او عضو هيچ حزب و گروهی نيست هرچند که "رايحه خوش خدمت" نزديکان او بودند که يک سر آن حاج صادق محصولی فرمانده سپاه بود ، سر ديگرش عزيز جعفری که اينک فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
۵- احمدی نژاد در حالی به دو رسانه آمريکايی پاسخ می داد که مجبور شد بخشی از سخنانش را به پرونده هسته ايران اختصاص دهد و بگويد "ما بيشترين همکاریها را تاکنون با آژانس انجام دادهايم" ، "همکاریهای ما با آژانس بر اساس قوانين و مقررات آژانس و تعهدات متقابل است و ما تنها کشوری هستيم که تمام تعهدات خود را ايفا کردهايم" و ... با اين حال او حتما به ياد نمی آورد برعکس حرف هايی که اين روزها در آمريکا می زند و کسی در داخل ايران به دنبالش نيست ، يکسال پيش در کنفرانسی مطبوعاتی در حاشيه نشست سران شورای همکاری خليج فارس گفته بود "پرونده هسته ای ايران بسته شده است". لابد اين اظهارات او هم برای مصرف مردم داخل ايران بوده است. (اينجا)
۶- اما نکته نهايی از اين سخنان رييس جمهوری ، بيش از شعارها و عوامفريبی های او ، اختصاص به هدفی دارد که در نهان اين سفر قرار دارد. اگر احمدی نژاد در سفر اول ماجراجويی کرد ، در سفر دوم در دانشگاه کلمبيا در محله هارلم نيويورک سنگ روی يخ شد ، اما اينبار تنها برای يکی از اين دو به آمريکا نيامده بلکه هدف او گزينه سومی است که با نگاهی به سخنانش می توان آن را دريافت:
"آمريکا کشوری بزرگ و پراستعدادی است و اگر دولتی در اين کشور بر روی کار بيايد که بر استعدادهای داخلی اين کشور متمرکز شود میتواند مشکلات آمريکا را حل کند. دولت آمريکا بايد روابطش را با ديگر کشورها بر اساس احترام و عدالت تنظيم کند و به جای هزينههای سنگين نظامی اين هزينهها را صرف رفاه مردم آمريکا کند، با ساير ملتها با احترام برخورد نمايد، روابط احترامآميز و عادلانه داشته باشد و ما بر اساس اين روابط علاقهمنديم که روابط دوستانهای با آمريکا داشته باشيم.من قبلا نيز گفتم که حاضرم با هر يک از کانديداهای انتخابات رياست جمهوری آمريکا در صحن سازمان ملل مناظره و گفتوگو کنم چرا که ما اهل گفتوگو، منطق و عدالت هستيم و دوست داريم بر اين اساس با همه تعامل کنيم و فکر میکنيم اين به نفع ملتهاست."
و حتی وقتی خبرنگار از او می خواهد که بگويد "چه اقدامی برای از سرگيری روابط انجام می دهد" ، احمدی نژاد پاسخ گفت:"من در اين ارتباط قدمهايی را برداشتهام. من نامه برای بوش نوشتم و اعلام آمادگی کردم که در سازمان ملل با وی گفتوگو کنم. ما در قضيه عراق به تقاضای دولت آمريکا در مورد عراق پاسخ مثبت داديم و با آنها مذاکره کرديم و در واقع هر کاری که میشده ما انجام دادهايم، اکنون نوبت دولت آمريکاست."
احمدی نژاد که اين روزها ماجراجويی را در پس ارتباط گرفتن از آمريکا دنبال می کند ، حتما در روزهای آينده نيز باز برای مردم دنيا حرف های قشنگ می زند ، می گويد و تاکيد می کند که در ايران آزادی قوميتی برقرار است ، اديان (حتی يهوديان) آزادند و باز می افزايد که در ايران همجنس گرايی وجود ندارد ....
واشينگتن ۲۳ سپتامبر