- ما نشان دادهايم که اعضای شورای نگهبان خواه به دستور مستقيم رهبری و يا مستقل از آن عمل کنند، بی طرفی و عدالت خود را از دست دادهاند
- حضور و مشارکت در انتخابات را از هم تفکيک می کنيم
- برخی از اصلاحطلبان اميد داشتند که با مذاکره از يک طرف و فاصله گرفتن از گروههايی، نظير نهضت آزادی، که خط قرمز محسوب می شدند، بتوانند مجدداً وارد حکومت شوند
- طبيعی است هر گروه و حزب سياسی، در مرحله اول، خواستار آزادی فعاليت حزب و گروه خود باشد
- تا زمانی که فعاليت سياسی به صورت فردی صورت میگيرد، هر قدر هم شديد باشد، ريشه دار نخواهد شد
- بخشی از گسستگی ارتباط گروههای سياسی با مردم، مربوط به روانشناسی رفتار سياسی جامعه، بعد از منحرف شدن انقلاب است
خسرو شميرانی
shemiranie@yahoo.com
در هفتههای گذشته شهرگان سلسله گفت وگوهايی در پيوند با انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی را آغاز کرده است. تا کنون آقای عماد افروغ، نمايندۀ اصولگرای مجلس هفتم و آقای عيسی سحرخيز سياستمدار اصلاح طلب، به سوالات شهرگان در رابطه با انتخابات پاسخ دادهاند. ((۱))
در اين شماره آقای دکتر ابراهيم يزدی، دبير کل نهضت آزادی ايران و وزير خارجه دولت موقت برآمده از انقلاب اسلامی، به سوالات شهرگان پاسخ داد.
خ. ش
آقای دکتر ابراهيم يزدی، گستردگی رد صلاحيتها که علاوه بر اصلاحطلبان، بخشهايی از اصولگرايان را نيز شامل شده، بسياری از رهبران اصلاح طلب را غافلگير کردهاست. آيا با توجه به سياستهايی که دولت آقای احمدی نژاد در رابطه با آزادیهای سياسی و اجتماعی پيش بردهاست، اين نوع برخورد با انتخابات جای تعجب دارد؟
با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد و تغييراتی که در مديران دستگاههای دولتی، بخصوص در وزارتخانههای ارشاد، کشور و اطلاعات صورت گرفت و سياستهای اعمال فشار و سرکوب بر گروههای دگرانديش، پيش بينی سياستهای دولت در انتخابات چندان مشکل نبود. انتصابات وزارت کشور هم سمت و سوی اين سياستها را نشان میداد. با اين وجود برخی از اصلاح طلبان اميد داشتند که با مذاکره از يک طرف و فاصله گرفتن از گروههايی، نظير نهضت آزادی، که خط قرمز محسوب می شدند، بتوانند مجدداً وارد حکومت شوند. اما روشن بود و از همان موقع ما به کرات يادآور شده بوديم که اين يک خوش بينی بدون توجيه است.
برخی معتقدند اصلاح طلبانی که امروز در حاشيه قدرت قرار گرفتهاند و نيروهايی همچون نهضت آزادی که به عنوان اپوزيسيون تحمل میشوند، محدوديتهای موجود را پذيرفتهاند و نه از اصل آزادی بلکه تنها از آزادی خودشان دفاع می کنند. نظر شما در اين ارتباط چيست؟
صدور چنين حکمی و تعميم دادن به تمام گروههای سياسی، از جمله نهضت آزادی ايران نادرست است. در داخل ايران گروههای سياسی، نظير نهضت آزادی ايران و يا ملی – مذهبیها نه فقط دغدغه آزادی های قانونی گروه خود را دارند، بلکه آزادی فعاليت کل گروههای سياسی را که به مبارزه سياسی علنی قانونی معتقدند، خواستارند. طبيعی است هر گروه و حزب سياسی، در مرحله اول، خواستار آزادی فعاليت حزب و گروه خود باشد، اما همه گروه ها، حاضر نيستند برای آزادی فعاليت خود، به زور و قدرت حاکم تسليم شوند. نهضت آزادی ايران اگر می خواست آزادی فعاليت خود را به هر قيمت و با قربانی کردن يا کوتاه آمدن ارزشهای اعتقادی خود بدست آورد، فرصتها و امکانات فراوانی در دسترس اش قرار داشت. اما ما تحقق حقوق و آزادیهای سياسی را برای تمام ملت می خواهيم نه فقط برای حزب خود.
اخيرا نهضت آزادی طی بيانيهای خواستار نظارت بينالمللی بر انتخابات مجلس هشتم شد. با توجه به توازن قوای نيروهای سياسی در ايران و سازوکارهای حاکم بر تدارک نظارت بينالمللی، آيا اين ابزار به فرض عملیشدن می تواند در افزايش سلامت انتخابات تاثير داشته باشد؟
ايران عضو اتحاديه بينالمجالس است. اين اتحاديه هم ضرورت نظارت بينالمللی بر انتخابات را در کشورهای مختلف امضاء کردهاست و هم ضوابط و مقررات آن را به همراه ۲۱ سازمان و نهاد ديگر تصويب کرده است . با توجه به مناسبات بينالمللی در دوران ما بعد از جنگ سرد، و تجربه نظارت بر انتخابات در کشورهای مختلف، اين نوع نظارتها هم عملی و هم مفيد هستند.
نهضت آزادی دليل پيشنهاد ِراهکار نظارت بينالمللی را، خروج شورای نگهبان از عدالت اعلام کرد. آقای عيسی سحرخيز، فعال اصلاح طلب در مصاحبه با شهرگان گفته است، طرح موضوع خروج شورای نگهبان از عدالت، حاکميت و سطوح بالای آن را زير سوال می برد، آيا با نظر ايشان موافقيد؟ بهويژه اينکه آقای سحرخيز تصريح کردهاست که مسولان دستگاه اجرايی و هيئتهای اجرايی انتخابات، بدون اجازه رهبر آب هم نمیخورند.
بی ترديد شورای نگهبان رابطهی ويژهای با مقام رهبری دارد. اما اين ارتباط رافع مسئوليت آنان نمی باشد. در بيانيه تحليلی نهضت آزادی، ما با ذکر ادله و شواهد نشان دادهايم که اعضای شورای نگهبان خواه به دستور مستقيم رهبری و يا مستقل از آن عمل کنند، بی طرفی و عدالت خود را از دست دادهاند.
بعضی نيروها میگويند علاوه بر اينکه در ايران، دولت متکی به عوايد نفت، بی نياز از مردم عمل می کند، سازمانهای اپوزيسيون هم نيازی به ايجاد ارتباط و پيوند واقعی و ريشه دوانيدن در مردم نمی بينند. نظر شما در اين رابطه چيست؟ بهويژه در ارتباط با نهضت آزادی اين امر را چگونه می بينيد؟
بخش اول اين پرسش يا اين نظريه که چون دولت ايران در اداره امور خود به درآمد نفت تکيه دارد و به ملت نيازمند نيست، درست است. اما بخش دوم آن که تمامی نيروهای اپوزيسيون داخل ايران نيازی به ايجاد ارتباط و پيوند واقعی با مردم نمی بينند، نادرست است. هستند گروهها و احزاب سياسی، که از درون حاکميت سرچشمه گرفتهاند و ممکن است برخی از آنها به قدرت، در چارچوب تعاملات با حاکمان نگاه کنند، اما نيروهای اپوزيسيون چنين نيستند. به عنوان مثال نهضت آزادی ايران، هرگز چنين نبوده است. اما بايد توجه داشت که قدرت حاکم از نيروی منسجم و سازمان يافته مردم بيم دارد. تا زمانی فعاليت سياسی به صورت فردی صورت می گيرد، هر قدر هم شديد باشد، ريشه دار نخواهد شد. بخشی از گسستگی ارتباط گروههای سياسی اپوزيسيون با مردم در ايران، معلول فشارهای سياسی گسترده عليه اين نوع گروههای سياسی می باشد. بخش ديگری از آن مربوط به روانشناسی رفتار سياسی جامعه، بعد از يک انقلاب بزرگ تاريخی، که دچار انحراف شده است، می باشد.
آيا فکر نمی کنيد طرح موضوع خارج شدن شورای نگهبان از عدالت، دارای پتانسيل مناسبی برای تبديل شدن به يک گفتمان گسترده تر برای مقابله با محدوديتهای ايجاد شده توسط قدرت سياسی مسلط باشد؟ اگر چنين است آيا بهتر نيست به جای ارائه راهکارهای حساسيت برانگيز، دنبال راهکارهايی برای گستردگی بيشتر اين بحث بود؟
اين ها منافاتی با هم ندارند. اکنون اعتراض به رفتارهای قانون گريز شورای نگهبان و برخی ديگر از نهادهای دولتی بسيار گسترده شده است. تمام گروهها و نيروهای سياسی، حتی اصلاح طلبان درون حاکميت هم به آن میپردازند. يکی از دلايل يا انگيزههای تغيير در وزارت کشور، توسط نيروهای راست و تماميت خواه اين بود که به جای شورای نگهبان در رد گسترده صلاحيتها، هياتهای اجرايی وزارت کشور همان کارها را انجام دهند. کاری که در انتخابات حاضرشده است. اين طرز عمل، فشار را از روی شورای نگهبان می کاهد. راههای ديگر، از جمله طرح ضرورت نظارت بين المللی، در فضای سياسی ايران ممکن است به تغيير در برخی از رفتارها منجر گردد. با توجه به آرايش نيروهای سياسی درون حاکميت، انتظار اين تغيير دور از ذهن نيست .
به نظر میآيد نهضت آزادی به طور رسمی در انتخابات مجلس هشتم شرکت نمی کند، گرچه برخی شخصيتهای سرشناس ملی – مذهبی و نزديک به نهضت آزادی، به عنوان متقاضيان نامزدی انتخابات ثبت کرده و رد صلاحيت شدند. به طور مشخص شما چه می گوييد در انتخابات شرکت کنيم يا نه؟
|
advertisement@gooya.com |
|
اولين وظيفه يک حزب سياسی ايجاد ارتباط با مردم و اثر گزاری بر روند تحولات سياسی است. انتخابات در هر کشوری، فرصت مناسبی برای اين نوع ارتباط است. نهضت آزادی ايران حضور و مشارکت در انتخابات را از هم تفکيک می کند. ما در انتخابات حضور داريم و از طريق اين حضور نقش خود را در آگاهی دادن به مخاطبان خود ايفا می نماييم. اما شرکت در انتخابات به معنای رفتن و رای دادن و يا اعلام پشتيبانی از کانديداهای معين و يا نرفتن و رای ندادن و اعلام عدم مشارکت، همه بستگی به مراحل آخرين دارد. در حال حاضر نهضت آزادی ايران در باره شرکت يا عدم شرکت خود در انتخابات اعلام نظر نکرده اما در موقع خود ان را اعلام می کند.
آقای دکتر ابراهيم يزدی از شما سپاسگزاريم
اين پرشس و پاسخ به صورت کتبی و در روز ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ – ۳۰ ژانويه ۲۰۰۸ صورت گرفته است
لينک اين گفت وگو در شهرگان:
http://shahrgon.com/fa/news/1114.html
((۱)) لينک گفت وگوهای پيشين:
با عيسی سحرخيز
http://shahrgon.com/fa/news/1088.html
با عماد افروغ
http://shahrgon.com/fa/news/1055.html