بهمن ِ کُردان! بابک داد![]() ده سالگی گويا؛ گويا ده سال گذشته است؟ اميرفرشاد ابرهيمی![]()
در همين زمينه
6 آبان» مفهوم نقد فرهنگی در جامعه سیاستزده، جمشيد فاروقی29 مهر» جامعه سياستزده و سمبلهايش، جمشيد فاروقی 15 مهر» نياز به نقد فرهنگی، جمشيد فاروقی
بخوانید!
13 آبان » خنثی شدن طرح ترور نخست وزير ترکيه، مهر
13 آبان » سياستزدگی و خشونت، جمشيد فاروقی 13 آبان » صفايی فراهانی: ادعای "تلاش برای از اکثريت انداختن دولت"، مظلوم نمايی است، ايلنا 13 آبان » بحران کنونی سرمايه داری، علل و زمينه های آن، بحران مالی يا بحران ساختاری نظام سرمايه داری؟ (بخش سوم)، جابر کليبی 13 آبان » بحران کنونی سرمايه داری، علل و زمينه های آن، بحران مالی يا بحران ساختاری نظام سرمايه داری؟ (بخش دوم)، جابر کليبی
پرخواننده ترین ها
سياستزدگی و خشونت، جمشيد فاروقی![]()
نيک که بنگريم در خواهيم يافت که سياست از جنس فلسفه نيست. فيلسوف روی زمين لغزان شک و ترديد حرکت میکند و هرگاه متوجه شود که زمين زير پايش سخت و هموار شده است بايد دريابد که از باغ فلسفه به بيابان ايدئولوژی نزديک شده است. حکايت سياست اما چيز ديگری است. دوره فعاليت سياستمداری که روی زمين لغزان شک و ترديد حرکت کند، دوره چندان طولانی نيست. اين چنين است که اگر شک و ترديد از افزارهای اصلی انديشه فلسفی باشند، قاطعيت در بيان و عمل در شمار بنيانهای سياست است. به سخن ديگر، فلسفه از قاطعيت پرهيز دارد و سياست از ترديد. قاطعيت در سياست زمينههای اعمال قهر را فراهم میآورد. ماشين دولتی از "حق" اعمال قهری مجهز و سازمانيافته بهرهمند است. قهر و اعمال قهر چيزی نيست که تنها به جوامع غيردموکراتيک و استبدادزده محدود باشد. موضوع اصلی سياست، قدرت است و حفظ، کسب يا سلب قدرت بدون بهرهگرفتن از قهر ممکن نيست. تفاوت بين جوامع دموکراتيک و غيردموکراتيک در بود يا نبود پديده قهر نيست، در آزادی عمل آن است. در جوامع دموکراتيک پارلمان، قانون اساسی و رسانهها بر قهر دولتی نظارت دارند و مانع از تاخت و تاز لگام گسيخته آن میشوند و همين امر بر پيرامون قهر حصار میکشد و اعمال آن را مشروط میسازد. در جوامع غيردموکراتيک، ضعف يا فقدان نظارت جامعه بر قهر دولتی، به صاحبان قدرت سياسی اين امکان را میدهد که فارغ بال مناسبات دولت و جامعه را به سود خويش رقم زنند. نکته مهم در اين بين دريافتن اين موضوع است که قهر لزوما با خشونت يکی نيست. قهری که زنجير قانون را از پای خود برگيرد، خود را از نظارت اغيار برهاند، از خشم و هشدار فرهيختگان نهراسد، مشروعيت خود را تنها وامدار باور خود باشد و برای حکم داور و قاضی پشيزی ارزش قائل نگردد، چنين قهری میتواند بدل به خشونت شود. در جامعه سياستزده قهر از جنس خشونت است. چون سياستزدگی، از جمله يعنی لبريز شدن سياست از ظرف قانون و خرد. و در ايران خودمان سخن گفتن از ظرف قانون و خرد اگر يک شوخی بیمزه سياسی نباشد، يک ترفند فريبکارانه است در دست شارلاتانيسم. در واقع سياستزدگی اسبی وحشی و رميده را میماند که خستگیناپذير، زمين تعقل و قانون سُمکوب بیوقفه و خشن اوست. در گفتارهای پيشين به همهجايی بودن سياستزدگی اشاره کرديم. سلطه سياستزدگی بر فرهنگ کشور منجر به آن شده است که گرد خشونت بر تماميت مناسبات اجتماعی بنشيند. اين چنين است که خشونت در ايران بدل شده است به موزيک متن زندگی مردم. در جامعه سياستزده خشونت تنها به رفتار خشن محدود نمیشود، بلکه انديشه و راهکار انديشيدن را نيز در بر میگيرد. سياستزدگی ناظر، گسترش عنصر خشونت است به حيطه نظر و اشاعه فرهنگ ارعاب در منظر. اين خشونت تنها رابطه دولت با جامعه را شامل نمیگردد، بلکه اين خشونت به کل جامعه سرايت میکند. و رد تازيانههای اين خشونت بر تن فرهنگ کشور هويداست. دکتر جمشيد فاروقی به نقل از [برای يک ايران] Copyright: gooya.com 2009
|
||||||