Wednesday, Jul 29, 2020

صفحه نخست » چه باید کرد؟ منصور فرهنگ*

Mansour_Farhang.jpgقبل از ارائه پیشنهاد چه باید کرد لازم است چند پیش فرض پیشنهاد ذکر گردد:

۱ـ جمهوری اسلامی یک استبداد تمامیّت گرای اصلاح نا پذیر است که در حال حاضر با چالش سازمان یافته‌ای روبرو نیست

۲ـ منطق و تجربیّات تاریخی و مطالعات تطبیقی این بینش را تاٌٌیید میکند که فساد و رقابتهای درونی، چالشها و انزوای بین المللی و گسترش نارضایتیهای معیشتی، سیاسی و فرهنگی رژیم را به بن بست و فرو پاشی خواهد کشاند ولی نمیتوان گفت که این تحوّل اجتناب نا پذیر کی و چگونه بوقوع خواهد پیوست.

۳ـ فاجعه ولایت فقیه و محو مدینه‌های فاضله قرن بیستم گفتمان حقوق بشرو پذیرش تنوّع اندیشه در جمع نیروهای چپ، لیبرال، ملّی و سوسیال دمکرات را تقویت و ائتلاف سیاسی آنان را امکان پذیر کرده است.

۴ـ صحنه مبارزه کار ساز با ولایت فقیه داخل کشور است. لذا پیشنهاد چه باید کرد مدّ عی ایجادبدیل برای ولایت فقیه نیست. نقش جمهوریخواهان پیرو دمکراسی و حقوق بشر در خارج کشور اثبات این امر است که توانا ئی ائتلاف سیاسی و راهبردی را دارند.

*

«زنده گی با تبیین وقایع گذشته قابل فهم است ولی زیستن ماهیّتی آینده نگر دارد.»

― Søren Kierkegaar

فعّالین سیاسی در داخل و خارج کشور امیدوارند که دیر یا زود ایران از توحّش ولایت فقیه رها شود و فعّالیت باز و بی مهابای سیاسی در داخل کشور امکان پذیر گردد. مبارزات زنان و مردان آزادیخواه در داخل و خارج کشور امید ما را زنده نگهمیدارد امّا نگرش واقعبینانه به این امید باید ما را متقاعد کند که براندازی رژیم بیگانه با ازادی و عدالت، چون دیگر رژیمهای تمامیّت گرا، یا از طریق نیروی نظامی مخالف امکان پذیر است و یا با مبارزه نهضت بدیلی منسجم و کثرت پذیر که از حمایت وسیع مردمی برخوردار باشد. در حال حاضرمخالفین بومی رژیم نه تشکیلات مسلّح دارند و نه سازمانی فرا گیر و دمکراتیک که رژیم را به چالش بکشد. به بیان دیگر، بر اندازی رژیم نیازمند قدرت مخالفی است که در حال حاضر وجود ندارد. در سالهای اخیر بسیاری از نیروهای چپ، سوسیال دمکرات، ملّی و لیبرال در نوشته‌ها و مناظرات خود از دمکراسی حمایت میکنند ولی به ساز و کار لازم برای حرکت بسوی هدف توجّه عملی ندارند. تاریخ نهضتهای دمکراتیک در جهان مدرن به ما میاموز که آغاز و رشد دمکراسی نیاز مستمر به مصالحه و ائتلاف گروهائی دارد که در عین تعّهد به اصول دمکراسی، برنامه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متفاوت دارند. پذیرش این واقعیّت در ایران که قرنها در استبداد سیاسی و جنسی زندکی کرده ضرورتی است که امتناع از برخورد سازنده و مسالمت جویانه با آن، در شرایطی که آ زادی و امنیّت نسبی وجود دارد، جامعه را گرفتار هرج و مرج و سر انجام تسلّط استبداد را اجتناب ناپذیر میکند. به بیان دیگر، آغاز و رشد دمکراسی نیاز به فرهنگ تساهل و مدارا دارد

یک انسان مداراجو معترض به یک اندیشه است ولی اعتراض فزونتر او به سرکوب آن اندیشه است. این گونه مداراجویی در سطح یک جامعه یا ملّت مبتنی بر تبینی از سیاست است که نهادینه کردن دفاع از آزادیهای مدنی و اعتقادی را از وظایف اصلی حاکمیت میداند. این تبیین از سیاست بر این پیش فرض استوار است که اتباع جوامع بشری اصطکاک عقیده و منافع و سلیقه و غرور دارند و این اصطکاکات نه تنها بدرجات مختلف و متغیردائمی و اجتناب ناپذیرند، بلکه با گسترش طبقات میانی و مدرن شدن اقتصاد و فرهنگ حادتر و پیچیده تر میشوند. نظریه پردازانی اینگونه اصطکاکات را اجتناب ناپذیر نمیدانند و معتقدند که قانونمندی تاریخی یا وحی اللهی میتواند راهنمای انسانها در ساختن اوتوپی یا مدینه فاضله باشد. نه تنها چنین نمونه‌ای هر گز در روی کره خاکی نبوده و نیست، بلکه هر جا که مبلّغین اوتوپی یا مدینه فاضله به قدرت رسیده‌اند حاکمیت آنان با خشونت وفساد و نفی آزادیهای مدنی و اعتقادی توأم بوده است. گفتن ندارد که حتی در بالیده ترین دمکراسیها نواقص و کاستیهای مستمر وجود دارد و نارضایتی مردم از عملکرد رهبرانشان رویدادی کم و بیش دائمی است. با این همه، نظام دمکراسی پر عیب و نقص هیچ رقیبی ندارد که در ایجاد رضایت نسبی جامعه کارنامه موفقیّت آمیزی داشته باشد. بنا به گفته وینستون چرچیل، دمکراسی بدترین نوع حکومت است، به استثنای انواع دیگری که در سراسر تاریخ آزموده شده‌اند.

اگر رفتار و کردار احزاب و گروههاو رهبران سیاسی ایران از انقلاب مشروطیّت تا کنون و فعّالین سیاسی خارج کشور در شصت سال گذشته را معیار قرار دهیم، میتوان گفت که مصالحه و ائتلاف در بینش و عملکرد آنان نقش قابل توجّهی نداشته، حال آنکه فرقه گرائی، انشعاب، مطلق اندیشی وتلاش برای بی اعتبار کردن و حذف رقبا امری متداول بوده است. در چهل سال گذشته ورشکستگی اخلاقی، معنوی، سیاسی و اقتصادی اسلام ایدئولوژی شده ٌو نیز بر ملا شدن سراب قبله گاههای مسکو، پکن و آلبانی و کوبا واقع بینی و دفاع از حقوق بشر در مجامع ایرانیان را مقبولیّت بخشیده ولی این تحوّل امیدوار کننده هنوز در جهت ایجاد تشکیلات پیرو مصالحه و ائتلاف دست آورد ملموسی نداشته است. در این سالها دگر اندیشان و فعالین حامی دمکراسی چند و چون ماهیّت استبداد‌ی و فرهنگ کش ولایت فقیه را تشریح و تحلیل کرده‌اند ولی این ادبّیات تحسین آمیزبه ترویج رفتار دمکراتیک و احترام به تکثّر بینش و تحلیل در جمع ایرانیان فعّال تأثیر کافی نداشته است.. رقابت مدنی محدود به پذیرش ایده دمکراسی نیست بلکه ادغام کثرت پذیری در گفتار و رفتار و احساسات ملموس ما است که رشد جامعه مدنی را میسّر میکند.

در داخل کشور تقابل بین مستبدّین و پیروان آزادی و عدالت در حال گسترش و نقش بی سابقه زنان در این مبارزه الهام بخش است ولی توحّش ولایت فقیه مانع اقدام آنان در جهت ایجاد تشکیلات ائتلافی است. چرا در خارج از کشور دگراندیشان و فعّالین سیاسی قادر به پایه گذاری چنین تشکیلاتی نیسستند؟ در کشورهای استبدادی که گروههای مختلف تحت لوای آزادی خواهی و دمکراسی مبارزه میکنند معیار منطقی برای فهم اینکه هر گروه چه بدیلی برای حکومت ارائه میدهد رفتار و کردار درونی آن گروه بااعضای خود و روابطش با گروههای رقیب است. فاجعه انقلاب ایران نمونه این واقعیّت تلخ تاریخی است که مخالفت با یک رژیم مستبد الزاماّ مخالفت با استبداد نیست. آفراد و گروههای ایرانی ک خود را ضد ولایت فقیه میدانند ولی در برخورد با رقبا انگیزه آنان را مورد سوال قرار میدهند و متّهم به دغلکاریشان میکنند اگر به قدرت برسند منتقدین و مخالفین خود را سرکوب خواهند کرد.

تحوّلات جهانی و فاجعه ولایت فقیه بخشهای قابل توجّهی از فعّالین سیاسی داخل و خارج کشور را متقاعد کرده که مدنیّت سیاسی و عدالت اجتماعی در ایران آینده در گرو ایجاد یک جمهوری دمکراتیک مدافع حقوق بشر است. منطق و تجربیات تاریخی باید به ما بیاموزد که پیش شرط بر آوردن این آرزو نیاز به تشکیل و نهادینه کردن یک تشکیلات ائتلافی ایجابی دارد. مواضع و برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی و سیاست خارجی گروها و شخصیّهای مدافع این ائتلاف میتوانند متفاوت باشند ولی اهداف و اولویتهای مشترک آنان در دفاع از ارزشهای مدنی، برابری زن و مرد، جدائی دین از حکومت، استقلال قضائی، احترام به رقبای سیاسی و عدم دخالت دولت در حریم خصوصی زندگی راهنمای همکاری کاربردی آنان گردد. ائتلاف سلبی که هدف آن محدود به ضدّیت یا مبارزه با وضع موجود باشد دیر یا زود تبدیل به استفاده ابزاری و زمینه ساز استبداد دیکری میشود. ائتلاف تلویحی ایرانیان بر ضد رژیم شاه، چون ائتلافات ًبهار عربیً جملگی سلبی بودند و فاجعه بار آوردند. گفتن ندارد که محل آفریدن تشکیلات ائتلافی مورد نظر داخل کشور است ولی توحّش ولایت فقیه این امکان را به مبارزین داخلی نمیدهد. پیروان جمهوری دمکراتیک و حقوق بشر در خارج کشور از آزادی، امنیّت و امکانات مادّی لازم برخوردارند که ائتلاف ایجابی فوق را ایجاد کنند. مهم ثابت کردن این امر است که آفریدن و نهادینه کردن این ائتلاف بدیّع و بی سابقه امکان پذیر است.

برنامه ریزی برای حرکت بسوی این هدف نیاز به یک گروه داوطلب دارد که اعضای آن بطور مساوی زن و مرد باشند. این گروه میتواند با کمک اهل فن نامی برای این تشکیلات انتخاب و منشور آن را تهیّه کند. سپس گروه داوطلب با ارائه منشور تشکیلات از طریق رسانه‌های مجازی از ایرانیان علاقمند مقیم خارج کشور دعوت کند که عضو تشکیلات شوند. اعضا تعهّد میکنند که حق عضویّت سالانه بپردازند و وقتی که تعداد اعضای متعهد به حدود پنج هزار نفر رسید و جملگی حق عضویّت خود را پرداخت کردند، گروه داوطلب از اعضا دعوت میکند که برای انتخاب هییت امنای تشکیلات کاندیدا معرّفی کنند.

در حل حاضر فعّالین سیاسی در شهر‌های مختلف آمریکا، کانادا، اروپا و استرالیا از جمهوری دمکراتیک و حقوق بشر حمایت میکنند ولی از آنجا که فعّالییتهای تحسین آمیز آنان ارتباط تشکیلاتی و هدف مشترک کاربردی ندارد تاٌثیر کوشش آنان محدود است. بدیل دمکراتیک برای بر اندازی ولایت فقیه باید از اعتبار و رسمیّت ملّی و بین المللی برخوردار باشد. تشکیل ائتلاف مورد نظر و انتخاب هیئت امنای آن با راٌی اعضای حق عضویّت پرداز میتواند گامی بزرگ در جهت شناسا یی و کسب اعتبار و مشروعیت تشکیلاتی در سطح ملّی و بین المللی گردد. امید است که اعضای با تجربه گروه‌های کوچک حا می‌جمهوری دمکراتیک و حقوق بشر داوطلب اقدام برای آفریدن سازمان ائتلافی پیشنهادی باشند.

گروه داوطلب میتواند در تهیه منشور تشکیلات و تبلیغ برای جلب عضو از حمایت هم میهنان خوش نام سیاسی، هنری، فرهنگی و علمی بهره مند گردد. هیئت امنا باید بطور مساوی اعضای زن و مرد داشته باشد که معرّف بینشهای ائتلافی باشند. اعضای هیئت امنا برای یک یا دو سال انتخاب شوند و فقط یک بار حق تجدید انتخاب شدن داشته باشند. اعضای گروه داوطلب در اوّلین انتخابات کاندید نشوند و بعد از انتخاب هیئت امنا اعضای عادی تشکیلات گردند. تشکیلات ائتلافی از هیچ دولت یا نهاد وابسته به دولت کمک مادّی نپذیرد. هیئت امنا برای اداره تارنمای سازمان مدیران اجرائی استخدام کنند. امید این است که بعد از شصت سال فعّالییتهای پراکنده و غالباٌ فرقه‌ای در خارج کشور اهمیّت ایجاد یک تشکیلات ائتلافی دمکراتیک و مدافع حقوق بشر را درک کرده باشیم. این تشکیلات ائتلافی ادّعای رهبری نیروهای ضد رژ‌یم را ندارد و هیچگونه مزیّت سیاسی برای خود قائل نیست. اعضای چپ، لیبرال و ملّی آن میتوانند در حزب یا گروه خود فعّال باشند و تشکیلات ائتلافی را هم پیمان سیاسی خود بدانند. یکی از چالشهای اصلی هیئت امنا تماس با گروهها و افراد حامی تشکیلات ائتلافی در داخل کشور و در موارد لازم اتّخاذ مواضع مشترک با أنهاست. اگر در ایران رٌویایی ما انتخاباتی آزاد برای تشکیل مجلس موسّسان بر گذار شود، هیچیک از گروههای حامی جمهوری دمکراتیک و حقوق بشر به تنهائی قادر به حمایت اکثریّت راٌی دهندهگان نخواهد بود ولی ائتلاف أنان و توافق روی کاندیداهای مشترک گزینه جذّاب و امیدوار کننده‌ای ارائه خواهد داد. گروه داوطلب باید اساسنامه ابتدائی تشکیلات را تهیه کند و نهائی کردن آن را به عهده هیئت امنای انتخاب شده واگذارد.

ذکر اصول ذیل برای اساسنامه ابتدائی مفید خواهد بود:

۱ - تشکیلات وقتی آغاز به کار میکند که حد اقل پنج هزار نفر (از بیش از ۷ میلیون ایرانی مقیم خارج کشور) عضویت آن را بپذیرند و تعهد کنند که حق عضویت بپردازند.

۲ - هیئت امنا (۵ تا ۷ نفر) با رأی اکثریت اعضا انتخاب میشوند.

۳ - هیئت امنا دو مدیر اجرائی استخدام میکند که تارنمای تشکیلات را ا افتتاح کنند و هر یک هفته‌ای ۲۰ ساعت صرف اداره تارنما و جمع آوری مطالب برای آن باشند.

۴ - اساسنامه وظایف هیئت امنا و مدیران اجرائی را تعیین میکند.

۵ ـ مدیران اجرائی تحت نظر و راهنمائی هیئت امنا انجام وظیفه میکنند.

۶ ـ هیئت امنا از نویسندگان، هنرمندان و فعالین سیاسی و دیگر هموطنان علاقمند دعوت میکند که مقالات و ترجمه‌های مربوط به اهمیّت تشکیلات ائتلافی برای ایران آینده و ترغیب فرهنگ حقوق بشر و رفتار دمکراتیک را به تارنما‌ی تشکیلات ارائه دهند.

ناهنجاریهای رفتاری و موانع مدارا در بر خورد با رقبای فردی، گروهی و حزبی ریشه در فرهنگ سیاسی متاٌ ثر از قرنها زندگی در استبداد دارد. لذا رفتار دمکراتیک برای ما ایرانیان، یعنی پذیرش کثرتگرائی و احترام به نظریّات و انتقادات رقبا نیاز به مدارا و مهار عادات و احساسات روانی و تاریخی دارد. نکته مهمی که ایرانیان آرزومند به دمکراسی و کثرت گرائی باید به آن توجّه داشه باشند این است که موانع رشد دمکراسی در میهن ما محدود به سلطه حاکمیّت استبداد نیست، بلکه این فرهنگ سیاسی کشور است که باید از بلایای سنّت دیرینه استبداد رهائی یابد. این فرهنگ ناسازگار با تنوّع بینش وتحلیل و مداراجوئی بر رفتار و کردار بسیاری از فعّالین سیاسی ایران تأثیر گذار است. بر خورد هدفمند با این دشمن دمکراسی نباید محدود به انتقاد افراد یا گروههای رقیب باشد. انتقاد از خویش و تبیین تاریخی مسٌله باید در دستور کار همه آزادیخواهان قرارگیرد.. درایران که سه هزار سال تاریخ استبداد دارد، تعجب آور نیست که فرهنگ سیاسی گرفتار ذهنّیت ورفتار عواملی باشد که با مدارا و حق شرکت مردم در امور همگانی نا سازگار است. زنده یاد محمد مختاری در کتاب" تمرین مدارا " که شامل بیست مقاله از بازخوانی فرهنگ است مینوسد ادبیات کهن ما "تبلور باورها و ارزش‌ها، هنجارها و گرایش‌های فرهنگ دیرینه ما است.... در تأیید و بزرگداشت و غنای این ادبیات بسیار سخن گفته‌ایم که البّته بجا نیز بوده است. امّا ضرورتهای کنونی سر نوشت ملّی ما را ناگزیر میکند که به محدودیتهای آن نیز به تبع محدودیتهای کلّ فرهنگ مان چشمی بگشائیم. (تاریخ چاپ دوم کتاب مختاری ۱۳۷۷ است، یعنی یکسال پیش از قتل فجیح او بوسیله مأمورین ولایت فقیه). مختاری با تحقیق در آثار کهن ادبیات ایران نتیجه میگیرد که غالب متفکّرین ما، چه عارف شیفته و چه دانشمند اخلاقی، چه ادیب پندآموز و چه شاعر تغّنی گر رابطه بین مردم و حاکمّیت را به رابطه شبان و رمه تشبیح میکنند. از دید مختاری، " نه فردوسی و بیهقی و ابن سینا و غرالی و سعدی و نظامی و صائب و... در تعادل جویی خردمندانه‌شان از این روش و ارزش و گرایش به طور بنیادی عدول کرده اند؛ نه سنایی و عطار و مولوی و عراقی و حافظ و... در فاصله گیری وارسته، و ترک دنیای عاشقانه و رندانه‌شان، از تأثیر آن مبرا یا بر کنار مانده‌اند. " مختاری با مثالهای مختلف از ادبیات کهن و امثال و حکم زنده یادعلی اکبر دهخدا نشان میدهد که نصیحت و موعظه مسلّط شاعران و متفکرین ایران کهن به هم میهنان خود تمکین به فرهنگ تکلیف و تزکیه نفس فردی است و به ندرت از حقوق انسانها و یا مسئولیّت حکّام نسبت به جامعه سخن گفته‌اند. مذهب رسمی سرزمین ما هم که سراپا مبلّغ تکلیف و تمکین برای مؤمنین و لعنت و نفرین و تهدید برای بی دینان یا از دین بریده گان است.

ا ستعاره رمه و شبان نامی مناسب برای فرهنگ آمریّت و تابعیّت است. در این فرهنگ اعتراض به ظلم و سوء استفاده از قدرت وجود دارد ولی اشکال اعتراض یا صوفیانه است که از موضع اخلاقی و معنوی سر چشمه میگیرد و معمولأ به عزلت گزینی و انفعال سیاسی می‌انجامد و یا اینکه اعتراض عصبی و ناگهانی است و دیری نمی‌پاید که به اطاعت باز میگردد. یکی از تبعات فرهنگ آمریّت و تابعیّت تصویر منتقدین سیاسی بعنوان دشمن است. در چنین فرهنگی سیاستگزاری بیشتر بعنوان فن حذف رقیب فهمیده میشود تا هنر جلب همکاری و سازش و مصالحه. واژه سازش برای اهانت به رقیب مورد استفاده قرار میگیرد نه برای یافتن وجه مشترک در حل و فصل مسائل جامعه.

در تاریخ ایران افراد و گروههای اصلاح طلبی بوده‌اند که در مسیر قانونی شدن نظام سیاسی کشور تلاشهای ارزنده‌ای کرده‌اند ولی ساختار قدرت و فرهنگ عشیره‌ای حاکم بر جامعه امکان موفقیّت به آنان نداده است. تأ کید بر موانع فرهنگی یا ذهنی مدارا نفی یا کم اهمیّت جلوه دادن عوامل مادی، طبقاتی و اعتقادی نیست، بلکه توجّه به داده هائی است که بر کّل جامعه حکمفرما ست و نمیتوان ضایعات حاصله از آنها را به عملکرد صاحبان قدرت محدود کرد. بعد از یک قرن تلاش و مبارزه برای رهائی از استبداد و گسترش چشم گیر سطح سواد و دانش وتجربه تلخ تفوّق استبداد ولایت فقیه بر استبداد شاهنشاهی به جرأت میتوان گفت که زمینه‌های عینی و ذهنی فرهنگ مدارا در جامعه ایران تقویت شده. این تحوّل امیدوار کننده در صورتی به ثمر میرسد که شهروندان منتقد و مخالف استبداد حاکم تعهد به کثرت گرائی و مدارا جوئی را در رفتار و کردار ملموس و مشخص فردی و جمعی نشان دهند و نه فقط در بحثهای تئوریگ و انتذاعی. رهائی از چنگال تعصّبات و تابوهائی که ریشه در فرهنگ سیاسی کهن دارند به نقد مستمردرون نیاز دارد. نکته مهم دیگری که در این رابطه باید در نظر داشت این است که بر طبق پژوهشهای تطبیقی روند رهائی از عادات و تعصبات فرهنگ عشیره‌ای کند و تدریجی است. تحلیل و تفسیر و خلاقّیت نظری ارزش و اهمیت خود را دارد وروشنفکران ایرانی کمبودی در این زمینه ندارند ولی کار فکری جایگزینی برای رفتار و کردار مداراجویانه نیست.

***

*به احتمال قریب به یقین نگارنده شاهد اقدام عاجلی در جهت تشکیل ائتلاف پیشنهادی نخواهد بود و با این اعتقاد به ً کارگه کوزه گریً خواهد رفت که بدون ائتلاف ایجابی نیروهای آزادیخواه و عدالت جو سر زمین مادری از ظلم و استبداد رها نخواهد شد.



Copyright© 1998 - 2020 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com