شطرنج ایران-اسرائیل
یدالله کریمیپور
جمهوری اسلامی در بازی رویارویی با دوگانهی اسرائیل-آمریکا، دو قلعهی خود یعنی حزبالله لبنان و سوریهی بشار اسد را عملاً از دست داده است.
بهرغم آنکه هنوز فیلش در یمن -- یعنی انصارالله و حوثیها -- در میدان باقی است،
اما فیل دیگرش در عراق، یعنی حشدالشعبی، در موقعیتی دشوار و دفاعی قرار دارد.
اسب پرتحرک حماس از صفحه حذف شده و اسب دیگر در کرانهی باختری، توان و مجال حرکت ندارد.
برخی پیادههایش -- مانند زینبیون و فاطمیون -- از نفس افتاده و از بازی کنار رفتهاند.
با این همه، جمهوری اسلامی هنوز با پیادههای باقیمانده و فیلها و اسبهای زخمی خود،
در خیال ادامهی بازی و حتی مات کردن دشمن است.
در سوی مقابل، دو قلعهی اسرائیل یعنی ایالات متحده و ناتو،
ستونهای مستحکم دفاعی و پشتیبان بقای دولت عبریاند.
دو اسب پرتحرک اسرائیل، جمهوری آذربایجان در شمال و امارات متحده عربی در جنوب،
در پشت دژها آمادهی جهشاند.
پیادههای اسرائیل در میدانهای پیرامونی (از اردن تا دریای سرخ)
اگرچه در وضعیت ایستا به سر میبرند،
ولی بخشی از صفآرایی بلندمدت امنیتی تلآویو هستند و فعلا قدرت مانورشان به دلیل دور بودن از صحنه، اندک است.
در این بازی بزرگ، فیلهای اسرائیل چه کسانند؟
احتمالاً فیل راست، قدرت سایبری و اطلاعاتی اسرائیل است --
از موساد گرفته تا سامانههای دفاع هوشمند، که نقش تهاجمی و نفوذی دارند؛
و فیل چپ، قدرت اقتصادی و دیپلماتیک اسرائیل است --
که از دل توافقهای ابراهیم تا شبکهی فناوریهای جهانی،
زمینهی مانور و مشروعیت سیاسی این رژیم را در عرصه بینالمللی فراهم کرده است.
ولی بازی به این زودیها تمام شدنی نیست.
اگرچه ایران در موضع تدافعی قرار گرفته،
ولی هنوز شاه در موقعیت مات قطعی نیست؛
چرا که صفحهی منطقهای همچنان در حال بازچینی است،
و ممکن است یک حرکت پیشبینیناپذیر -- مثلاً یک توافق پنهان یا شورش ناگهانی در یکی از جبههها --
تعادل شطرنج را دگرگون کند.
به تعبیر دیگر:
این نبرد نه از جنس «مات فوری»، بلکه از نوع «بازی فرسایشی و ذهنی» است؛
جایی که هر دو طرف بیش از مهرهها،
در پی فرسودن ارادهی حریف هستند.

به جای منشور کورش! + نه، باورتان نمیکنیم!
















