Sunday, Nov 9, 2025

صفحه نخست » راستی‌آزمایی و تحلیل ادعای علی جوادی با هوش مصنوعی، محسن کردی

kardi.pngدر یک مناظره در تلویزیون منوتو آقای علی جوادی اظهار داشت که در نیویورک ۵۰۰ هزار کودک شبها گرسنه میخوابند. این ادعای ایشان برای من که حتا یک شب در عمرم گرسنه نخوابیده ام و اصلا گرسنه باشم خوابم نمی برد جای تعجب بسیار داشت. رفتم مقداری گوگل سرچ و نیز موضوع را با هوش مصنوعی در میان گذاشتم و تاکید بر این که نظر بیطرفانه بدهد. حاصل را در زیر ملاحظه میفرمایید:

محسن کردی: در یک مناظره کسی میگفت ۵۰۰۰۰۰ کودک در نیویورک شب ها گرسنه میخوابند.

هوش مصنوعی: صحبت ایشان به احتمال زیاد بر اساس آمارهای مربوط به ناامنی غذایی کودکان در شهر نیویورک یا ایالت نیویورک است که متأسفانه عدد قابل توجهی است. دقت در اصطلاح: عبارت «شب‌ها گرسنه می‌خوابند» یک توصیف بسیار دراماتیک و تکان‌دهنده از فاجعه است. آمار رسمی معمولاً از اصطلاح «ناامنی غذایی» (Food Insecurity) استفاده می‌کنند که طیف گسترده‌ای از مشکلات دسترسی به غذا را شامل می‌شود، نه لزوماً گرسنگی مطلق روزانه یا شبانه.

ناامنی غذایی معمولاً به این معنی نیست که فرد هیچ غذایی برای خوردن پیدا نمی‌کند و در آستانه مرگ از گرسنگی مطلق قرار دارد.

ناامنی غذایی در تعاریف استاندارد (مانند تعریف وزارت کشاورزی آمریکا - USDA) بیشتر به کیفیت، تنوع و دسترسی پایدار اشاره دارد:

مشکل اصلی این کودکان و خانواده‌هایشان این است که غذای مغذی و متنوع گیرشان نمی‌آید: احتمالاً آن‌ها می‌توانند نان، برنج ساده، سیب زمینی و یا غذاهای ارزان و پرکالری مثل فراورده های گوشتی بخورند و میوه و غذا های شان کیفیت خانواده های مرفه را ندارد.

محسن کردی: زهران ممدانی شهردار منتخب سیاست هایی را با بالا بردن دو درصد مالیات بر درامد کسانی که یک میلیون دلار در ماه در امد دارند می خواهد وضع کند تا به قول هایی که در راه رفاه ساکنان نیویورک داده عمل کند. اما آیا به پیامدهای این کار فکر کرده است؟ کم نشده که آمده اند چشم را سرمه بکشند زیبا تر شود با سرمه زدند چشم را کور کردند. امروز در نیویورک یک بالانس برقرار است. نیویورک شهر جذابی است و اهالی آن حتا فقرا از حضور در آن شهر لذت می برند آنقدر که گفته میشود که آنها میتوانند در نقاط دیگری که شغل مناسب هم برایشان فراهم آورند زندگی کنند اما آنها ترجیح میدهند در نیویورک باقی بمانند. چنانچه دولت فدرال ایالت نیویورک این مزایا را برای ساکنان نیویورک فراهم آورد عده دیگری از سایر نقاط آمریکا به نیویورک سرازیر خواهند شد هم برای جذابیت شهر و هم بهره گیری از امکانات مادی تازه. و در اینجا شرایط تازه ای بوجود خواهد آمد. مردم بیکار و گرسنه تازه که به نیویورک مهاجرت می کنند نیز مطالبات مادی خود را دارند. اما سرمایه گذاران جدید بخاطر بالا بودن مالیات به نیویورک نخواهند آمد. و آیا در اینجا فقر بزرگتری دوباره سر بر نخواهد آورد؟

هوش مصنوعی: نظر شما یک دیدگاه اقتصادی رایج و مهم را منعکس می‌کند که به عنوان "جاذبه رفاه" (Welfare Magnet) شناخته می‌شود و کاملاً در مقابل سیاست‌های مطرح‌شده توسط زهران ممدانی قرار می‌گیرد.

۱. توازن فعلی و "اجاره لذت" (The Amenity/Pleasure Rent)

بالانس فعلی: شما به درستی اشاره می‌کنید که نیویورک دارای یک توازن است. این توازن بر اساس یک مفهوم اقتصادی به نام "اجاره لذت" (Amenity Rent) یا "اجاره کیفی زندگی" عمل می‌کند.

اجاره لذت چیست؟ مردم (از جمله قشر کم‌درآمد) مایلند در نیویورک بمانند و حتی بهای اقتصادی بیشتری بپردازند (مثلاً با پذیرش دستمزد کمتر یا زندگی در شرایط سخت‌تر) تا از مزایایی مانند:

فرصت‌های شغلی متنوع (حتی مشاغل کم‌درآمد)

امکانات فرهنگی، تفریحی و آموزشی بی‌نظیر

شبکه‌های اجتماعی و خانواده

حمل و نقل عمومی کارآمد بهره‌مند شوند.


۲. خطر "جاذبه رفاه" (Welfare Magnet Effect)

استدلال شما مبنی بر اینکه مزایای جدید منجر به مهاجرت بیشتر می‌شود، هسته اصلی نظریه جاذبه رفاه است:

ایجاد جاذبه: اگر شهر نیویورک به طور ناگهانی مزایای مادی بسیار بیشتری (مانند مسکن تضمین شده، امنیت غذایی کامل و حمل و نقل رایگان) را نسبت به سایر ایالت‌ها ارائه دهد، برای افراد کم‌درآمد و بیکار از سراسر آمریکا تبدیل به یک "آهنربای رفاهی" می‌شود.

سرازیر شدن مهاجران: این امر منجر به "مهاجرت ورودی" (In-Migration) افراد جویای امکانات رفاهی می‌شود. این مهاجرت به سرعت تقاضا برای خدمات عمومی (مسکن و غذا) را افزایش می‌دهد.

فشار بر سیستم: در نتیجه، سیستم رفاهی و خدمات شهر (که از طریق مالیات‌های جدید تأمین می‌شود) تحت فشار شدیدتر قرار می‌گیرد و به سرعت تهی می‌شود و قادر به پاسخگویی به جمعیت فزاینده نیازمند نخواهد بود.

۳. عدم تعادل جدید و افزایش فقر

فرار سرمایه: همانطور که در بخش‌های قبلی بحث شد، همزمان با هجوم جمعیت جویای رفاه، سرمایه‌گذاران و افراد ثروتمند به دلیل مالیات‌های سنگین‌تر و افزایش بار اجتماعی، شهر را ترک می‌کنند (فرار مالیاتی).

فقر بزرگتر: نتیجه این شرایط یک عدم تعادل بحرانی خواهد بود:

افزایش تقاضا (به دلیل مهاجرت ورودی)

کاهش عرضه سرمایه (به دلیل فرار مالیاتی و سرمایه‌گذاران)

این شرایط منجر به فراگیرتر شدن فقر در میان جمعیت بزرگتری می‌شود که به امید زندگی بهتر به نیویورک آمده‌اند اما شهر دیگر توانایی حمایت از آن‌ها را ندارد.

نتیجه‌گیری بی‌طرفانه:

دیدگاه شما یک هشدار جدی درباره عواقب ناخواسته سیاست‌های رفاهی است. در واقع، سیاست‌گذاران حامی ممدانی باید به دقت محاسبه کنند که آیا افزایش مالیات بر ثروتمندان و گسترش خدمات اجتماعی، بدون فراری دادن سرمایه و بدون ایجاد یک جاذبه رفاهی غیرقابل کنترل، امکان‌پذیر است یا خیر. این ریسک بزرگترین چالشی است که طرح‌های رادیکال شهردار منتخب (به فرض صحت اطلاعات شما) با آن مواجه خواهند بود.

:::

راستی‌آزمایی ادعاهای مح مناظره دکتر محسن بنایی با جوادی کمونیسم! زهران ممدانی؛ شهردار شیعه گرا نیویورک، نجات یا تهدید؟

***



Copyright© 1998 - 2025 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy