"همگامی برای جمهوری سکولار دمکرات در ایران " از جمله تشکل های متعددی هست که جریان چپ وجمهوری خواهان به امید این که بتوانند همگامی کسانی که قبلا با آنها هم گام بودند را جلب نمایند ایجاد شد.
اما در عمل همان کهنه طاس و ولگن وهمان کهنه حمام شد!
چرا که باز همان افراد ،همان نگاه ،همان منیت های شخصی "امری که همیشه بر سر این گونه تشکل یابی ها سایه انداخته و اصل مسئله راکه این بار همگامی باشد زیر سئوال میبرد!
ما با کسی هم گام نمی شویم! اگر کسی خواهان همگامی است باید قدم های خود را با ما همآهنگ کند!
نتیجه کاردادن اطلاعیه واعلامیه به مناسبت های مختلف که هرگز نشانی از تعامل ،تسامح ،رایزنی بدون پیشداوری برای برخورد با مسائل جامعه وعمل کرد خود و راه های گسترش ارتباط های فرا جناحی با دیگر نیرو های فعال در مبارزه با جمهوری اسلامی را در آنها نمی بینی.
دریغ که هنوز با وجودی که این همگامی برای مبارزه با جمهوری اسلامی تشکیل شده اما بیشتر توجه پایه گذاران آن به عملکرد شخص آقای رضا پهلوی و مخالفت با هر نوع همگامی با ایشان حتی در مبارزه با جمهوری اسلامی بوده است .
به آخرین اعلامیه این افراد که توسط محافل چپ وجمهوری خواهان صادر شده می نگرم .اعلامیه ای که گویا از قبل در رابطه با شکست جنبش اخیر خیابان تنظیم گردیده !با وجودی که هنوز نه ببار است ونه بدار و هنوز بسیارندمردمانی که با عشق به آزادی به خانه های خود بر نگشته اند ومترصد فرصت اند که که با حمایت جهانی ،خشم ونارضایتی مردم که این کشتار وحشیانه تنفر از جکومت را صد چندان کرده بار دیگر خیابان ها را که هنوز حکومت نظامی بر آن حاکم است زیر پا واراده خود برای رهائی در نوردند.
اما اطلاعیه کاری به این که امروز در بین اقشار مردم چه می گذرد واین که چه میزان اراده مردم بخاطر شکست وسرکوب ازعمل خود از شعار های خود روی گردان شده وشخص آقای رضا پهلوی را در این رابطه محکوم می کنند ندارد .
اعلامیه ضمن محکوم کردن جنایت جمهوری اسلامی نوک حمله خود را متوجه رهبران وکسانی که گردانندگان اصلی میدان بودند برگردانده مبارزه را تمام شده می داند ! بر نادرست بودن آن، عدم مسئولیت وکارائی رهبری آن تاکید می کند.
این مبارزه را شکست خورده می داند و قبل از این که آنرا ناشی از کشتار وحشیانه جمهوری اسلامی بداند .کشتاری که در مخیله هیچ کس نمی گنجید آنرا را متوجه کسی که فراخوان داد وآن را رهبری کرد یعنی شخص شاهزاده رضا پهلوی می کند! تا از فرصتی که کشتار جمهوری اسلامی پدید آورده در جهت زیر سوال بردن شخص شاهزاده وجریاناتی که از ایشان حمایت می کنند ! استفاده کند.
برخوردی نادرست ،فرصت طلبانه که نتیجه گیری آن تاکید بر درستی شعار وعمل کرد جریان جمهوری خواهان است.
عملکردی که در هیچ کجای این چند روز اثری تاثیر گذار از آنها دیده نمی شود .هر چه کشته شده عمدتا جوانانی بودند که با شعارهایی در حمایت از شاهزاده پهلوی بدم گلوله رفته بودند.
برخورد درست هر جریان سیاسی در چنین موقعیتی است که امکان تاثیر نهادن بر روی افکار عمومی را فراهم می کند وباعث محبوبیتش می گردد.برخوردی منصفانه ،با شهامت ، حس مسئولیت ،ظرافت برخورد ،درک لحظه و احساسات مردم . لحظه خطیری که در حال حاضر با تکیه بر ابراز همدردی وحرمت نهادن به کشته شدگانی که با نام پهلوی بمصاف مرگ رفتند براعتبار خود بعنوان یک هم وطن ،یک نیروی خالی از حب وبغض می افزاید!
فتح بابی برای نزدیکی وعمل مشترک در مقابل جلاد وجلادان.
اما متاسفانه این اعلامیه نه تنها به این مهم نمی پردازد بلکه روح اصلی آن باز بر جدا سری می کوبد ولبه تیز شمشیر را متوجه افرادی می کند که از جریان های "اقتدار گرا" منظور مشروطه خواهان وسلطنت طلبان حمایت می کنند.
دادن این اطلاعیه که مبارزه عزیز ان از دست رفته را زیر سوال می برد نه تنها اندوهی از دل خانواده ای کشته شدگان کم نمی کند بلکه بر داغ پدر ومادرانی می افزاید که فرزند جوانشان با امید وعشق به آزادی که در حال حاضر در وجود شاهزاده رضا پهلوی می بیند بمیدان رفته بودند ویا این که در میدانند.
بگذاریم! حداقل خون های ماسیده شده بر دیوار ها بخشکند وپس آن گاه در فضائی آرام با فاکت های زیاد به نقد شعار ها ، دلایل شکست که هنوز به هیچ وجه مشخص نشده ! ونه برهیچ کس روشن نیست " جز بر اطلاعیه دهندگان همگامی" مشخص شود همه جانبه پرداخته شود . بعد رای خود را صادر نمائید.
همین نوع بر خورد هاست که انزوا ی چپ ، جمهوری خواهان و دیگر جریان های افراطی رادیکال را باعث می شود.
احساسی که بعد از خواندن این اعلامیه بمن دست داد متاسفانه چنین بود که اعلامیه دهندگان خوشحالند که چنین فرصتی بدست آمده تا شاهزاده رضا پهلوی سخت بزیر سوال ببرند ودر کنارش از درستی سیاست همگامی سخن بگویند.
اعلامیه ای برای اتهام زنی وپراکنده کردن شائبه! نه تلاشی صمیمانه در جهت مرحم نهادن بر زخم های حاصل از یک نبرد نابرابردر میدان نبرد جانانه یک نسل برای سرنگونی جمهوری اسلامی که با نهادن نقد جان به میدان در آمده است.
اعلامیه ای که فراخوانش برای همگامی در وحله نخست بستن چشم بر اصلی ترین نیروی فعال در میدان است ،ندبدن ومتوجه نشدن اصلی ترین تمنای این نسل در میدان ! زندگی با معیار های این نسل !
دو پاراگراف این اعلامیه که از نظر من روح واقعی این اعلامیه است." قضاوت با خواننده
«همگامی» از مردم ایران دعوت میکند تا با هوشیاری در برابر قساوت شنیع رژیم و همچنین تهدیدات خارجی که امنیت و موجودیت مستقل ایران را به خطر میاندازد، برخورد کنند. دیگر نباید جان جوانان و دیگر آحاد مردم ایران دستمایه فراخوانهای غیرمسئولانه برخی نیروها در خارج از کشور قرار بگیرد.
به باور «همگامی» لازم است تا اعتراضات مردم در مسیری مستقل از نفوذ ارادههای خارجی و میدانداری بخش اقتدارگرا و موجسوار اپوزیسیون و در شرایطی جریان پیدا کند که امنیت و جان مردم دستخوش خطرات بزرگ نشود.
«همگامی» از تمامی نیروهای جمهوریخواه داخل و خارج از کشور که به دمکراسی، حقوق بشر، استقلال کشور و یکپارچگی سرزمینی ایران پایبندی دارند، دعوت می کند تا در صفی منسجم و متمایز با همه اشکال اقتدارگراییبرای پایان دادن به جمهوری اسلامی و گذار به دمکراسی «همگامی برای جمهوریسکولاردمکرات در ایران»

ایرانیان تنها، آرمان مستوفی
















