Monday, Jan 19, 2026

صفحه نخست » چند نکته درباره نوشته آقای کشتگر، «چشم‌ها را باید شست»، کوروش گلنام

Kourosh_Golnam_3.jpgویژه خبرنامه گویا

آقای کشتگر در مقاله‌ای انتقادی درباره انقلاب ملی ایران با نام «خیزش بزرگ ملی چه کم داشت؟»

(خیزش بزرگ ملی چه کم داشت؟)

به مواردی اشاره کرده‌اند که خود خالی از انتقاد نیست.

نخست، یک نکته درست

نکته درست و مثبت در نوشته ایشان، تأکید بر آن دو اصل نخست نوشته است:

«همگی از هر عقیده و مسلک و مذهبی باید فقط بچسبیم به آن‌چه نقاط مشترک همه ما تا زمان برافکندن این رژیم فاسد و قاتل است، یعنی دو اصل زیر:

۱- ایرانی هستیم

۲- می‌خواهیم این رژیم را براندازیم و دموکراسی را جایگزین آن کنیم. همین و بس. این‌که بعد از آن چه آرزوهای سیاسی و اجتماعی داریم متعلق است به بعد از آن.»

ولی دیگر نکته‌ها

۱. ایشان ایراد کرده‌اند که رهبر مجرب در برابر حکومت‌های دیکتاتوری که تکیه همیشگی آن‌ها بر نیروهای سرکوب‌گر و مسلح است، در گام نخست باید این نیروها را از حکومت دور سازد که چنین نشده است (کوتاه‌شده‌ای از دیدگاه ایشان).
ولی آقای کشتگر به نکته مهمی توجه نکرده‌اند که اگر در نیروهای مسلح ریزش نشده بود و بخشی از نیروها آشکارا به صف مخالفان و هواداران آقای پهلوی و مردم نپیوسته بودند، چرا حکومت این‌بار با گستردگی شگفت‌آوری از نیروی سرکوب و آدم‌کش بیگانه، که تا ۵ هزار برآورد شده است، سود برده است؟

۲. ایشان درباره حمله به پاسگاهی در لرستان و یا آتش‌زدن‌ها در این‌جا و آن‌جا انتقاد کرده‌اند که رهبری دوران گذار (که ایشان هنوز آمادگی ندارد از آن نام ببرد) می‌باید هشدار می‌داد که این کارها، کار مردم نیست و نباید چنین شود.
خود ایشان اندکی پایین‌تر ولی اشاره کرده‌اند که حکومت از این روش همیشه سود می‌برد. همه آگاه هستیم این روش از رفتارهای شناخته‌شده حکومت اسلامی است که از آغاز بوده و اینک نیز هست و آن را نباید به نام مردم عنوان کرد.

شاهدی بهتر از احمدی‌نژاد؟ او که در برابر تظاهرات به تقلب گزینش خودش، مردم را «خس‌وخاشاک» نامیده بود، با طرد شدن از حکومت، به خیال واهی بازگشت به قدرت، دست به افشاگری زد. یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های او این اعتراف بود که در تظاهرات‌ها این نیروهای خودی بودند که آتش می‌زدند و تخریب می‌کردند تا زمینه حمله به مردم فراهم شود. این بار نیز بی‌گمان حکومت همین شیوه را به‌کار برد و به‌خوبی از آن سود برد.

در همین زمینه مهم است به دو مورد دیگر اشاره شود:

  • حق بود که آقای رضا پهلوی در گفته‌هایش به این موضوع هم اشاره می‌کردند و هشدار می‌دادند که حکومت از آتش‌زدن، به‌ویژه مسجد و منبر، نهایت سود را می‌برد تا حس مذهبی هواداران خود را تحریک کند؛ همان‌گونه که پیش‌تر در زیارت‌گاه مشهد بمب گذاشته بود. پیشینه این حکومت نشان داده است که برای ماندگاری، از هیچ رذالت، جنایت و آدم‌خواری روی‌گردان نیست.

  • ما در بیرون از ایران زندگی می‌کنیم. برای ما گفتن این‌که نباید زد و نباید آتش زد ساده است، ولی از مردمی که در ایران هر آن و هر دقیقه زیر فشار، ترور، زور، تهدید و جنگ اعصاب همیشگی به‌سر می‌برند، نمی‌توان این چشم‌داشت را داشت که از فروریختن مرکزهای جور و جنایت و مغزشویی، چون یک مسجد، حوزه علمیه یا بانکی که خون ملت را مکیده است، خشنود نشده و دچار هیجان نشوند.
    حتا اگر آقای رضا پهلوی هم هشدار می‌داد، حکومت کار خود را در این آتش‌زدن‌ها انجام داده و آن را به گردن مردم می‌انداخت که چنین هم شد. همه ما همین شیوه‌های تبه‌کارانه را در تمرین‌های گروه‌های سرکوب برای رویارویی با تظاهرکنندگان به‌خوبی دیده‌ایم.

۳. آقای کشتگر با چنان اعتمادی می‌گوید:

«ما ایرانیان فقط در جنبش‌های اعتراضی مسالمت‌آمیز به همراه اعتصابات سراسری و نافرمانی‌های مدنی و توسل به رفتارها و شعارهایی که قدرت رژیم را در ترغیب و توجیه ارگان‌های مسلح به کشتار مردم محدود کند، می‌توانیم به پیروزی نهایی برسیم.»

در برابر چنین حکومتی، این‌ها تنها خیال و رویاست. مگر تا کنون بارها و بارها مردم چنین نکرده‌اند؟ گویی ما با یک رژیم عرفی و باورمند، حتا به ابتدایی‌ترین حق شهروندی یا احترام به قانون، چه درونی و چه بیرونی و جهانی، روبه‌رو هستیم!

این رژیم را حتا نمی‌توان «حیوانی» نامید، زیرا حیوان درنده برای زندگی خود به شکلی ذاتی اصل و چارچوبی دارد. گرسنه باشد باید پاره کند و بخورد؛ سیر که شد، اگر تهدید نشود، می‌توانی از کنارش عبور کنی.
سردمداران این حکومت، از آن میان رهبر روانی و فرزند تبه‌کار پشت‌پرده‌اش مجتبی، و آخوندها و سرداران دزد، هرچه سیرتر شده و قدرت بیش‌تر یافته‌اند، درنده‌تر و هیولایی‌تر شده‌اند.

آقای کشتگر! در هیچ جای تاریخ شما شبیه چنین حکومتی نخواهید یافت که برای سرکوب مردم حق‌خواه کشور خود، از نیروی بیگانه، آن هم نه نیروی عادی نظامی، که نیروی تروریستی، تبه‌کاران و آدم‌کشان شناخته‌شده سود برده باشد: «چشم‌ها را باید شست»!

و ایشان بر همین مبنا از مبارزه «همه کشورهای آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی (علیه آپارتاید) و اروپای شرقی» نام برده‌اند.

هیچ‌یک از این کشورها گرفتار چنین حکومت هیولایی نشده‌اند که در ایدئولوژی پس‌مانده‌اش کشتن و کشته شدن شهادت است و هر روشی برای نگاه داشتن حکومت، حتا تجاوز به پسران، شلیک مستقیم به چشم، شکنجه و کشتن کودکان و زن باردار نیز مجاز و نیکو است.

کدام‌یک از کشورهایی که شما نام بردید، که به‌درستی دیکتاتوری بودند، در ستم‌گری و خون‌ریزی حتا می‌توانند یک انگشت کوچک این حکومت زشت و این مرداب گندیده و بویناک باشند؟

در آلمان شرقی، پس از سپردن کار زندان بزرگ برلین شرقی از شوروی‌ها به آلمانی‌ها، شکنجه جسمی دیگر به‌هیچ‌روی به‌کار نمی‌رفت. متهم، حتا به خیانت به کشور، با کت‌وشلوار شیک و مرتب در دادگاه حضور می‌یافت. اگر خواستید عکس منتشر می‌کنم: «چشم‌ها را باید شست»!

از آن گذشته، در کدام‌یک از این حکومت‌ها به دختران جوان پیش از اعدام تجاوز نمودند و فردایش به سراغ خانواده قربانی رفته و با نمک پاشیدن به زخم آنان خواسته‌اند چیزی به نام مهریه تحویل خانواده شوک‌زده و داغدار بدهند؟
در کجا در این کشورها فرزندان نازنین مردم را کشتند و سپس درخواست «پول تیر» کردند؟
در کدام‌یک از این کشورها با قلدری و بی‌شرمی دو راه در برابر خانواده نهادند تا پیکر قربانی را تحویل دهند: یا پرداخت پولی هنگفت به قاتلان فرزند خود، یا دادن عکسی از فرزندشان تا او را بسیجی معرفی کنند؟

آیا نهایتی برای این رذالت دیده می‌شود؟ آیا در آن کشورها چنین چیزی دیده شده است که حتا هویت قربانیان را بدزدند و هویت قاتلان قربانیان را جایگزین آن کنند؟

این را هم در دید داشته باشیم که این خون‌خواری، آدم‌خواری و هویت‌خواری در قرن بیست‌ویکم، در برابر چشم حیران جهانیان دارد رخ می‌دهد.
قرن بیست‌ویکم است، آقای کشتگر! «چشم‌ها را باید شست»!

دو راه در برابر مردم است

در برابر یک چنین حکومتی که به هیچ روی نمی‌خواهد دست از این قدرت بادآورده برداشته و ایران را «ملک اسلام» و مردمان ایران را «اسیران اسلام» می‌داند که اجازه حتا بیان دیدگاه خود را ندارند، یا باید نیروی خارجی به یاری مردم ما بیاید که شاید سهل‌ترین راه برای نابودی این حکومت پوسیده باشد، یا مردم باید به شکل مسلحانه با حکومت روبه‌رو شوند که هزینه آن زیاد و سرانجام کار نیز ناروشن خواهد بود.

من امیدوارم راه نخست به اجرا درآید و قدرت‌های غربی هرچه زودتر به یاری مردم ایران، این هیولای زشت و پس‌مانده از تمدن را نابود کنند؛ کاری که نه‌تنها به سود ایرانیان، که بسیار به سود منطقه و همه جهان نیز خواهد بود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy