Monday, Apr 13, 2026

صفحه نخست » صدای آمریکا و سازمان مجاهدین؛ گفت‌وگویی بی‌چالش، روایتی یک‌سویه

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد

«میدان» صدای آمریکا، روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، گفت‌وگویی زنده با محمد سیدالمحدثین، مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت و از مسئولان ارشد سازمان مجاهدین خلق، پخش کرد.
مجری برنامه، فهمیمه خضر حیدری، خبرنگار باسابقه‌ای است که چند ماهی است اجرای «میدان» را در صدای آمریکا بر عهده دارد.

این برنامه با تیتر «عمق میدان؛ اولین گفت‌وگوی اختصاصی یک رهبر بلندپایه سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته» ارائه شد. به‌عنوان نخستین گفت‌وگو با افرادی که گفته می‌شود کمتر در رسانه‌ها حضور یافته‌اند و افکار عمومی پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری درباره آن‌ها دارد.

***

ncri.jpgنوشته حاضر، نگاهی سریع به این گفت‌وگوی تقریباً یک‌ساعته است.

مجری

مجری برنامه با احتیاط پرسش‌های خود را مطرح می‌کرد. طرح پرسش‌های صریح کمتر دیده می‌شد و هر جمله چند بار چرخانده می‌شد تا در نهایت به شکلی ملایم‌تر بیان شود. البته در پایان گفت‌وگو، صراحت پرسش‌ها اندکی بیشتر شد.

با این حال، نمی‌توان این گفت‌وگو را «چالشی» دانست؛ زیرا پاسخ‌ها و ادعاهای مطرح‌شده از سوی سیدالمحدثین مورد پرسش مجدد قرار نگرفت و از او برای ادعاهایش توضیح بیشتر یا ارائه سند و مدرک خواسته نشد. حتی در مواردی که ادعاها آشکارا نادرست بودند نیز پیگیری صورت نگرفت.

می‌توان گفت مجری یا به موضوع تسلط کافی نداشت یا عمداً از طرح پرسش‌های تکمیلی که پاسخ‌ها را به چالش بکشد خودداری کرد. نمونه‌ها در ادامه آمده است.

پرسش‌های مطرح‌شده

در مجموع، حدود پانزده موضوع مطرح شد. در اینجا به برخی از پرسش‌ و پاسخ‌ها به‌طور کوتاه و نقل به مضمون اشاره می‌شود. توصیه می‌شود پیش از خواندن این مطلب، گفت‌وگو را مشاهده کنید.

***

- چرا حاضر به گفت‌وگو با رسانه‌های فارسی‌زبان و مستقل نیستید؟ آیا حضور شما در این مصاحبه نشانه تغییری در درون سازمان است؟

پاسخ: «مشکل در ما نیست. ما همیشه شفافیت داشته و داریم و مواضع خودمان را در رسانه های خودمان انتشار می دهیم. اما از سوی رسانه هائی که اسم و رسم دار هستند با ساسنسور مواجه هستیم. خیلی از این رسانه های بزرگ که نمی خواهم اسم ببرم- بخاطر فشارهای رژیم یا بخاطر سیاست هایی که در رابطه با رژیم دارند- سیاستشان را یک شبه در رابطه با مجاهدین تغییر دادند. طرف های تامین کننده این رسانه ها با رژیم توافق کرده و قرارداد بسته اند و ما را بایکوت کرده و سانسور کرده اند.»

»» سیدالمحدثین «رسانه های بزرگ و اسم و رسم دار فارسی زبان» را به «داشتن توافق و بستن قرارداد با رژیم» متهم می کند ولی خبرنگار هیچ مدرک و سندی در این مورد از او نمی خواهد.

- چرا [در حدود ۲۶ سال گذشته] تصویری از مسعود رجوی منتشر نشده است؟ آیا او زنده است؟
پاسخ: زنده است و پیام های صوتی او از سیمای مقاومت [تلویزیون مجاهدین] پخش می شود. او هدف شماره یک ترور رژیم است. به دلیل مصالح و ملاحظات امنیتی نمی توانم در این مورد چیز بیشتری بگویم. این جزئی از مسئولیت مسئولین امنیتی است و ما نمی توانیم وارد تصمیم گیری های آنها شویم. ما در همه مسائل با شفافیت صحبت می کنیم، مگر آنکه موضوع امنیتی باشد.

خبرنگار نمی‌پرسد اگر صدای او پخش می‌شود، چرا انتشار تصویر یا ویدئو ممکن نیست و چرا در سه دهه گذشته حتی یک عکس هم منتشر نشده است.

»» این یک رویه شناخته شده است که سازمان مجاهدین در بسیاری موارد برای امتناع از پاسخگوئی، "مسائل امنیتی" را مطرح می‌کند.

- نسل جوان در عصر اینترنت خواهان شفافیت است. آیا شما به ضرورت شفاف‌تر شدن رسیده‌اید؟
پاسخ: ما همیشه شفاف بوده ایم. از زمان شروع انقلاب تا حالا تظاهرات بزرگ داشته ایم. تا آنجا که به مردم بر می گردد شفاف ترین سازمان هستیم. نام و اسامی مسئولین ما شناخته شده است. در خیلی از کشورهای دنیا دفتر داریم.

خبرنگار درباره تعریف «شفافیت» پرسش بیشتری مطرح نمی‌کند.

- تصویری که از مجاهدین دیده می‌شود، خموده است. خون جوان نمی بینیم. چقدر نسل جوان شما را می شناسد؟
سازمان ما هیچگاه پیر نمی شود. آنان که در ایران و با کانون های شورشی کار می کنند اکثرا جوان هستند. سیدالمحدثین در جای دیگری اضافه می کند که: در قیام دی ما کانون های شورشی ما نقش فعالی داشتند. در «۶۳۰ عملیات» برای حفاظت از مردم شرکت داشتند. در امنیتی ترین نقطه تهران ما با ۲۵۰ نفر عملیات داشته ایم.

»» سازمان مجاهدین ادعا می کند که نیروهای این سازمان در داخل ایران و با عنوان کانون های شورشی و بطور مخفی فعال هستند. اما خبرنگار نمی‌پرسد چرا هیچ نشانه یا گزارش مستقلی از این فعالیت‌ها وجود ندارد.

- شنیده بودم فرزند آقای رجوی از سازمان شکایت کرده، چرا فرزندان شما با شما نمی مانند؟

پاسخ: فرزندان ما، مثل بقیه اعضای سازمان آزاد هستند که انتخاب خودشان را داشته باشند.

خبرنگار می گوید «شنیده بودم». این نوع فرموله کردن به این معنی است که «گویا ...» چنین چیزی بوده، شاید هم نبوده است.

»» شنونده ای که از سابقه موضوع مطلع نباشد، نمی داند که بالاخره آیا چنین موضوعی درست است یا نه. طرح پرسش به این ترتیب بیشتر ابهام ایجاد می کند و جنبه روشنگری یا اطلاع رسانی ندارد.

در حالی که سیدالمحدثین زیرکانه از پاسخ به این پرسش فرار می کند، به نظر می رسد که خبرنگار نیز که در این مورد اطلاعات کافی ندارد، از ادامه پرسش خودداری می کند. این در حالی است که مصطفی(محمد) رجوی، پسر مسعود رجوی، در سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ در مورد دادگاهی که خبرنگار به آن اشاره کرد، توضیحات مشروحی را به اطلاع افکار عمومی رسانده است.

(محمد رجوی: پيروزی برزگ عدالت و شكست دروغ و نيرنگ!)

(محمد رجوی: پيروزي درخشان و نهایی عدالت و شكست قطعی و تاريخی دروغ و نيرنگ!)

انتظار می رود اگر یک خبرنگار حرفه ای قصد طرح پرسش دارد، از قبل در آن مورد تحقیق کرده و خودش را خوب آماده کرده باشد.

- چرا هزینه خروج از سازمان بالاست و جداشدگان خائن نامیده می‌شوند؟
پاسخ: این داستان شناخته شده ای است. این تصویر شیطان سازی رژیم است تا مانع از پیوستن جوانان به مجاهدین شود. ورود به سازمان سخت و درب های خروج برای همه همیشه باز است. خیلی ها که بیرون رفتند زندگیشان را می کنند و حتی به ما کمک هم می کنند. سازمان امنیت آلمان و هلند گزارش داده اند که رژیم، اعضای جدا شده مجاهدین را به کار می گیرد. دعاوی که جداشدگان مطرح می کنند، تولید وزارت اطلاعات است.

»» سیدالمحدثین به آن دسته از جداشدگانی که بر علیه سازمان مجاهدین فعالیت می کنند اتهام همکاری با وزارت اطلاعات می زند و چند خط از یک گزارش سازمان امنیت هلند را قرائت می کند. پاسخ سیدالمحدثین، پاسخ کلیشه ای سازمان مجاهدین است که سالیان دراز تکرار می شود.

خبرنگار نمی پرسد وقتی سازمان امنیت آلمان و هلند این افراد را می شناسد، چرا سازمان مجاهدین بر علیه این افراد شکایت نکرده است؟ آیا همه جدا شدگان که مخالف مجاهدین هستند، با وزارت اطلاعات همکاری دارند یا افراد مشخصی مورد نظر سیدالمحدثین است. چه شده است که افرادی که برای مبارزه به این سازمان پیوسته و بسیاری از آنان سابقه زندان و شکنجه هم دارند از این سازمان جدا می شوند. و چرا بخشی از آنها جمهوری اسلامی را به این سازمان ترجیح داده و با وزارت اطلاعات همکاری می کنند.

خبرنگار همچنین نمی پرسد اگر خروج از سازمان مجاهدین راحت و آزادانه است، چرا پاسپورت کودک سربازانی که از اروپا به عراق برده شدند از آنها گرفته شد و اجازه بازگشت به اروپا نداشتند.

خبرنگار نمی پرسد چرا بعد از سقوط حکومت صدام حسین در عراق حدود ۱۲۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف به کمپ «تیف» زیر نظر ارتش آمریکا رفتند. چرا قبلا به آنها اجازه خروج از سازمان مجاهدین داده نشده بود.

- اعضای جدا شده مجاهدین خیلی چیزها گزارش می دهند که تامل بر انگیز است. مگر هدف از مبارزه زندگی نیست، چرا باید زندگی از اعضای مجاهدین گرفته شود. چرا اجازه ازداوج و سکس ندارند؟

پاسخ: اصلا هیچ چیز اجباری در درون مجاهدین وجود ندارد. خیلی از اعضای ما تحصیل کرده هستند. چنین ادعائی با منطق نمی خواند. "یک اراده کل" وجود ندارد که بخواهد بگوید این کار را بکن، آن کار را نکن.

»» بسیاری از جداشدگان از سازمان مجاهدین با نام و عکس خود تجربه شان در درون سازمان مجاهدین را گزارش کرده اند. از طلاق اجباری و از آنکه کودکانشان از آنها جدا شدند گزارش داده اند. این تجارب به شکل کتاب یا مقاله یا در گفتگوهای تلویزیونی در اینترنت موجود است. با این وجود خبرنگار حتی به یک یا دو مورد از آنها اشاره نمی کند و به توضیح کوتاه و کلی سیدالمحدثین قانع می شود.

برای مثال خبرنگار نمی پرسد اگر «اراده کلی که برای اعضا تعیین تکلیف کند» وجود ندارد، چرا صدها نفر از زنان مجاهد مجبور به عمل خارج کردن رحِم شدند؟ (فرشته هدایتی: زخم های بی التیام)

- مبارزه شما خیلی ایدئولوژیک است. چرا همه باید یکجور شوند، مشکل کجاست؟ (پخش سخنان مسعود رجوی؛ اشاره به سرعت نور .. باید سبکبال شوید... همه باید وارد کوره شوند، ذوب شوند تا یک چیز جدید بسازیم.)

پاسخ: موضوع این است که برای وحدت باید مشکلات خودمان را کنار بگذاریم، با هم دعوا نکنیم. باید مشکلات فردی و فردیت ها را کنار بگذاریم. سازمان های دیگر دچار انشعاب شده اند، اما ما بخاطر همین نفی فردیت ها وحدت مان را حفظ کرده و یکپارچه و قوی مانده ایم.

خبرنگار نمی پرسد منظور از نفی «فردیت» چیست؟ خبرنگار به نمونه مشخصی از «نفی فردیت» که جداشدگان از مجاهدین در گزارش های خود نوشته اند اشاره نکرده و از سیدالمحدثین در آن باره توضیح نخواست. برای مثال: چرا باید مجاهدین در گزارش های روزانه افکار و رویاهای جنسی خودشان را نوشته و گزارش دهند؟ چرا در نشست های جمعی چند ده نفره یا چند صد نفره یا در نشست های بزرگ چند هزار نفره با حضور مسعود و مریم رجوی اعضای ناراضی و «مسئله دار» به مواخذه کشیده شده، به آنها حمله شده و «تُف باران» می شوند و چرا اعضای ناراضی زندان و شکنجه شده اند.

- مردم از همکاری شما با حکومت و ارتش صدام حسین نارضی هستند، چه توضیحی دارید؟
پاسخ: پرونده ما با عراق روشن است. ما تا عراق در خاک ایران بود با آن مبارزه کردیم و عراق خیلی از ما را اسیر کرد. ما خواهان صلح بودیم. در مورد مشارکت با عراق برای حمله به ایران این حرف غلط است. ما در عراق و ارتش عراق عملیات مشترک نداشتیم و سلاح نگرفتیم.

خبرنگار نمی پرسد پس در مورد حکم دادگاه حمید نوری که در آن بر همکاری سازمان مجاهدین با ارتش عراق تاکید شده چه می گوید. رای دادگاه به استناد گزارش کارشناسان بی طرف صادر شد. وکیل سازمان مجاهدین در این دادگاه نتوانست دادگاه را قانع کند. «دادگاه منطقه موافقت کرد که مجاهدین خلق از [حکومت وقت] عراق در قالب تجهیزات نظامی، کمک نظامی دریافت می‌کرده است. ... دادگاه قبلاً به این نتیجه رسیده بود که عراق چنان کنترل گسترده‌ای بر مجاهدین خلق اعمال می‌کرده که از همین رو، مجاهدین خلق را بخشی از درگیری مسلحانه بین‌المللی بین ایران و عراق می‌داند... دادگاه همچنین دریافت که تحقیقات قویاً ثابت کرده است که ارتش عراق پشتیبانی عملیاتی ملموس، از جمله پشتیبانی هوایی و پشتیبانی لجستیکی، از مجاهدین خلق در طول پیشروی آنان به سمت قلمرو تحت کنترل ایران در جریان عملیات فروغ جاویدان ارائه کرده است.» (خلاصه حکم دادگاه تجدید نظر حمید نوری در سوئد و نگاهی به برخی نکات مهم آن)

- شما در انقلاب زن «زندگی، زندگی آزادی» آن را آنطور که باید منعکس نکردید. شما می گوئید حجاب اختیاری است، پس چرا حجابی که ما از زنان مجاهدین می بینیم یکدست و اونیفورمی است؟

پاسخ: در تظاهرات ما در خارج اکثر زنان ما بی حجاب هستند. شعار ما نه به حکومت اجباری، نه به دین اجباری و نه به حجاب اجباری است. هیچ دینی را نمی شود به کسی با اجبار تحمیل کرد. در اسفند سال ۱۳۵۷ اولین تظاهرات زنان بر علیه حجاب اجباری را زنان ما سازماندهی کرده و پیش بردند. (مریم رجوی نیز پیشتر همین ادعا را مطرح کرده بود).

خبرنگار نمی پرسد چرا این سازمان شعار «زن، زندگی، آزادی» را به «زن، مقاومت، آزادای» تغییر داد؟

فهیمه خضرحیدری خبرنگاری با سابقه است. موضوع زنان یکی از موضوعات اصلی برنامه های او در همه سال های فعالیتش است. انتظار می رود وقتی سیدالمحدثین دروغ بزرگی در مورد "سازماندهی تظاهرات زنان در اسفند ۵۷ " را به شنوندگانش تحویل داد، خضر حیدری اعتراض کرده و یادآوری کند که نه تنها این سازمان - یا زنان آن- هیچ نقشی در سازماندهی و پیش بردن آن تظاهرات نداشتند، بلکه این سازمان در اطلاعیه ای در همان زمان، اعتراض زنان به حجاب اجباری را «جنجالی بی جهت» اعلام کرده و تاکید کرده بود «باید با اصلی و فرعی کردن موضوع، مبارزه تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاه های امپریالیستی بسیج نمود و خشم انقلاب را صرفا نثار آنها کرد.» (پیام جنبش مجاهدین خلق به مناسبت سالروز بزرگداشت مقام زن، ۱۶ اسفند ۱۳۵۷)

در مورد حجاب اجباری نیز زنان جدا شده از مجاهدین در این مورد تجربه خود را گزارش کرده اند.(مریم رجوی؛ دروغ، تناقض و فریبکاری ها در مورد حجاب)

در مورد اجباری نبودن دین: رضا گوران (علی‌بخش آفریدنده)، یکی از جداشدگان از سازمان مجاهدین که پیرو آیین یارسان (اهل حق) است در خاطراتش با عنوان «روایت دردهای من» توضیح می دهد، او را بخاطر سیبلش مورد تحقیر قرار می دادند و به او فشار می آوردند تا تشیع را قبول کند. او در قرارگاه اشرف مدت سه سال در زندان و تحت شکنجه بود. (روایت دردهای من...قسمت بیست و نهم)

نتیجه

این گفت‌وگو بیش از آنکه پاسخی بدهد، نشان داد پرسش‌های اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند؛ گفت‌وگویی که به‌جای روشن‌کردن ابهام‌ها، بازگویی بی‌چالشِ یک روایت رسمی بود و بار دیگر یادآوری کرد که بدون پرسش‌های سخت، هیچ پاسخ معتبری شکل نمی‌گیرد. اکنون که سازمان مجاهدین از آمادگی برای حضور در هر رسانه‌ای سخن می‌گوید، انتظار می‌رود رسانه‌های مستقل این ادعا را در میدان یک گفت‌وگوی واقعی، با طرح پرسش‌های جدی - از جمله در گفتگو با مریم رجوی - به آزمون بگذارند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy