Monday, Apr 13, 2026

صفحه نخست » واشنگتن پست: راز مذاکرات اسلام‌آباد و طرح تازه ترامپ برای تهران

wp.jpgدیوید ایگناتیوس - واشنگتن پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

«خب، همین است... جلسه خوب پیش رفت»، این چیزی است که جی‌دی ونس چند ساعت پس از پایان مذاکرات ۲۱ ساعته با جمهوری اسلامی در روز شنبه گفت. «بیشتر موارد مورد توافق قرار گرفت، اما تنها موضوعی که واقعاً اهمیت داشت، یعنی مسئله هسته‌ای، حل نشد.»

پس از آن، ترامپ اعلام کرد برای دستیابی به توافقی بهتر، تنگه هرمز را محاصره خواهد کرد. برخی این اقدام را نشانه حرکت آمریکا به سمت یک «جنگ بی‌پایان» دیگر دانستند و مذاکرات اسلام‌آباد را مقدمه مرحله‌ای تازه از درگیری تلقی کردند.

اما به گفته افراد نزدیک به مذاکرات، بن‌بست اسلام‌آباد لزوماً به معنای بازگشت به جنگ نیست. محاصره بیش از آنکه نظامی باشد، ابزار فشار اقتصادی است. هدف ترامپ قرار دادن جمهوری اسلامیِ آسیب‌دیده در یک گیره اقتصادی است تا ببیند آیا رهبرانش مسیر متفاوتی را در قالب یک توافق جامع انتخاب می‌کنند یا نه.

راهبرد ترامپ را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: «اگر نمی‌توانی مشکلی را حل کنی، آن را بزرگ‌تر کن.»

به گفته منابع آگاه، مذاکرات با مواضعی سخت‌گیرانه آغاز شد، اما پس از ساعت‌ها گفت‌وگو، قالیباف برای تیم آمریکایی به‌عنوان مذاکره‌کننده‌ای حرفه‌ای و حتی رهبر بالقوه آینده تأثیرگذار ظاهر شد. با این حال، این ارزیابی می‌تواند خوش‌بینانه باشد. قالیباف دو دهه است خود را گزینه‌ای عمل‌گرا معرفی می‌کند. اکنون، پس از سال‌ها، زمان آن رسیده که مدعای تغییر را در عمل نشان دهد.

مقامات آمریکایی معتقدند جمهوری اسلامی با وجود نمایش قدرت، فرسوده شده است. پس از ۴۰ روز جنگ، فعالیت اقتصادی کاهش یافته و ترامپ قصد دارد فشار را بیشتر کند؛ شبیه مبارزی که حریف را در فن خفه‌کننده نگه می‌دارد و منتظر «تسلیم» می‌ماند. گفته می‌شود او از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه در انتظار چنین نتیجه‌ای بوده، هرچند منتقدان خوش‌بینی بیش از حد را بزرگ‌ترین اشتباهش می‌دانند.

مقامات دولت ترامپ سه سناریوی ممکن را با تشدید فشار اقتصادی تصور می‌کنند:

نخست، سرنگونی رژیم که آنها معتقدند پس از توقف بمباران محتمل‌تر از قبل است؛

دوم، قالیباف یا رهبر جدیدی تصمیم بگیرد از «پل طلایی» پیشنهادی ترامپ عبور کند و به آینده‌ای تازه وارد شود؛

سوم، تندروهای سپاه تلاش کنند محاصره را بشکنند یا حملات دیگری انجام دهند تا امتیاز بیشتری از آمریکا بگیرند.

اگر جمهوری اسلامی همچنان بخواهد از مزایای خود از طریق حملات نظامی یا تروریستی استفاده کند، ترامپ ممکن است ناچار به تشدید درگیری نظامی شود همان چیزی که می‌خواهد از آن پرهیز کند. این ریسک راهبردی است که تیم ترامپ در اسلام‌آباد اتخاذ کرد: آنها نشان دادند آمریکا برای دستیابی به توافق صلح حاضر است چه میزان امتیاز بدهد. اما ترامپ به‌صورت مرحله‌ای مذاکره نمی‌کند؛ او معتقد است توافق‌های کوچک نتایج کوچک تولید می‌کنند.

منطق اینجا چنین است: کیک را بزرگ‌تر کن، در حالی که فشار اقتصادی بر تهران را افزایش می‌دهی تا شروط آمریکا را بپذیرد. هدف این است که قالیباف و همکارانش را قانع کند از یک «آرمان انقلابی» تهدیدکننده منطقه به یک کشور واقعی تبدیل شوند که بتواند مانند همسایگانش عربستان سعودی و امارات متحده عربی سریع و سودآور مدرن شود.

این مسیر از «آرمان» به «ملت» همان چیزی است که هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، برای ثبات ایران و خاورمیانه ضروری می‌دانست. در تاریخ، چنین لحظات بازتنظیمی معمولاً پس از جنگ‌ها رخ داده‌اند؛ همان‌طور که او در نخستین کتاب خود «جهانی بازسازی‌شده» توضیح داد. کیسینجر شرح داد که چگونه در سال ۱۸۱۵، پس از جنگ‌های ناپلئونی، کنگره وین قدرت‌های انقلابی رو به رشد اروپا را با قدرت‌های حفظ وضع موجود آشتی داد.

آیا جهان در یکی از آن لحظات نقطه عطفی است که کیسینجر تصور می‌کرد؟ درباره خاورمیانه معمولاً عاقلانه است که علیه چنین نتایج خوش‌بینانه‌ای شرط بست. طی ۴۷ سال، رهبران ایران بارها انتخاب‌های بدی کرده‌اند و اغلب آمریکا و اسرائیل نیز اشتباهاتی مشابه داشته‌اند.

با این حال، تصاویر آخر هفته از اسلام‌آباد معاون رئیس‌جمهور آمریکا و رئیس مجلس جمهوری اسلامی که تمام شب درباره شکل یک توافق احتمالی گفت‌وگو می‌کردند همزمان کیفیتی از «ناممکن بودن» و «اجتناب‌ناپذیری» داشت.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy