Thursday, Apr 30, 2026

صفحه نخست » میهن‌دوستی دروغین در «شوهای شبانه خیابانی»، احمد علوی

assadi.jpg۱. مقدمه

میهن‌دوستی یکی از ویژگی ها محوری در سیاست مدرن است؛ نیرویی که می‌تواند هم به همبستگی اجتماعی و دفاع از منافع ملی بینجامد و هم به ابزاری برای مهندسی سیاسی و بازتولید قدرت تبدیل شود. تمایز میان این دو کارکرد، به‌ویژه در نظام‌های استبدادی و بخصوص نوع رانتی-مذهبی آن، اهمیت نظری و تجربی ویژه‌ای دارد. در شرایط فضای جنگی آتش بس، پدیده‌ای قابل‌تأمل در قالب «شوهای خیابانی شبانه» ظهور یافته است؛ تجمعاتی که با نشانه‌های بصری همسان، سازمان‌دهی از بالا، و پوشش رسانه‌ای گسترده و هماهنگ همراه‌اند.

این تجمعات خود را به‌عنوان بیان اراده‌ی ملی و میهن‌دوستی معرفی می‌کنند، اما این پرسش اساسی مطرح است که تا چه حد این کنش‌ها بازتابی از اراده‌ی واقعی جامعه و منافع ملی‌اند، و تا چه حد باید آن‌ها را نوعی «میهن‌گرایی نمایشی و دروغین» دانست؟ در شرایطی که حتی اصلاح طلبان حکومتی نیز امکان تجمعی هر چند کوچک را برای نظرات خود در خصوص جنگ را ندارند، و بسیاری از میهن دوستان در زندان هستند، «شوهای شبانه خیابانی» چگونه میتواند نماد میهن‌دوستی شهروندان ایران باشد.

۲. چارچوب نظری: میهن‌گرایی به‌مثابه ابزار تولید استبداد

در رویکرد ابزارگرایانه، میهن‌گرایی نه یک احساس خودجوش شهروندان یا سازمانهای مردم نهاد و مبتنی بر منافع ملی، بلکه ابزاری سیاسی برای تحقق اهداف رژیم استبدادی-رانتی تلقی می‌شود. در همین راستا، به‌ویژه در نظام‌هایی که با تنش میان ایدئولوژی فراملی و واقعیت‌های ملی مواجه‌اند، میهن‌دوستی می‌تواند کارکردهای زیر را ایفا کند:

شکست سیاستهای منطقه ای و خارجی پنهان میشود

تولید و بازتولید آگاهی کاذب

بسیج نیروهای سرسپرده و ذی‌نفع رانت طلب

نمایش و وانمایی مشروعیت و مقبولیت اجتماعی

پنهان سازی و مهار بحران‌های سیاسی

گسترش فضای خفقان شهروندان

چتر پوشش سرکوب عریان و اعدام

در چنین شرایطی، میهن‌گرایی از سطح یک ارزش اجتماعی به ابزاری در خدمت بقای نظام سرکوب--به‌ویژه شبکه‌های الیگارشیک دولتی، نظامی و شبه‌دولتی--تنزل می‌یابد. نتیجه، شکل‌گیری نوعی «میهن‌گرایی دروغین» است که نه در خدمت منافع پایدار ملی، بسط جامعه مدنی و رفاه عمومی شهروندان، بلکه در راستای تثبیت خفقان و سرکوب موجود عمل می‌کند.

۳. الگوهای ساختاری میهن‌گرایی نمایشی و دروغین

میهن‌گرایی نمایشی در «شوهای خیابانی» از طریق مجموعه‌ای از الگوهای تکرارشونده بازتولید می‌شود که در کنار هم، یک صورت‌بندی نمادین از «ملت» می‌سازند:

۳.۱. خودجوش‌نمایی

این تجمعات به‌عنوان کنش‌هایی خودانگیخته معرفی می‌شوند، اما نشانه‌هایی از سازمان‌دهی متمرکز و هدایت نهادی در آن‌ها دیده می‌شود. در این وضعیت، میهن‌دوستی به یک آیین نمایشی تبدیل می‌شود، نه یک کنش اجتماعی خودبنیاد از سوی جامعه مدنی و شهروندان. اختصاص منابع مالی رانتی و لجستیک و همچنین پوشش رسانه ای از سوی حکومت از دلایل این نمایشی بودن این شوهای حکومتی است. یک میهن‌دوستی واقعی بدون وجود آزادی های سیاسی، رسانه ایی و اجتماعات همچنین جامعه مدنی گسترده عملا ابزاری در خدمت سیطره حاکمیت استبدادی-رانتی بر منابع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود.

۳.۲. تقلیل ملت به حضور خیابانی

مفهوم ملت به حضور فیزیکی و لحظه‌ای در خیابان فروکاسته می‌شود، در حالی که اشکال پایدار سازمانهای مردم نهاد و مشارکت مدنی نظیر احزاب و سندیکاها در زیر سرکوب قرار دارد.

۳.۳. همبستگی منفی

انسجام اجتماعی نه بر پایه پروژه‌ای ایجابی برای آینده و تلاش برای توسعه پایدار و درونزا، بلکه بر محور دشمن مشترک شکل می‌گیرد؛ نوعی وحدت دروغین که بیش از آنکه سازنده باشد، مخرب و دشمن تراشی است.

۳.۴. حذف کثرت‌گرایی

ملت به‌صورت یکدست و همگن بازنمایی می‌شود و صداهای ناهمسو از دایره «ملی‌بودن» حذف می‌گردند. این امر در تضاد با درک مدرن از ملت به‌عنوان یک جامعه‌ی تخیلی کثرت‌مند است.

۳.۵. ادغام ملت و نظام سیاسی

مرز میان «دفاع از کشور» و «حمایت از ساختار الیگارشی حاکم» از میان برداشته می‌شود؛ به‌گونه‌ای که نقد سیاسی، به‌مثابه نفی ملیت تلقی می‌گردد.

۳.۶. بحران‌محوری

این شوهای خیابانی عمدتاً در واکنش به بحران‌ها شکل می‌گیرند و فاقد تداوم اجتماعی و نهادی‌اند؛ بنابراین بیشتر کارکردی مقطعی و تاکتیکی دارند تا فعالیتی پایدار و سازنده.

۳.۷. زیبایی‌شناسی نمایشی

احساسات جمعی، موسیقی، نورپردازی و نمادهای بصری جای تحلیل عقلانی را می‌گیرند و تجربه‌ی حسی بر فهم مفهومی ملت غلبه می‌کند.

۴. سلبریتی‌ها و مهندسی مشروعیت

حضور چهره‌های مشهور در این تجمعات، لایه‌ای پیچیده‌تر به میهن‌گرایی نمایشی می‌افزاید. این پدیده را می‌توان «میانجی‌گری نمادین مشروعیت» نامید؛ فرآیندی که در آن، مشروعیت نه از مشارکت واقعی و سازمان یافته شهروندان در توزیع قدرت، ثروت و منزلت، بلکه از سرمایه نمادین افراد شناخته‌شده استخراج می‌شود.

۴.۱. قرض‌گرفتن اعتبار

سرمایه نمادین سلبریتی‌ها--شامل اعتماد و محبوبیت--به صحنه سیاسی منتقل می‌شود و به تجمعات نمایش «مردمی» می‌بخشد.

۴.۲. تولید اجماع نمایشی

حضور چهره‌ها، اختلاف‌نظرهای اجتماعی را نامرئی کرده و تصویری یکپارچه از «ملت متحد» تولید می‌کند؛ تصویری که بیش از آنکه واقعی باشد، رسانه‌ای است.

۴.۳. خنثی‌سازی حافظه اعتراضی

حضور افرادی که پیش‌تر سکوت یا فاصله داشته‌اند، به بازنویسی روایت گذشته و پوشاندن شکاف‌های اجتماعی کمک می‌کند.

۴.۴. جایگزینی عقلانیت با احساس

ورود عناصر احساسی حوزه‌های هنر و ورزش، فضای سیاسی را از تحلیل عقلانی دور کرده و آن را به تجربه‌ای عاطفی تبدیل می‌کند.

۴.۵. فشار هنجاری

عدم حضور در این نمایش‌ها می‌تواند به‌صورت ضمنی به «عدم همراهی با ملت» تعبیر شود و نوعی دوگانه‌سازی اخلاقی ایجاد کند.

۴.۶. شخصی‌سازی ملت

ملت به چند چهره تقلیل می‌یابد و به‌جای یک ساختار پیچیده اجتماعی، در قالب تصاویر نمادین بازنمایی می‌شود.

۴.۷. انکار میهن‌گرایی انتقادی

در این چارچوب، نقد و پرسشگری از دایره «ملی‌بودن» خارج شده و وفاداری بی‌قیدوشرط جای آن را می‌گیرد.

۵. نتیجه‌گیری: میهن‌گرایی دروغین و آگاهی کاذب

باید توجه داشت روح الله خمینی ملی گرایی و میهن دوستی را مخالف «اسلام» اعلام کرد. افزون بر این راهبرد اساسی رژیم از بدو تاسیس صادرات «شیعه ولایی» به سایر کشورها و اختصاص منابع کشور به الیگارشهای حاکم، سرکوب داخلی، تنش منطقه ایی و ماجراجویی بین المللی بوده است نه تمرکز بروی تنگناهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور. در همین راستا، توسل به میهن گرایی دروغین، را می‌توان در پرتو مفهوم «آگاهی کاذب» تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن، شکاف‌های واقعی اجتماعی و سیاسی از طریق نمادسازی و نمایش پنهان می‌شوند. در این چارچوب:

شکست سیاستهای منطقه ای و خارجی پنهان میشود

سرکوب عریان و اعدام گسترده به فراموشی سپرده میشود

تعارض‌های ساختاری به‌طور موقت پوشانده می‌شوند

سیاست به سطح نمادها و نمایش تقلیل می‌یابد

انرژی اجتماعی به مسیرهای غیرسازنده هدایت می‌شود

در نتیجه، میهن‌گرایی نه به حل مسائل، بلکه به تعلیق و پنهان سازی موقت انواع آن‌ها بدل می‌شود.

تحلیل حاضر نشان می‌دهد که در «شوهای خیابانی شبانه»، مفهوم ملت به یک پدیده نمایشی فروکاسته می‌شود؛ چون «ملی‌بودن» به اطاعت نمادین و وحدت به حذف اختلاف تقلیل می‌یابد.

حضور سلبریتی‌ها این روند را تشدید می‌کند: مشروعیت «قرض گرفته» می‌شود، اجماع «ساخته» می‌شود، و ملت از یک سوژه‌ی فعال سیاسی به یک ابژه‌ی نمایشی تبدیل می‌گردد.

در این وضعیت، میهن‌گرایی دیگر نیرویی برای ساخت و تقویت جامعه مدنی به مثابه محور توسعه پایدار و فراگیر نیست، بلکه به ابزاری برای بازتولید استبداد رانتی-مذهبی بدل می‌شود--آنچه که می‌توان آن را «میهن‌گرایی نمایشی و دروغین» نامید.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy