هفته نامه ماریان ( چاپ پاریس)
برگردان : علی شبان
یادداشت مترجم:
بنابراین ملاها میخواهند به سلاح اتمی دست یابند ولی در عین حال به ارزشهای اصلی خود از گذشته دو دستی چسبیده اند.هدف آنها، نابودی حقوق بشر، نابودی برابری جنسیتی، سکولاریسم و دموکراسی است. از این منظر فاشیست ها به اسلام گرایان شباهت دارند، بویژه که دومی ها ، از حسن البناء بنیاد گذار اخوان المسلمین که از ستایشگران هیتلر و موسولینی بود و نحوه ساختار جنبش های آنها را تحسین می کرد، الهام گرفته اند. استفانی رُزا، پژوهشگر مرکز تحقیقات علمی فرانسه,
در همان آغاز قرن ِ بیستم به نظر میرسید ایران در مسیر مدرنیته ی سیاسی گام بر میدارد : در سال ۱۹۰۶، این کشور نخستین کشور مسلمان بود که تا حدودی قانون اساسی را که از عصر روشنگری فرانسه الهام گرفته بود، تصویب کرد. با این حال، در سال ۱۹۷۹، نخستین کشور مسلمانی بود که یک دیکتاتوری دین سالار را به قدرت رساند.
استفانی رُزا فیلسوف و پژوهشگر ِ CNRS ( مرکز تحقیقات علمی فرانسه) و امیر پاشا توکلی، استاد دانشگاه علوم سیاسی ی پاریس Science ,po در کتابی با عنوان «روشنگری و ضد روشنگری در ایران»، توضیح میدهند که این مسیر متناقض، نتیجه ی یک قرن مبارزات سیاسی بین جنبش های اصلاح طلب و نیروهای ارتجاعی است که ایران را به «آزمایشگاه تجربه ِ سیاسی معاصر» تبدیل کرده است.
این دو پژوهشگر و صاحب نظر بلند پایه ی فرانسوی، معتقدند که اسلام سیاسی پس از ظهورش در مصر، تحت تأثیر انگیزههای حسن البناء که اخوان المسلمین را در سال ۱۹۲۸ تاسیس کرد، متولد شد. حسن البناء تا حدودی ساختار ِ جنبش اخوان المسلمین را بر اساس احزاب فاشیستی اُلگو برداری کرد : کیش شخصیت، سازمان های جوانان و مداخله در تمام زمینههای زندگی عمومی مردم .... این نفوذ پذیری در برابر ضدیت با مدرنیته ی اروپائی و همچنین در یهود ستیزی بسیار قوی که در اندیشه ی اخوان المسلمین نفوذ کرده است، به روشنی قابل درک است. میتوان گفت که یک یهود ستیزی سنتی در شرق وجود دارد، جائی که یهودیان مدت هاست جایگاه یک اقلیت تحمل شده، اما مطیع را داشته اند. و حتی گاهی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. با این حال، مضامین ِ جدید یهود ستیزی اخوان المسلمین عمدتا از غرب وارد می شود.
نخست از طریق برخی از مسیحیان غرب که آثاری مانند پروتکل های بزرگان صهیون را ترجمه میکنند : این متن بلافاصله با موفقیت عظیمی روبرو میشود و از کتاب «نبرد من» هیتلر که اندکی پس از آن ترجمه شد، پیشی گرفت. اسلام سیاسی در ایران از اوائل پایان جنگ دوم جهانی با تاسیس فدائیان اسلام، نخستین گروه اسلام گرای ایرانی، در سال ۱۹۴۵، گسترش یافت. رهبر آن (سید مجتبی نواب صفوی)، پس از ملاقات با نظریه پرداز اخوان المسلمین، سید قطب در سال ۱۹۵۳، به شدت تحت تأثیر آنها قرار گرفت. نواب صفوی یکی از مربیان علی خامنه ای بود. وخود ِ خامنه ای بعداً یکی از مترجمان قطب به زبان فارسی شد. او همچنین با خمینی در ارتباط بود. این ایدئولوگ ها با یکدیگر رفت و آمد داشتند و در یکدیگر تاثیر گذاشتند.
این دو پژوهشگر در گفتگویی بلند با روزنامه لوموند - که در فرصتی دیگر به ترجمه آن خواهم نشست - در پاسخ به این پرسش : آیا مداخله ی مشترک اسرائیل و ایالات متحده در ایران، خطر ِ به دست آوردن نتایج معکوس برای این کشورها نیست، زیرا ممکن است توسط مردم به مداخله گری متهم شوند؟ پاسخ آنها این است : ایرانیها کاملاً نا امید هستند و برخی از آنها خواهان مداخله ی خارجی بودند. اما درست است که اختلاف نظر هایی وجود دارد.ولی برخی معتقدند که با توجه به وحشیگری رژیم، چارهای جز درخواست کمک از کشورهای خارجی وجود ندارد. از سال ۱۹۷۹، دیپلماسی اروپا در قبال ملاها کاملاً منفعل عمل کرده است.چهل و شش سال طول کشید تا سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی طبقه بندی شود. اگر چه آنها از دهه ی ۱۹۸۰ در حال برنامه ریزی حملات در سراسر جهان بودند.دارایی های سران رژیم که با هزینه ی مردم اندوخته شده اند، هنوز در بانک های غربی مسدود نشده است.با توجه به عدم تحریم های اعمال شده توسط جامعه بین المللی، جنگ برای برخی آخرین راه حل بنظر می رسد.اگر چه چیز وحشتناکی است. ع.ش
***
و اینک گفتگوی دو پژوهشگر فرانسوی و استاد دانشگاه را با عنوان ِ «بین اسلام گرایی و فاشیسم اروپایی، خویشاوندی قوی وجود دارد»؛ که در هفته نامه ماریان ِ ۲۱/۳/۲۰۲۶، منتشر شده است، میخوانیم:
ماریان : شما در کتابتان نشان میدهید که ایران «سرنوشتش» زندگی زیر یوغ حکومت دینی نبود، بلکه مسیرهای دیگری را که در قرن بیستم پدیدار شدند، میتوانست برگزیند....
استفانی رُزا : بله، ایران انقلابی را تجربه کرده بود که حد اقل در جنبههای لیبرال خود، از آرمانهای انقلاب فرانسه الهام گرفته بود. این انقلاب از ارزشهای مدرنیته، برابری مدنی، سکولاریزاسیون و غیره پشتیبانی میکرد. با این حال، بخشی از روحانیت نیز در انقلاب شرکت کردند. در آغاز، این جناح مشروطه خواه بود، اما به سرعت ضد مشروطه شد و علیه پیشرفتهای انقلاب موضع گرفت. ایران اولین کشور در خاورمیانه بود که انقلابی از این نوع را تجربه می کرد.
سپس، در طول قرن بیستم، ایران توسط پادشاهانی اداره میشد که اقتدارگرا بودند اما میخواستند کشور را از نظر اقتصادی، فن آوری و سیاسی مدرن کنند. و اینهمه، با ترویج درجهای از برابری سنتی و تلاش برای محدود کردن قدرت روحانیون در دهه ۱۹۳۰ در دوره ی پهلوی اول، خود را نشان داد. تا جائی که حتی حجاب اجباری را ممنوع کرد. و سپس، در دهه ۱۹۵۰، تلاش کوتاه مدت محمد مصدق برای مدرن کردن ایران و استقلال آن از قدرتهای خارجی، ملی شدن صنعت نفت توسط او مطرح شد و امید زیادی را در میان ایرانیان برانگیخت. در واقع، انقلاب اسلامی به هیچ وجه، امری اجتناب نا پذیر نبود.
امیرپاشا توکلی : آنچه پس از انقلاب پدیدار شد، محصول فرایند تاریخی ی بسیار طولانی است که از دهه ۱۹۷۰ آغاز نمی شود، بلکه به نیمه قرن نوزدهم بر می گردد. آغاز قرن بیستم هیچ نشانه ای از ظهور رژیم فعلی نداشت.
ماریان : شما نشان میدهید که اگر چه اسلام گرایی ی ایرانی شیعه بوده است، اما با اسلام گرائی سنی، بویژه با اخوان المسلمین ِ حسن البناء بیشتر مرتبط است...
استفانی رُزا : نقاط همگرایی و ارتباط بسیار زیادی در کار است. اما همچنین بین اسلام گرایی سنی که در اواخر دهه ۱۹۲۰
در مصر ظهور کرد و فاشیسم اروپایی، علیرغم تفاوتهای فرهنگی ی آشتی ناپذیر؛ خویشاوندی قوی دیده می شود.ما میخواستیم این ارتباط را در کتابمان برجسته کنیم. این دو سنت ِ سیاسی واکنشهایی از خود نسبت به مدرنیته نشان دادهاند که وجه اشتراک آشکار را نمایان می کند.
ماریان :آنها چه هستند؟
استفانی رُزا: ما از نویسندگانی الهام میگیریم که نتیجهگیری های مشابهی دارند، مانند زیو استرنهل Zeev Sternhell [ جامعه شناس و دانشمند سیاسی اسرائیلی ( ۱۹۳۵-۲۰۲۱)] و یا گئورگ لوکاچ Georg Lukas [ فیلسوف مارکسیست، سیاستمدار و جامعه شناس [ در ۱۳ آوریل ۱۸۸۵ در بوداپست به دنیا آمد و ۴ ژوئن ۱۹۷۱ در همان شهر درگذشت.] که مفهوم «غیر عقلانیت» را مطرح می کند. عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه نشانگر ورود به مدرنیته هستند که حقوق بشر و شهروندی به نوعی هم نهاد ( سنتز) آن را تشکیل می دهد. و آنگاه یک پروژه رقیب پیدا می شود؛ پروژه ای که ضد ِ مدرنیته است : این مرحله صرفاً بازگشت به ارزشهای پیش از ۱۷۸۹[ انقلاب کبیر فرانسه] نیست بلکه پروژه ای برای ایجاد نوع تاره ای از ارزش هاست : « مدرنیسم ارتجاعی» همانگونه که Jeffry Herf [ مورخ آمریکایی، استاد تاریخ مدرن اروپا. متولد ۱۹۴۷] آن را یک مدرنیسم ارتجاعی می نامد. نوعی از مدرنیته که بویژه پیوند پیشرفت تکنولوژی را تشویق می کند.
همانطور که ملاها میخواهند به سلاح اتمی دست یابند ولی در عین حال به ارزشهای اصلی خود از گذشته دو دستی چسبیده اند.هدف آنها، نابودی حقوق بشر، نابودی برابری جنسیتی، سکولاریسم و دموکراسی است. از این منظر فاشیست ها به اسلام گرایان شباهت دارند، بویژه که دومی ها ، از حسن البناء بنیاد گذار اخوان المسلمین که از ستایشگران هیتلر و موسولینی بود و نحوه ساختار جنبش های آنها را تحسین می کرد، الهام گرفته اند.
ماریان : به چه طریقی ؟
استفانی رُزا : آنها [ اسلام گرایان] کبش شخصیت، ایجاد جنبش های جوانان و روشهای کنشگری آنها را کپیبرداری کرده اند.اسلام گرایان فقط جمعه ها در مسجد موعظه نمی کنند، بلکه به عنوان راهی برای جلب مردم، به تمام محافل اجتماعی - حرفهای می روند، جلساتی را تشکیل می دهند، کارهای [ به اصطلاح ] خیر انجام می دهند، از عدالت اجتماعی حمایت می کنند و از این دست کارها. و سپس به یهود ستیزی می پردازند که تا حدودی از اروپا وام گرفتهاند و پایه و ستون ایدئولوژی آنهاست. پس از جنگ جهانی دوم، پیوند هایی بین اخوان المسلمین و به ویژه رهبر فکری آنها، سید قطب و اسلام گرایان ایرانی بر قرار شد.
امیر پاشا توکلی : بسیاری از کسانی که پس از ایجاد جمهوری اسلامی نقش بسیار مهمی در آن داشتند خوانندگان و مترجمان آثار سید قطب بودند. سپس عناصر شیعه به این ایدئولوژی پیوند زده شدند.
ماریان : یهود ستیزی مسلمانان از دیر باز وجود داشته است، همانطور که یهودستیزی مسیحیان وجود دارد. اما به گفته ی شما، یک یهودستیزی توطئه آمیز غربی، به این ترکیب اضافه شده است...
امیرپاشا توکلی : در ایران، نخست یک تبعیض پذیرفته شده ی قانونی علیه یهودیان به عنوان اقلیت ِ مدارا شده، وجود داشته است.اما یهود ستیزی ی روحانیون پیش از تشکیل دولت اسرائیل رادیکالیزه شد. امروزه، رژیم [ ایران] تقریباً به طور کامل ارزشهای مدرن و مترقی را نسبت به آنها رد می کند. و در مورد یهود ستیزی به آسانی انکار هولوکاست را که در ایران وجود نداشت، در خود جای داده است.
استفانی رُزا : پیش از جمهوری اسلامی، اسلام گرایان [ در ایران]، یهود ستیزی «مدرن» را وارد کردند. و به نوعی که یهودی را مسئول بیماریهای مدرنیته می دانند. این برای نخستین بارتوسط آبه باروئل ( abbé Baruel ( ۱۷۴۱-۱۸۲۰ تدوین شد. برای او، انقلاب فرانسه نتیجه ی یک توطئه بود که توسط ماسونی ها[ فراماسون ها] و سپس ماسونی - یهودی، در اروپای قرن نوزدهم شکل گرفت. برابری جنسیتی، نابودی ارزشهای سنتی، کاتولیک گرایی، سلطنت گرایی و سپس ظهور سوسیالیسم و کمونیسم : همه وُ همه ی اینها ظاهراً تقصیر یهودیان بود. مطمئناً، پیش از سال ۱۷۸۹، یهودیان را می توان مسئول این و یا آن دانست؛ اما اسلام گرایان اکنون ادعا میکنند که در پشت ِ هر چیزی که غرب سعی به تحمیل آن به جهان اسلام دارد، یهودیان وجود دارند.
خمینی یهودستیزی سنتی و یهودستیزی مدرن را با هم ترکیب کرد و سپس؛ خامنه ای انکار هولوکاست را وارد کرد که به او اجازه داد تا از دولت اسرائیل مشروعیت زدایی کند.در واقع، اگر نسل کشی یهودیان وجود نداشت ، دلیل اصلی دولت اسرائیل از بین می رفت. گذشته از این، این نظر وُ نگاه وجود دارد که یهودیان، نازی های واقعی هستند، زیرا آنها کسانی هستند که مرتکب «نسل کَشی» علیه فلسطینیان می شوند. هدف این است که یهودیان را از جایگاه قربانی مطلق به جایگاه جلاد مطلق تغییر دهند.
ماریان:شما همچنین نشان میدهید که چپ ها یک هم نهاد « سنتز ِ » اسلامی - مارکسیستی» تدوین کردهاند که کاملاً شیعه گرایی را در بر می گیرد.....
استفانی رُزا : پس از شکست ِ تلاش محمد مصدق، در کودتایی که سیا در آن دخیل بود، بخش بزرگی از روشنفکران چپ گرا، مسیر مدرنیته به سبک غربی را نوعی بردگی، بیگانگی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دانسته اند. آنها معتقدند آنچه را که آنها «بازگشت» ِ به خود می نامند؛ یعنی رهایی از فرهنگ غربی در تمام جنبههای آن، لزوماً ضروری است. این بازگشت به خود، در درجه نخست با بازگشت به هویت مذهبی ایران آغاز می شود. فرهنگ ایرانی مولفه های بسیار دیگری نیز دارد، اما آنچه در اولویت قرار می گیرد، اسلام شیعی است. شناخته ترین ِ این روشنفکران علی شریعتی است که به یک سنتز ( هم نهاد) واقعی بین آرمانهای خاص سوسیالیستی و شیعه گری دست مییابد.
او نظریهای را توسعه داد که آن را « شیعه گری سرخ» می نامد. مبتنی بر این عقیده و نظر که اساساً تمام آرمانهای برابری و عدالت اجتماعی که توسط سوسیالیست های غربی توسعه یافته اند، در اسلام یافت می شوند. از اوائل دهه ۱۹۷۰ به بعد، پیروان او توسط رژیم، « مارکسیست های اسلام گرا» نامیده می شدند. و آنها در نهایت، به متحدان بالفعل خمینی تبدیل شدند.
ماریان : آیا هیچ اُپوزیسیون ِ چپ سکولاری در ایران وجود ندارد ؟
امیرپاشا توکلی : اقلیتی از چپ ها، با نفوذ اسلام مخالفند؛ آن هم به شیوه ای بسیار میانه رو و با روشی بدون رویارویی مستقیم.
استفانی رُزا : بله و به طور کلی، یکی از مشکلات فرهنگ ِ سیاسی چپ این است که هیچ حزبی تاکنون در میان آنها جرأت نکرده است مستقیماً با دین مقابله کند.
ماریان : مخالفت با رژیم امروز چگونه است؟
امیرپاشا توکلی : کاملاً متنوع والتقاطی است. بخش قابل توجهی از این جنبش توسط رضا پهلوی تجسم یافته است که در برنامه خود از هیچگونه بازگشت سلطنت حمایت نمی کند. اما قول ِ اجرای یک گذار دموکراتیک را می دهد. او از درجه خاصی از محبوبیت در بین مهاجران برخوردار است. در مورد جامعه ی ایران وضعیت کمی پیچیدهتر است. اخیراً یک کمیته ی گذار دموکراتیک از داخل ایران اعلام موجودیت کرد که اعضای آن به دلایل امنیتی فعلاً ناشناس هستند.همچنین اپوزیسیون کُرد نیز وجود دارد. و نیز نظر وُ نگاه زندانیان سیاسی صاحب نام از درون زندان ها در ایران شنیده می شود.
نوشتههای درون [ ] از مترجم است.

















