Saturday, May 23, 2026

صفحه نخست » معنای چنگ انداختن سپاه بر گلوگاه هرمز چیست؟ احمد علوی

Ahmad_Alavi.jpgمقدمه

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک جهان است که بخش قابل توجهی از جریان انرژی جهانی از آن عبور می‌کند. در چنین بستری، هرگونه تغییر در الگوی کنترل یا امنیت این آبراه صرفاً یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه به‌طور مستقیم ساختار اقتصاد سیاسی بین‌الملل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در سناریویی که در آن کنترل مؤثر این گلوگاه در اختیار یک ساختار نظامی در ایران تثبیت شده و این وضعیت به‌نحوی در سطح بین‌المللی نیز پذیرفته می‌شود، مسئله از سطح امنیتی فراتر رفته و به یک تحول ساختاری در حکمرانی انرژی جهانی تبدیل می‌شود.

2. پیامدهای بین‌المللی

2.1 پیامدهای کوتاه‌مدت

در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین پیامد این وضعیت افزایش نااطمینانی در بازارهای جهانی انرژی است. حتی در صورت پذیرش سیاسی این وضعیت توسط قدرت‌های بزرگ، بازارها به دلیل ساختار بازار و تعیین قیمت ها مبتنی بر انتظارات و ریسک به‌سرعت واکنش نشان می‌دهند. نتیجه این واکنش، افزایش قیمت نفت و گاز، رشد هزینه بیمه کشتیرانی و افزایش هزینه حمل‌ونقل جهانی خواهد بود. در واقع، اقتصاد انرژی از یک نظام نسبتاً مبتنی بر عرضه و تقاضا به یک نظام شدیداً متأثر از ریسک ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شود که در آن «حق بیمه نااطمینانی» به بخشی ساختاری از قیمت‌گذاری بدل می‌گردد. بدین ترتیب انتظار میرود، سپاه هرگاه اراده کند، اقتصاد غرب و اسیای جنوب غربی را به تکانه بی اندازد.

از نظر فنی در ادامه، شرکت‌های بزرگ انرژی و کشتیرانی رفتار خود را به سمت مدیریت ریسک شدیدتر سوق می‌دهند. این امر شامل افزایش ذخایر استراتژیک، بازنگری در قراردادهای بلندمدت و بررسی مسیرهای جایگزین برای حمل‌ونقل انرژی است. هم‌زمان، کشورهای مصرف‌کننده عمده انرژی در اروپا و آسیا مانند چین، هند، ژاپن و کشورهای اروپایی به دنبال تضمین‌های امنیتی چندجانبه خواهند رفت و تلاش برای کاهش وابستگی به یک گلوگاه واحد در دستور کار قرار می‌گیرد. البته این اقدامات زمان میبرد، در نتیجه در کوتاه مدت این سپاه پاسداران خواهد بود که با بکارگیری اهرم تنگه هرمز خواست خود را به امیر نشین های جنوب خلیج فارس، کشورهای منطقه و جهان تحمیل کند.

2.2 پیامدهای بلندمدت

در بلندمدت، نظام جهانی انرژی به سمت کاهش وابستگی ساختاری به تنگه هرمز حرکت می‌کند. این روند از طریق توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش ظرفیت LNG و تنوع‌بخشی به منابع انرژی دنبال می‌شود. در نتیجه، اهمیت نسبی این گلوگاه در ساختار انرژی جهانی کاهش می‌یابد، هرچند حذف کامل آن بعید است.

در سطح نهادی نیز چنین وضعیتی می‌تواند پیامدهای مهمی در حقوق بین‌الملل داشته باشد. پذیرش ضمنی کنترل یک گلوگاه راهبردی توسط یک بازیگر خاص ممکن است اصل آزادی کشتیرانی را تضعیف کند و به شکل‌گیری استثناهای پایدار در نظم دریایی بین‌المللی منجر شود. همچنین این وضعیت می‌تواند سابقه‌ای ایجاد کند که سایر کشورها نیز ادعاهای مشابهی در نقاط راهبردی دیگر مطرح کنند.

3. پیامدهای منطقه‌ای

3.1 پیامدهای کوتاه‌مدت

در سطح منطقه‌ای، این سناریو به افزایش شدید نگرانی امنیتی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس منجر می‌شود. این کشورها با ادراک تهدید مستقیم نسبت به امنیت انرژی و تجارت خود، هزینه‌های نظامی و دفاعی را افزایش داده و همکاری‌های امنیتی خود با قدرت‌های فرامنطقه‌ای را تعمیق می‌کنند. در چنین شرایطی، رقابت ژئوپلیتیکی تشدید شده و سطح تنش‌های نیابتی و اقتصادی افزایش می‌یابد.

3.2 پیامدهای بلندمدت

در بلندمدت، منطقه به سمت نوعی بلوک‌بندی ژئوپلیتیکی حرکت می‌کند. در یک سوی این تقسیم‌بندی کشورهایی قرار دارند که به سمت پذیرش واقعیت ژئوپلیتیکی و تعامل اقتصادی گرایش پیدا می‌کنند و در سوی دیگر کشورهایی که سیاست مهار و کاهش وابستگی را دنبال می‌کنند. هم‌زمان، سرمایه‌گذاری گسترده در مسیرهای جایگزین انرژی مانند خطوط لوله و بنادر خارج از تنگه هرمز توسعه می‌یابد که به‌تدریج از اهمیت ژئوپلیتیکی این گلوگاه می‌کاهد.

4. پیامدهای داخلی ایران

4.1 پیامدهای کوتاه‌مدت

در سطح داخلی، چنین وضعیتی می‌تواند به افزایش جایگاه ارگانهای سرکوب نرم و سخت و بویژه سپاه پاسداران در ساختار قدرت منجر شود. این امر ممکن است انسجام سیاسی کوتاه‌مدت در میان الیگارشهای رژیم را افزایش دهد. همچنین سپاه پاسداران تلاش می کند تا این وضعیت را به‌عنوان افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در نظام بین‌الملل به سرسپردگان خود بفروشد. با این حال، محدودیت‌های اقتصادی همچنان ادامه خواهد داشت و سرمایه‌گذاری خارجی با ریسک بالا مواجه می‌شود و فرار سرمایه از ایران ادامه خواهد داشت.

4.2 پیامدهای بلندمدت

در بلندمدت، این وضعیت می‌تواند به افزایش نقش نهادهای نظامی در اقتصاد و حرکت به سمت یک اقتصاد سپاهی محور تشدید شود. در چنین ساختاری، کنترل گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی و رانت ناشی از آن جایگزین رقابت و بهره‌وری اقتصادی می‌شود. هرچند در صورت مدیریت کارآمد، امکان تبدیل این موقعیت به هاب ترانزیتی انرژی و منبع درآمد پایدار وجود دارد، اما هم‌زمان ریسک‌هایی مانند کاهش شفافیت، تضعیف رقابت اقتصادی و وابستگی شدید به متغیرهای ژئوپلیتیکی نیز تقویت خواهد شد.

5. جمع‌بندی

در سطح کلان، این سناریو در کوتاه‌مدت موجب شوک بیشتر در بازار انرژی و افزایش عدم اطمینان در بازارهای جهانی می‌شود، در حالی که در بلندمدت به بازآرایی ساختار انرژی جهانی و تلاش برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز منجر خواهد شد. در سطح منطقه‌ای، افزایش تنش و رقابت ژئوپلیتیکی و سپس شکل‌گیری مسیرهای جایگزین قابل انتظار است. در سطح داخلی ایران نیز ترکیبی از افزایش قدرت سیاسی-سرکوب سپاه پاسداران و سایر ارگانهای سرکوب و فرصت‌های اقتصادی در کنار ریسک‌های ساختاری اقتصاد سپاهی‌محور مشاهده می‌شود.

.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy