Sunday, May 24, 2026

صفحه نخست » اسلوپاگاندای رژیم؛ عادی‌سازی وضعیت غیرعادی، نوری آل حمزه

hamzeh.jpgنظام حاکم بر ایران یکی از پیچیده‌ترین ماشین‌های پروپاگاندا در جهان معاصر را اداره می‌کند. این رژیم همواره سعی داشته که با ترکیب سانسور، کنترل کامل رسانه‌های رسمی مانند صدا و سیما و خبرگزاری‌های وابسته، و تولید محتوای جعلی، روایت دلخواه خود را بر افکار عمومی تحمیل ‌کند. هدف اصلی، عادی‌سازی وضعیت غیرعادی، پنهان کردن سرکوب، فقر، بحران‌های زیست‌محیطی یا شکست‌های نظامی، و نمایش تصویری از «پیروزی، پیشرفت و وحدت ملی» است. این أمور با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی و حساب‌های وابسته، به مخاطبان خارجی نیز نفوذ می‌کند. در شرایطی که اینترنت مردم ایران قطع یا محدود شده است، رژیم همزمان ویدیوهای براق از «زندگی عادی» منتشر می‌کند تا واقعیت میدانی را وارونه جلوه دهد.

نمونه بارز این مهندسی رسانه‌ای، ویدیوهای تبلیغاتی از جزیره کیش است. رژیم با انتشار کلیپ‌های حرفه‌ای از جوانان در يك زندگی «مدرن» در حال تفریح، خرید و لذت از زندگی لوکس، تصویری از ایران «آزاد و شاد» می‌سازد. این تصاویر عمداً سبک زندگی نزدیک به الگوهای غربی را نشان می‌دهند تا القا کنند که «همه چیز عادی است» و جوانان با روایت رسمی حاکمیت همراهند. اما پشت این ویترین، همان نسل با بازداشت، شلاق، اعدام و فشارهای اقتصادی روبه‌روست. گزارش‌های حقوق بشری از افزایش اعدام‌ها و سرکوب اعتراضات حکایت دارد، واقعیتی که در این ویدیوها جایی ندارد. این تناقض، بخشی از استراتژی «عادی‌سازی واقعیت‌های غیرعادی» است. رژیم اکنون قاعده؛ دسترسی به واقعیت را مسدود کن، سپس روایت دلخواه را تحمیل کن، پیش می‌برد.

با افزایش اسلوپاگاندای نظام در زمان تظاهرات گسترده مردم اهواز و دیگر شهرها علیه بستن عمدی سدها و ایجاد خشکسالی‌های مصنوعی و سیل‌های ساختگی، صدا و سیما و برخی رسانه‌های خارج‌نشین، تصویری کاملاً متفاوت ارائه دادند. آن‌ها کلیپ‌های انبوهی در سطح فضای مجازی پخش کردند که نشان می‌داد آب سدها «کافی و زلال» است و رودخانه‌های کارون، دز، کرخه، جراحی و شاخه‌های دیگر با جریان پرآب و آرام در حال تغذیه زمین‌های کشاورزی و تالاب‌ها هستند. در این راستا ویدیوهایی منتشر شدند که متعلق به سدها یا رودخانه‌ها در کشورهای دیگر بودند. همچنین تصاویر هوایی از آب روان و شفاف، گزارش‌های «خودکفایی آبی» و مصاحبه‌های قدیمی با مسئولان محلی که ادعا می‌کردند «مدیریت هوشمند سدها» بحران را حل کرده، بخشی از این کمپین بود. چنین نیز بررسی‌های بعدی نشان داد بسیاری از این ویدیوها یا از آرشیوهای قدیمی (سال‌های پرآبی دهه ۹۰) بودند یا از رودخانه‌های دیگر کشور گرفته شده بودند. این نمایش‌های متعدد و انبوه در حالی رخ می‌داد که مردم با خشک شدن هور الحویزه، شوری آب کارون و بی‌آبی روبه‌رو بودند و اعتراضاتشان با سرکوب شدید پاسخ داده می‌شد. رژیم با این ترفند، تلاش کرد صدای معترضان عرب را به «توطئه بیگانه» تقلیل دهد و بحران زیست‌محیطی ناشی از سدسازی بی‌رویه و انتقال آب به استان‌های مرکزی را انکار کند.

در حوزه نظامی، اسلوپاگاندا به اوج می‌رسد. رژیم ادعا دارد در هر درگیری «پیروز مطلق» است، در حالی که صحنه‌های ساختگی و جعلی فراوانند. در حمله آوریل ۲۰۲۴ به اسرائیل (عملیات «وعده صادق»)، صدا و سیما ویدیوهایی پخش کرد که ادعا می‌کرد انفجارهای شدید در اسرائیل است، اما فکت‌چکرها نشان دادند همان تصاویر از آتش‌سوزی جنگل در شیلی بودند. ویدیوهای دیگری از «اصابت موشک به تل‌آویو» در واقع از بازی‌های کامپیوتری یا کلیپ‌های قدیمی بودند. فکت‌چکرها و برخی بررسی‌های مستقل، بخشی از این ویدیوها را جعلی، آرشیوی یا برگرفته از بازی‌های کامپیوتری توصیف کردند. رژیم با رژه‌های نظامی و اعلام «۹۹ درصد موفقیت» و «شکست استراتژیک صهیونیست‌ها»، پیروزی ساختگی جشن گرفت، در حالی که تحلیل‌های مستقل حاکی از رهگیری اکثر موشک‌ها و خسارت محدود بود.

این الگو در درگیری‌های ۲۰۲۶ (جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل) ابعاد جدیدی یافت. با قطع گسترده اینترنت، گزارش‌ها و ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی حاکی از استفاده گسترده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی و صحنه‌های ساختگی بود. ویدیوهایی با میلیون‌ها بازدید که موشک‌های ایرانی را در حال نابودی ناو هواپیمابر آمریکایی «آبراهام لینکلن»، تل‌آویو در آتش، یا آتش در پایگاه‌های آمریکایی در بحرین نشان را می‌دادند. یکی از ویدیوهای پربازدید صحنه بارش ده‌ها موشک بر تل‌آویو بود که کاملاً با هوش مصنوعی ساخته شده بود. حساب‌های وابسته این محتوا را پخش کردند تا «پیروزی» را القا کنند، در حالی که واقعیت خسارات سنگین به زیرساخت‌های ایران بود. حتی تصاویر قدیمی از سال‌های قبل به عنوان «حمله جدید» جا زده شد. این «جنگ مه» با سانسور و پخش انتخابی، واقعیت را کاملاً تحریف کرد.

در اعتراضات ۲۰۲۲ (مهسا) و موارد بعدی، منتقدان حکومت و برخی گزارش‌های رسانه‌ای، نهادهای امنیتی و رسانه‌های رسمی را به تلاش برای جهت‌دهی روایت اعتراضات و نمایش معترضان به‌عنوان «جدایی‌طلب» یا «عامل موساد» متهم کردند. اعترافات اجباری زندانیان تحت شکنجه نیز در برنامه‌های صدا و سیما پخش شد.

قهرمان‌سازی نیز ابزار کلیدی نظام ایران برای بازی با افکار عمومی است. پوسترهای قاسم سلیمانی او را «جهان‌پهلوان» نشان می‌دهند که تمساح آمریکایی را با پرچم ایران می‌کشد. رژیم با رژه‌ها، مستندها و انیمیشن‌های هوش مصنوعی، «محور مقاومت» را پیروز مطلق جلوه می‌دهد: ادعای پیروزی حزب‌الله، حوثی‌ها و حماس، در حالی که واقعیت شکست‌های پی‌درپی و هزینه‌های سنگین برای ایران است. حتی در اقتصاد، ادعای «خودکفایی» و «مقاومت اقتصادی» تکرار می‌شود، در حالی که تورم و فقر عمیق پنهان می‌ماند.

در سطح بین‌المللی، رژیم با شبکه‌های تلویزیونی خود و حساب‌های وابسته، روایت‌های وارونه پخش می‌کند و هر صدای معترض را «جاسوس» قلمداد می‌نماید.

در نهایت، اسلوپاگاندای رژیم ایران نه تنها واقعیت را تحریف می‌کند، بلکه ذهن‌ها را مهندسی می‌نماید. از ویدیوهای براق کیش و رودخانه‌های «زلال» گرفته تا صحنه‌های جعلی جنگ و قهرمان‌سازی‌های ساختگی، رژیم سعی دارد «پیروزی» را در شرایط شکست بفروشد. اما این مهندسی، با وجود سانسور، در برابر آگاهی مردم و فناوری‌های دورزدن فیلترینگ آسیب‌پذیر است. تناقض میان ویترین رسانه‌ها و زندگی واقعی، روزبه‌روز بیشتر مردم را به ماهیت این ماشین دروغ پی می‌برد. اسلوپاگاندا شاید موقتاً آرامش بسازد، ولی نمی‌تواند حقیقت را برای همیشه دفن کند. اما یک مشکل اساسی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. اساسی‌ترین مشکل اسلوپاگاندا ایجاد سردرگمی عمیق در ذهن مخاطب است. این محتوا با حجم زیاد اطلاعات جعلی و کم‌کیفیت، مرز حقیقت و دروغ را محو می‌کند، تفکر انتقادی را ضعیف کرده و مخاطب را به پذیرش ناخودآگاه ایدئولوژی‌ها یا مفاهیم تحمیلی وادار می‌سازد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy