Monday, May 25, 2026

صفحه نخست » نامه‌ای به بانوی صلح، شیرین عبادی، ذکریا ـ ایران

ویژه خبرنامه گویا - متن پیش‌رو یادداشتی تحلیلی از داخل ایران درباره سناریوهای احتمالی آینده کشور و بحث گذار سیاسی است که دیدگاه و ارزیابی شخصی نویسنده را بازتاب می‌دهد. انتشار این مطلب لزوماً به‌معنای تأیید همه پیش‌بینی‌ها، راهکارها یا برداشت‌های مطرح‌شده در آن نیست و در چارچوب بازتاب دیدگاه‌های مختلف درباره آینده سیاسی ایران منتشر می‌شود

***

ebadi.jpgما شهروندان ایران، هر از گاهی تلاش می‌کنیم بعضی از نگرانی‌هایمان را با هم‌وطنانمان در خارج از کشور در میان بگذاریم؛ گاهی هم فقط برای نجات از حس خفقانی که بر گلویمان چنگ می‌اندازد و راه نفسمان را می‌بندد.

با توجه به جایگاه جنابعالی در مجامع بین‌المللی و نقشی که در خدمت به پروسه گذار بر عهده دارید، ترجیح دادم روی سخنم با شما باشد.

قصد دارم دو تصویر متفاوت از روزها و ماه‌های آینده ایران ارائه کنم؛ تصاویری که هم‌اکنون در قاب واقعیت حضور دارند، اما هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌اند. انتظار دارم اگر در این دو تصویر عقلانیتی می‌بینید، در پیگیری پروسه گذار مورد توجه جدی قرار گیرد.

تصویر اول؛ آسان‌تر، محتمل‌تر و خطرناک‌تر

ورود ایران به فاز «تعیین تکلیف تاریخی» در غیاب یک آلترناتیو روشن و تثبیت‌شده

اگر پروژه «همبستگی اضطراری» شکل نگیرد، اگر اپوزیسیون همچنان پراکنده، واکنشی، شخصی و فاقد سازوکار مشترک باقی بماند، محتمل‌ترین آینده ایران نه یک انقلاب کلاسیک خواهد بود، نه یک فروپاشی ناگهانی، و نه حتی یک جنگ تمام‌عیار کوتاه‌مدت.

محتمل‌ترین تصویر، ورود تدریجی ایران به فاز «تعیین تکلیف تاریخی» است؛ مرحله‌ای فرسایشی، مبهم و چندلایه که در آن نظم قدیم آرام‌آرام توان حفظ شکل پیشین خود را از دست می‌دهد، اما نظم جدید نیز هنوز متولد نشده است.

در لحظه‌ای که این متن نوشته می‌شود، ایران هم‌زمان میان دو مسیر معلق مانده است: جنگ یا توافق.

اما حتی اگر توافقی نیز شکل بگیرد، به احتمال زیاد نه یک صلح پایدار، بلکه فقط نوعی «تعلیق بحران» خواهد بود؛ زیرا مسئله ایران دیگر صرفاً هسته‌ای یا دیپلماتیک نیست. بحران عمیق‌تر از آن است.

ایران امروز هم‌زمان با چند فرسایش بزرگ روبه‌روست:

  • فرسایش اقتصادی

  • فرسایش مشروعیت

  • فرسایش اعتماد عمومی

  • بحران جانشینی

  • شکاف میان نسل جدید و روایت رسمی حکومت

  • و شکاف میان ساختار سخت قدرت و جامعه‌ای که دیگر حاضر نیست مانند گذشته زندگی کند

به همین دلیل، حتی توافق نیز احتمالاً فقط خرید زمان خواهد بود.

ممکن است چند ماهی نرخ ارز آرام شود، بخشی از پول‌های بلوکه‌شده آزاد شود، صادرات نفت کمی بالا برود و رسانه‌ها از «بازگشت ثبات» حرف بزنند؛ اما زیر پوست جامعه، بحران همچنان زنده خواهد ماند. زیرا:

  • ساختار اقتصادی همچنان رانتی و ناکارآمد است،

  • سرمایه اجتماعی حکومت فرسوده شده،

  • بی‌اعتمادی داخلی و خارجی همچنان باقی است،

  • و خودِ ساختار قدرت نیز نسبت به آینده خویش دچار اضطراب است.

در چنین وضعیتی، کشور وارد دوره‌ای سینوسی می‌شود: تنش، آرامش موقت، بازگشت بحران، توافق محدود، فشار تازه و دوباره بحران.

شبیه بیماری مزمنی که با مُسکن کنترل می‌شود، اما درمان نمی‌شود.

در این مرحله، مهم‌ترین ویژگی کشور «ابهام قدرت» خواهد بود.

در ظاهر، دولت، مجلس، قوه قضائیه و ساختار رسمی هنوز برقرارند؛ اما در عمل، تصمیم‌گیری واقعی آرام‌آرام از نهادهای رسمی به اتاق‌های موازی منتقل می‌شود.

گو آنکه همین الان هم وزارت خارجه چیزی می‌گوید، اما تصمیم اصلی جای دیگری گرفته می‌شود. دولت وعده آرامش اقتصادی می‌دهد، اما بازار به تصمیم نهادهای امنیتی واکنش نشان می‌دهد. مجلس قانونی تصویب می‌کند، اما اجرای واقعی آن وابسته به مراکز غیررسمی قدرت است.

به‌تدریج، کشور وارد نوعی «حکومت چندمرکزی پنهان» می‌شود؛ هر مرکز در پی حذف مرکز دیگر یا حذف عضوی نامتجانس از حلقه خود.

در چنین فضایی، بازیگران تازه‌ای ظاهر خواهند شد؛ کسانی که تا دیروز در حاشیه بودند، اما ناگهان خود را برای «نجات کشور» مطرح می‌کنند.

مثلاً ممکن است مجموعه‌ای از فرماندهان سابق، مدیران امنیتی و تکنوکرات‌ها با عنوان‌هایی مانند «شورای ثبات ملی» یا «کمیته نجات ایران» ظاهر شوند و بگویند هدفشان جلوگیری از فروپاشی کشور است.

هم‌زمان، بخشی از مدیران میانی، اقتصاددان‌ها و نیروهای عمل‌گرا ممکن است ائتلاف‌هایی با شعار «نجات اقتصاد بدون جنگ داخلی» تشکیل دهند.

در سوی دیگر، خیابان نیز دیگر شبیه اعتراضات کلاسیک گذشته نخواهد بود.

جامعه‌ای که سال‌ها سرکوب، تورم، تحقیر اقتصادی، مهاجرت و انسداد سیاسی را تجربه کرده، الزاماً هر روز به خیابان نمی‌آید؛ بلکه وارد نوعی فرسایش دائمی می‌شود:

  • اعتصاب‌های پراکنده

  • نافرمانی خاموش

  • مهاجرت گسترده

  • فرار سرمایه

  • فروپاشی اعتماد عمومی

  • و انفجارهای مقطعی خشم

در چنین شرایطی، حتی یک حادثه کوچک می‌تواند نقش کاتالیزور یک انفجار بزرگ را ایفا کند:

  • مرگ یک چهره سیاسی

  • سقوط شدید ارزش پول

  • افشای یک فساد گسترده، همراه با واکنش نمایشی برای القای عدالت

  • درگیری محدود در خلیج فارس

  • یا اختلاف علنی میان نیروهای امنیتی

اما خطرناک‌ترین بخش ماجرا اینجاست:

جامعه در غیاب یک آلترناتیو روشن، نمی‌داند پس از ضعیف شدن نظم موجود، چه چیزی قرار است جای آن را بگیرد.

و دقیقاً همین خلأ است که می‌تواند ایران را وارد دوره‌ای خطرناک از تعلیق تاریخی کند.

در چنین خلأیی، مردم بیش از آنکه به دنبال ایدئولوژی باشند، به دنبال «ثبات قابل‌زندگی» می‌گردند: امنیت، نان، آینده قابل پیش‌بینی و پایان تحقیر و فرسایش دائمی.

به همین دلیل، جامعه ممکن است حتی برای مدتی از نوعی اقتدارگرایی نرم و موقت نیز استقبال کند، فقط برای فرار از هرج‌ومرج.

در این میان، جهان خارج نیز احتمالاً تلاش خواهد کرد ایران را نه به سمت فروپاشی کامل، بلکه به سمت «مهار کنترل‌شده بحران» سوق دهد؛ زیرا فروپاشی کامل ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک، انرژی، تنگه هرمز، تنوع قومی و ظرفیت‌های نظامی، می‌تواند کل منطقه را وارد بی‌ثباتی کند.

بنابراین، اگر اپوزیسیون نتواند از مرحله شعار عبور کند و یک سازوکار واقعی، شفاف و قابل‌اعتماد برای دوران گذار ارائه دهد، آینده محتمل ایران ممکن است نه آزادی فوری باشد و نه ثبات سریع؛ بلکه دوره‌ای طولانی از تعلیق، فرسایش و تعیین تکلیف تدریجی قدرت.

دوره‌ای که در آن:

  • نظم قدیم هنوز کاملاً نرفته،

  • نظم جدید هنوز متولد نشده،

  • و جامعه میان ترس، خشم، امید و انتظار معلق مانده است.


تصویر دوم؛ سخت‌تر، نیازمند فوریت و ضامن بقا

فرض اصلی این طرح ساده است:

«اگر قرار است کشوری از یک بحران بزرگ عبور کند، مردم باید قبل از فروپاشی بدانند چه کسی، با چه اختیاری، برای چه مدت و با چه محدودیتی قرار است کشور را اداره کند.»

مشکل اصلی اپوزیسیون ایران این است که مردم هنوز پاسخ روشن این سؤال‌ها را نمی‌بینند. برای همین، هر بحران بزرگی می‌تواند به ترس از هرج‌ومرج تبدیل شود.

پس سازوکار باید آن‌قدر ساده، شفاف و قابل فهم باشد که یک راننده تاکسی، یک کارگر، یک معلم و یک دانشجو هم بتوانند منطقش را بفهمند.

مرحله اول: اعلام «وضعیت اضطرار ملی»

آقای رضا پهلوی باید خیلی روشن و بدون شعار بگوید:

«ایران وارد مرحله خطر شده است.
ممکن است حکومت ضعیف شود، ممکن است درگیری ایجاد شود، ممکن است کشور وارد خلأ قدرت شود.
اگر از قبل آماده نباشیم، ایران ممکن است به آشوب کشیده شود.
پس از امروز، ما وارد وضعیت اضطرار ملی برای نجات ایران می‌شویم.»

این جمله مهم است؛ چون بحث را از «قدرت گرفتن یک فرد» به «نجات کشور» تبدیل می‌کند.

مرحله دوم: فراخوان عمومی برای تشکیل «دایره اضطرار برای همبستگی»

در این مرحله باید یک فراخوان شفاف صادر شود:

«هر فرد یا گروهی که این چند اصل را قبول دارد، می‌تواند وارد گفت‌وگو شود»:

  • ایران تجزیه نشود

  • حکومت آینده با رأی مردم تعیین شود

  • دین از حکومت جدا باشد

  • آزادی بیان و انتخابات آزاد وجود داشته باشد

  • انتقام‌گیری و اعدام سیاسی ممنوع باشد

یعنی از همان اول، دعوا بر سر پادشاهی یا جمهوری کنار گذاشته شود و گفته شود:

«اول کشور را از خطر عبور می‌دهیم، بعد مردم تصمیم می‌گیرند.»

مرحله سوم: چه کسانی دعوت شوند؟

نه فقط چهره‌های معروف سیاسی؛ بلکه ترکیبی از:

  • فعالان سیاسی

  • حقوق‌دان‌ها

  • اقتصاددان‌ها

  • نمایندگان کارگری

  • چهره‌های مدنی

  • فعالان زنان

  • دانشگاهیان

  • نمایندگان اقوام

  • خانواده‌های دادخواه

  • و حتی مدیران اجرایی سابقی که دستشان به فساد و سرکوب آلوده نیست

یعنی مردم حس کنند این فقط «باشگاه سیاسی خارج کشور» نیست.

مرحله چهارم: انتخاب «شورای گذار»

این مهم‌ترین قسمت است.

دعوت‌شدگان نباید فقط دور هم عکس بگیرند؛ باید رأی‌گیری واقعی انجام شود.

مثلاً:

  • ۵۰ تا ۱۰۰ نفر دعوت شوند

  • جلسات آنلاین و علنی برگزار شود

  • برنامه‌ها ارائه شود

  • و در نهایت، مثلاً ۱۵ نفر با رأی همان جمع انتخاب شوند

این می‌شود «شورای گذار».

وظیفه شورا:

  • تصمیم‌گیری سیاسی در دوران بحران

  • ارتباط با داخل و خارج

  • آماده‌سازی دولت موقت

  • و جلوگیری از خلأ قدرت

نکته: همبستگی واقعی اپوزیسیون می‌تواند این امکان را ایجاد کند که از دولت‌های غربی خواسته شود شورای گذار و دولت موقت را به رسمیت بشناسند و نقش تضمینی و مشروعیت‌بخش آقای رضا پهلوی را در این فرآیند محترم بشمارند.

مرحله پنجم: نقش رضا پهلوی

اینجا مهم‌ترین نقطه است.

آقای رضا پهلوی نباید در آغاز، رئیس دولت انتقالی شود.

چرا؟

چون نیمی از انرژی کشور صرف دعوا بر سر شخص او خواهد شد.

او باید یک قدم عقب‌تر بایستد و بگوید:

«من ضامن عبور امن کشورم، نه صاحب قدرت.»

این جمله می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد.

یعنی:

  • او فراخوان‌دهنده است

  • اعتبار و سرمایه اجتماعی می‌دهد

  • اختلاف‌ها را مدیریت می‌کند

  • مردم را آرام می‌کند

  • و چتر وحدت می‌شود، اما وارد قدرت اجرایی مستقیم نمی‌شود

این باعث می‌شود:

  • ترس مخالفان کمتر شود

  • افراد بیشتری وارد شوند

  • و پروژه، شکل ملی‌تری بگیرد

مرحله ششم: انتخاب نخست‌وزیر دولت گذار

شورای گذار باید نخست‌وزیر موقت انتخاب کند؛ نه بر اساس شهرت، بلکه بر اساس توان اداره بحران.

مثلاً کسی که:

  • سابقه اجرایی داشته باشد

  • اهل انتقام نباشد

  • بتواند اقتصاد و امنیت را کنترل کند

  • و اعتماد نسبی داخلی و خارجی به دست آورد

وظیفه این دولت نیز باید محدود باشد:

  • حفظ امنیت

  • جلوگیری از فروپاشی

  • آزاد کردن زندانیان سیاسی

  • آماده‌سازی انتخابات

  • بازسازی اولیه اقتصاد

  • و تحویل کشور به دولت منتخب مردم

نه بیشتر.

مرحله هفتم: تکلیف نظام آینده را مردم تعیین کنند

مهم‌ترین اصل برای جلوگیری از جنگ داخلی همین است.

یعنی شورای گذار حق ندارد از قبل بگوید:

  • حتماً جمهوری

  • یا حتماً پادشاهی

بلکه باید دوباره و دوباره بگوید:

«بعد از ثبات اولیه، رفراندوم آزاد برگزار می‌شود و مردم تصمیم می‌گیرند.»

این باعث می‌شود:

  • دعوا عقب بیفتد

  • اتحاد ممکن شود

  • و انرژی کشور صرف نجات ایران شود، نه جنگ بر سر آینده‌ای که هنوز نرسیده است.


نتیجه نهایی این مدل چیست؟

این مدل می‌خواهد به مردم یک چیز ساده بگوید:

«اگر فردا بحران شد، کشور بی‌صاحب نیست.»

یعنی:

  • معلوم است چه کسی مسئول هماهنگی است

  • معلوم است چه کسی موقتاً کشور را اداره می‌کند

  • معلوم است قدرت دائمی نیست

  • و معلوم است در پایان، مردم تصمیم می‌گیرند

بدون این تصویر، جامعه ممکن است از ترس هرج‌ومرج حتی به وضع موجود بچسبد.

اما اگر مردم احساس کنند یک مسیر واقعی، محدود، موقت و قابل‌کنترل برای عبور وجود دارد، احتمال اینکه در لحظه بحران به سمت همبستگی بروند بیشتر می‌شود.

مسئله «همبستگی اضطراری» یک انتخاب سیاسی لوکس نیست؛ بلکه شاید آخرین فرصت برای جلوگیری از ورود ایران به خلأ خطرناک قدرت باشد.

یکی از این دو تصویر محتمل است.
زمان برای پیروزی یک احتمال بر دیگری نمی‌ایستد، اما ما می‌توانیم بر سرعت خود بیفزاییم.

ذکریا ـ ایران



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy