Wednesday, Jun 3, 2026

صفحه نخست » داس، چکش، عمامه!؛ ف. م. سخن

0f90d422903ea307f853fe53341271f52eb501b4.pngنه قدرت های غارتگر، نه حکومت سرکوبگر، مردم تنها مالکان سرنوشت خویشند! والا چه عرض کنم! این تیتر بیانیه ی کانون نویسندگان ایران ه. خوب که چی؟ واقعا ما این موضوع را نمی‌دانیم؟! کسی منکر این هست که مردم تنها مالکان سرنوشت خویش‌ند، نه قدرت‌های غارتگر نه حکومت سرکوبگر هیچ‌کدوم مالک سرنوشت مردم نیستند.

آخه این چه بیانیه ای ه که کانون نویسندگان ایران میده؟ بیانیه دادن البته اشکالی نداره، ولی موضوع اینه که این کانون نویسندگان، کسانی که این کانون را تشکیل میدند چه داستانهایی، چه اشعاری، چه نمایشنامه هایی، چه فیلمنامه هایی به جامعه عرضه کردن که این شعار رو تجلی بده؟ من بیانیه میدم که الان روزه و وقتی خورشید میره، شب میشه! دست ام درد نکنه به خاطر بیان این بدیهیات! آخه عزیز دل! کار هنرمند کار نویسنده این هست که موضوع بدیهی رو جوری بیان کنه که روو آدم ها تاثیر بذاره. اینقدر تاثیر بذاره که مسیر زندگی شون عوض بشه!

ما در دوران پادشاهی باید خدا را شکر کنیم که تعداد رسانه ها به این مقدار که امروز هست نبود. آزادی بیان اندیشه نداشتیم. دو تا کتاب در می اومد، اونو باید با ذره بین میخوندیم با ترس و لرز. که به زندان مثلا نیفتیم که گرفتار نشیم نویسندگان چپ داستانهایی خلق می کردند که ما جوان ها از این رو به اون رو می شدیم، زندگی ما تغییر می کرد مثلا اگر آدم های بی خیالی نسبت به جامعه بودیم، نسبت به جامعه احساس مسئولیت می کردیم، سعی می کردیم وضعیت را بهبود ببخشیم، خواهش می کنم نگید که خیلی قشنگ این کار را کردید، خراب کردید همه چیز را نه، ما قصدمان خراب کردن چیزی نبود داس و چکش و عمامه در اون سال ها به این شکل که امروز ما می بینیم و نفرت داریم ازش نبود و چیزی که آدم اطلاع ازش نداره نمیتونی بازخواست کنی جوان ها را، ماها را، حالا نمی خوام دوباره این قصه پرغصه و تکراری را از نو بخوام داستانش را بگم، خودمون را توجیه بکنم....

ما امروز چه می کنیم؟ کانون نویسندگان بیاد یه بیانیه بده به این شکل مثلا تغییر می کنیم ما مثلا یه چیزی به آگاهی مون اضافه میشه، مثلا من ف. م. سخن،،، اندیشه ام از این رو به اون رو می شه؟ بابا بیایید کاری کنید کارستان اگر هنرمندی، خب حالا در دوران گذشته ما یه رادیو بی بی سی داشتیم، یه رادیو مسکو داشتیم دو تا رادیوی ه میهن پرستان و این ها داشتیم که این ها به صورت پنهان از کشورهای مختلف مثل عراق و این ها پخش می شد. مگه نمی گید که جامعه ی ایران را بی بی سی باعث شد که انقلاب کنه؟ چرا امروز که این همه رسانه در اختیارتون هست کاری نمی کنید که مردم این حکومت را سرنگون کنن؟ در این دوران بلا تکلیفی، تکلیف خودشون رو بدونن؟
برای این که چیزی ارزشمند برای بازگو کردن نداریم. ارزش اندیشه ها در اون دوران به خاطر خودِ اندیشه ها نبود، به خاطر محدودیت ها بود. چون محدود بود به نظر ارزشمند میومد. بفرمایید امروز اینترنت تمام محدودیتها را برداشت. چی می بینید؟ هیچی....
دیدم که خانم نور پهلوی در نروژ برنامه داشتند. یک ابلهی که اونجا دعوت داشته یعنی یکی از هواداران و یکی از افراد شناخته شده بوده که به هر حال توی مجلس اونجا مجلس امضا حضور داشت. پوتینش رو از پاش در میاره، میده به خانم نور که یه دختر جوان و تحصیل کرده و بزرگ شده در خارج از ایران ه میگه که، برای من امضا کن! اون دختر هم، خوب، از روی نجابت درخواست این رو زمین نمی اندازه، داخل پوتین اینو امضا می کنه. آخه توی ابله، توی هوادار نمی گی فردا اینو دشمنان خانم نور، دشمنان خاندان پهلوی می بینن، بعد بساط درست می کنن؟ بعد نمی گی که این چقدر زشته، چقدر حقیره، تو چقدر آدم حقیر و نفهمی هستی. نه به خاطر خودش، آدم ها همه جور هستن که به فکر این نیستی که این خاندان پهلوی یک عضوش رو اینطوری شخصیتش رو پایین بیاری که داخل پوتین تو رو امضا کنه. آخه ابله، حالا نگفتیم برو کتاب بنویس، نگفتیم برو شعر بسرا، نگفتیم از آزادی اینترنت استفاده کن، حرفایی بزن که مخالفین جذب شماها بشن، جذب خاندان پهلوی بشن. میگیم که لااقل کاری نکن اونی هم که علاقه به این خاندان داره، نفرت پیدا بکنه....



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy