مسعود کاظمی - ایران اینترنشنال
علی خامنهای صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در آغاز جنگ، در حمله به دفترش در تهران کشته شد. او در سالهای اخیر و پس از افزایش حملات اسرائیل به فرماندهان و مقامهای جمهوری اسلامی، بارها نماز میت بر کشتهشدگان حکومت اقامه کرده بود؛ تا جایی که برخی کاربران شبکههای اجتماعی به او لقب «بلاگر نماز میت» داده بودند. اکنون اما بیش از ۱۰۰ روز از کشتهشدن او میگذرد و هنوز خبری از تشییع و دفنش نیست.
وعده تشییع میلیونی؛ بدون نتیجه
در ۶۰ روز گذشته از زمان آتشبس، بسیاری از فرماندهان و مقامهای کشتهشده دفن شدهاند، اما پیکر رهبر دوم جمهوری اسلامی همچنان بلاتکلیف مانده است. محمدعلی توکلیزاده، معاون شهرداری تهران، وعده داده بود مراسم تشییع خامنهای در تهران، قم و مشهد برگزار شود و حتی از احتمال حضور دهها میلیون نفر سخن گفته بود.
این وعدهها در حالی مطرح شد که مقامهای جمهوری اسلامی حتی مراسم سالگرد روحالله خمینی را با محدودیتهای کمسابقه برگزار کردند و از دعوت رسمی بسیاری از مقامها و فرماندهان نظامی خودداری شد. با وجود اعلام رسمی مبنی بر دفن خامنهای در مشهد، پیشنهادهایی برای دفن او در قم نیز مطرح شد، اما هنوز هیچ تاریخ مشخصی برای تشییع اعلام نشده است.
تاخیر در دفن و چالش فقهی
در فقه شیعه، تسریع در دفن میت مستحب مؤکد است و تاخیر در دفن، اگر موجب هتک حرمت شود، جایز دانسته نمیشود. منابع فقهی از جمله «جواهرالکلام» و همچنین فتاوای مکارم شیرازی و علیاکبر سیفی مازندرانی بر ضرورت پرهیز از تاخیر بیدلیل در دفن تأکید کردهاند.
با این حال، پیکر خامنهای بیش از سه ماه است که دفن نشده و همین موضوع پرسشهایی درباره علت این تاخیر ایجاد کرده است.
آیا چیزی از پیکر خامنهای باقی مانده است؟
منصور ارضی، مداح نزدیک به خامنهای، در یکی از مراسمهای حکومتی گفت: «بعدها گفته خواهد شد که از بدن رهبر ما چه باقی مانده است.»
گزارشهای منتشرشده درباره برخی کشتهشدگان حمله به دفتر خامنهای نشان میدهد شدت انفجار به حدی بوده که اجساد تعدادی از قربانیان تنها از طریق انگشتر یا آزمایش دیانای شناسایی شدهاند. خبرگزاری فارس درباره برخی از کشتهشدگان نوشته بود که پیکر آنان متلاشی یا به سختی قابل شناسایی بوده است.
همین گزارشها این پرسش را مطرح کرده که آیا اساساً بقایای قابل توجهی از پیکر خامنهای باقی مانده است یا نه.
معضل مجتبی خامنهای
بخش دیگری از مشکل به جایگاه سیاسی و مذهبی جانشین او بازمیگردد. جمهوری اسلامی رهبر خود را «امام جامعه در عصر غیبت» و «ولی امر مسلمین جهان» معرفی میکند و در چنین ساختاری، حضور رهبر جدید در مراسم تشییع رهبر پیشین اهمیت ویژهای دارد.
اما مجتبی خامنهای که گفته میشود از حمله ۹ اسفند جان سالم به در برده، ظاهراً ملاحظات امنیتی جدی برای حضور علنی دارد. اگر او زنده باشد، یکی از مهمترین اهداف احتمالی اسرائیل محسوب میشود و حضورش در یک مراسم عمومی میتواند محل اختفای او را آشکار کند.
علاوه بر این، گزارشهای متناقضی درباره وضعیت جسمی او منتشر شده است. مقامهای حکومتی از سلامت کامل سخن میگویند، اما گزارشهایی نیز درباره آسیبهای جدی جسمی وجود دارد. هرگونه حضور علنی میتواند به این ابهامها پایان دهد.
انگیزه تبلیغاتی
عامل دیگری که در تاخیر تشییع جنازه خامنهای مطرح میشود، تلاش حکومت برای برگزاری مراسمی با ابعاد تبلیغاتی گسترده است. مقامهای جمهوری اسلامی از احتمال حضور ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر سخن گفتهاند و تجربه تشییع قاسم سلیمانی نشان داده که حکومت از چنین مراسمهایی برای نمایش مشروعیت و بسیج تبلیغاتی استفاده میکند.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی همچنان در انتظار شرایطی است که بتواند مراسمی بزرگ و کمهزینه از نظر امنیتی برگزار کند؛ انتظاری که باعث شده پیکر رهبر پیشین جمهوری اسلامی پس از گذشت بیش از ۱۰۰ روز همچنان دفن نشده باقی بماند.
حکومت تصور میکند همانگونه که با به خیابان کشیدن حامیان خود در ۱۰۰ روز گذشته، فضای عمومی را از دست مخالفان خارج کرده، میتواند با برگزاری تشییع جنازه چندروزه و با انتشار تصاویر آن، برای خود مشروعیتی تازه دست و پا کند.
با همه این اقوال، همچنان جنازه خامنهای که مشخص نیست چه چیزی از آن باقی مانده و در این ۱۰۰ روز کجا نگهداری شده، دفن نشده است.
















