
یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیراً در گفتوگو با رسانه داخلی خبرآنلاین، با اشاره به اختلافنظرها درباره مذاکره با آمریکا گفت: «الآن بازی ملی است» و هشدار داد که ایجاد شکاف میان موافقان و مخالفان مذاکره میتواند در راستای اهداف «ستون پنجم» باشد.
این سخنان بار دیگر پرسشی قدیمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا جمهوری اسلامی واقعاً از موضع منافع ملی سخن میگوید یا آنکه مفاهیمی مانند «وحدت ملی»، «منافع ملی» و «میهنپرستی» در شرایط بحرانی به ابزاری برای حفظ ساختار قدرت تبدیل میشوند؟
در یادداشت پیشین خود با عنوان «فریب دادن ملت از راه ملیگرایی» به این موضوع پرداخته بودم که چگونه حکومت در مقاطع مختلف کوشیده است خود را با مفاهیمی پیوند بزند که بخش مهمی از مشروعیت آنها خارج از چارچوب ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
از نفی ملیگرایی تا تکیه بر ادبیات ملی
واقعیت آن است که بنیانگذاران جمهوری اسلامی در سالهای نخست انقلاب نگاه مثبتی به ملیگرایی نداشتند. آیتالله خمینی صراحتاً گفته بود: «افراد ملی به درد ما نمیخورند، افراد مسلم به درد ما میخورند» و در موارد مختلف، هویت اسلامی را بر هویت ملی مقدم دانسته بود.
به همین دلیل، تأکید امروز حاکمیت بر مفاهیمی چون ایران، ملت، منافع ملی و وحدت ملی برای بسیاری از ایرانیان پرسشبرانگیز است. حکومتی که دههها ملیگرایی را با دیده تردید مینگریست و بسیاری از نیروهای ملی را به حاشیه راند، امروز خود را در قامت مدافع منافع ملی معرفی میکند.
این تغییر ادبیات را نمیتوان نادیده گرفت. پرسش این است که آیا با تغییر واژگان، کارنامه یک حکومت نیز تغییر میکند؟ آیا صرف استفاده از مفاهیمی چون ایران و ملت میتواند جایگزین عملکردی شود که بخش بزرگی از جامعه نسبت به آن منتقد است؟
پاسخ را شاید بتوان در بحران مشروعیت جستوجو کرد. حکومتی که با نارضایتیهای گسترده داخلی، مشکلات اقتصادی، مهاجرت نخبگان، کاهش اعتماد عمومی و انتقادهای بینالمللی روبهرو است، طبیعی است که بکوشد خود را در قالب مفاهیمی بازتعریف کند که همچنان در میان مردم از اعتبار و مقبولیت برخوردارند.
اما میان دفاع از ایران و دفاع از یک حکومت تفاوتی اساسی وجود دارد؛ تفاوتی که نباید در هیاهوی سیاسی گم شود.
میهنپرستی یا دفاع از حکومت؟
یکی از موفقترین راهبردهای حکومتهای ایدئولوژیک آن بوده که خود را معادل کشور معرفی کنند؛ به گونهای که مخالفت با حکومت، مخالفت با کشور و منافع ملی جلوه داده شود.
در حالی که ایران، تاریخی بسیار طولانیتر از جمهوری اسلامی دارد و مفهوم منافع ملی نیز نمیتواند به بقای هیچ دولت یا نظام سیاسی خاصی تقلیل پیدا کند. دولتها میآیند و میروند، اما کشور و ملت باقی میمانند.
از این منظر، میهنپرستی به معنای حمایت بیقید و شرط از هیچ حکومتی نیست. میهنپرستی را میتوان دفاع از رفاه، آزادی، امنیت، توسعه و آینده ایران دانست؛ حتی زمانی که این دفاع مستلزم نقد ساختار قدرت باشد.
میهنپرستی از نگاه اندیشه سیاسی
ایمانوئل کانت میهنپرستی را تعهد شهروند به قانون و مسئولیت اخلاقی در برابر جامعه میدانست. از نگاه او، دولت زمانی مشروعیت دارد که در خدمت عدالت و آزادی باشد.
یورگن هابرماس نیز مفهوم «میهنپرستی مشروطه» را مطرح کرد؛ وفاداری نه به یک ایدئولوژی یا گروه حاکم، بلکه به ارزشهایی چون آزادی، دموکراسی، حقوق شهروندی و حاکمیت قانون.
در همین چارچوب است که سیاستمداران اروپایی میان «میهنپرستی» و «ملیگرایی» تفاوت قائل میشوند. میهنپرستی عشق به کشور است؛ اما ملیگرایی افراطی میتواند به ابزاری برای حذف مخالفان و توجیه سیاستهای قدرت تبدیل شود.
حاصل سخن
اگر امروز از «بازی ملی» سخن گفته میشود، نخست باید روشن شود که منظور از «ملی» چیست و چه کسی حق دارد از جانب ملت سخن بگوید.
هیچ حکومتی نمیتواند صرفاً با استفاده از واژههایی چون «منافع ملی» و «وحدت ملی» خود را نماینده انحصاری ایران معرفی کند. اعتبار این مفاهیم نه از شعار، بلکه از عملکرد حکومتها به دست میآید.
میهنپرستی واقعی آن است که منافع ایران و ایرانیان بر منافع هر گروه، جناح یا ساختار قدرتی مقدم دانسته شود. در چنین نگاهی، نقد حکومت نه نشانه دشمنی با کشور، بلکه میتواند نشانه مسئولیتپذیری در برابر آینده آن باشد.
جان اف. کندی جملهای مشهور دارد: «نپرسید کشورتان چه کاری میتواند برای شما انجام دهد؛ بپرسید شما چه کاری میتوانید برای کشورتان انجام دهید.»
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، بازگشت به همین مفهوم از میهنپرستی برای ایران ضروری باشد؛ میهنپرستیای که کشور را با حکومت یکی نمیگیرد و منافع ملت را بر منافع صاحبان قدرت مقدم میداند.
پاینده بماند ایران
*یادداشت تحریریه: این یادداشت بازتابدهنده دیدگاه نویسنده درباره نسبت میان میهنپرستی، ملیگرایی و عملکرد جمهوری اسلامی است. این مطلب با حفظ چارچوب دیدگاه نویسنده، برای روانتر شدن نگارش و رعایت ملاحظات تحریری و حقوقی ویرایش شده است.

















