امیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
پس از ۵۵ روز محاصره اقتصادی و کاهش درآمدهای صادراتی ــ که گفته میشود روزانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار از منابع مالی جمهوری اسلامی را از بین برده است ــ بحران اقتصادی اکنون بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. بنا بر گزارش سیانان و به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی، دستیابی به یک توافق احتمالی با دولت ترامپ اکنون به آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده رژیم ایران گره خورده است.
آیا این به آن معناست که مسئله هستهای حلوفصل شده است؟ بعید به نظر میرسد. اما این تحول نشان میدهد که اولویتهای دیگری اکنون در حال پیشی گرفتن از سایر موضوعات هستند.
در آغاز عملیات «خشم حماسی»، ایالات متحده چهار هدف اصلی را اعلام کرده بود: برچیدن برنامه هستهای، نابودی توان موشکهای بالستیک، قطع حمایت جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی منطقه و متوقف کردن سرکوب خشونتآمیز معترضان.
با پیشرفت مذاکرات، به نظر میرسد موضوع معترضان نخستین مسئلهای بود که از دستور کار کنار گذاشته شد. پس از آن نیز موضوع نیروهای نیابتی و برنامه موشکی به حاشیه رفت. اکنون تنها مسئله باقیمانده روی میز مذاکرات، برچیدن برنامه هستهای جمهوری اسلامی است.
با این حال، آنچه دیپلماسی از پرداختن به آن صرفنظر کرده، تا حد زیادی توسط اقدام نظامی دنبال شده است. حملات نظامی، زیرساختهای مرتبط با موشکهای بالستیک رژیم ایران و صنایع اصلی پشتیبان آن را به شدت آسیبزده یا نابود کرده است. همزمان، دستگاه سرکوب حکومت نیز ضربههای سنگینی متحمل شده و تحریمها و محاصره اقتصادی، توانایی جمهوری اسلامی برای تأمین مالی شبکههای نیابتی خود را به شدت محدود کرده است.
برآوردها نشان میدهد هزینه بازسازی خسارتها دستکم به ۱۴۴ میلیارد دلار میرسد. با این حال، مسئولان حکومت ایران مدعیاند که مجموع خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم تا ۲۷۰ میلیارد دلار نیز افزایش یافته است.
رژیم اکنون بر لبه پرتگاه اقتصادی ایستاده؛ پرتگاهی که تنها با تزریق منابع مالی و نقدینگی میتوان از سقوط در آن جلوگیری کرد. از همین رو بود که دو هفته پیش قطر تلاش کرد با پیشنهاد یک وام شش میلیارد دلاری تحت عنوان «کمکهای بشردوستانه»، روند توافق را تسهیل کند. به همین دلیل نیز اکنون سخن گفتن از «صلح» با برچسب قیمتی ۲۴ میلیارد دلاری همراه شده است.
روایت پیروزی حکومت بر این پایه استوار است که فشارها را پشت سر گذاشته و پابرجا مانده است؛ با این حال، حتی در این روایت نیز نشانی از گشایش اقتصادی یا بازگشت به وضعیت عادی دیده نمیشود.
اقتصاد رژیم ایران در وضعیت دشواری قرار دارد و کشور نمیتواند برای مدت نامحدود با منابع رو به پایان خود به حیات ادامه دهد.
جمهوری اسلامی اکنون میان دو انتخاب گرفتار شده است: از یک سو پافشاری بر مواضع هستهای و از سوی دیگر فشار فزاینده اقتصادی. نتیجه این وضعیت یا پذیرش امتیازدهی خواهد بود یا خفگی اقتصادی.
تجربه گذشته نشان میدهد که سپاه پاسداران ترجیح میدهد از بسیاری از امکانات دیگر محروم شود اما از برنامه هستهای عقبنشینی نکند. اگر چنین ارزیابیای درست باشد و اگر دولت ترامپ از مواضع خود عقبنشینی نکند، چشمانداز پیش روی جمهوری اسلامی چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد.
در همین حال، ناآرامیهای داخلی نیز همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارش روز شنبه ایران اینترنشنال، دانشآموزان در حدود ۲۰ استان کشور دست به اعتراضات گسترده زدهاند.
اگرچه مطالبات دانشآموزان در حال حاضر بیشتر بر مسائل آموزشی متمرکز است و مستقیماً ماهیتی ضدحکومتی ندارد، اما ظرفیت تبدیل شدن این اعتراضات به بحرانی گستردهتر همچنان وجود دارد.
تاریخ بارها نشان داده است که رویدادهایی که در ابتدا کوچک و محدود به نظر میرسند، میتوانند به تحولات بزرگ سیاسی منجر شوند. شاید برخورد با یک دانشآموز گمنام در نقطهای از ایران، به جرقه رویدادی تبدیل شود که امروز هیچکس توان پیشبینی آن را ندارد.
___
*یادداشت تحریریه: عبارت «موضوع اقتصاد ایران است، احمق!» اقتباسی از شعار معروف «It's the economy, stupid» است که در سیاست آمریکا به نمادی برای یادآوری اهمیت عوامل اقتصادی در تحولات سیاسی تبدیل شده است.

هرچه دارم از نظام جمهوری اسلامی دارم
















