Sunday, Jun 14, 2026

صفحه نخست » وقتی مخالف سیاسی به دشمن تبدیل می‌شود

flag.jpgچرا هر جامعه‌ای به اپوزیسیون نیاز دارد؟

پیام همراهان

دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» استدلال می‌کنند که آزادی نه از ضعف دولت، بلکه از تعادل میان قدرت دولت و قدرت جامعه زاده می‌شود. دولت باید توانمند باشد و بتواند امنیت و قانون را برقرار کند، اما در همان حال جامعه نیز باید از ابزارهای لازم برای نظارت، نقد و مهار قدرت برخوردار باشد. احزاب مستقل، رسانه‌های آزاد، نهادهای مدنی و اپوزیسیون قانونی از مهم‌ترین این ابزارها هستند. هرگاه این توازن برهم بخورد و دولت بر جامعه غلبه کند، خطر شکل‌گیری آنچه نویسندگان «لویاتان مستبد» می‌نامند افزایش می‌یابد.

در این چارچوب، اپوزیسیون تهدیدی برای کشور نیست؛ بلکه بخشی ضروری از سازوکار کنترل قدرت است. مسئله اصلی آن نیست که مخالفان همیشه درست می‌گویند، بلکه آن است که حق مخالفت به رسمیت شناخته شود.

مدافعان جمهوری اسلامی معمولاً تأکید می‌کنند که کشور در طول دهه‌های گذشته با تهدیدهای امنیتی، مداخلات خارجی و گروه‌های خشونت‌طلب مواجه بوده و حکومت حق دارد با چنین تهدیدهایی مقابله کند. این استدلال در اصل قابل فهم است؛ هر دولتی وظیفه دارد از امنیت عمومی محافظت کند. اما پرسش اساسی اینجاست که مرز میان «مخالف سیاسی» و «دشمن امنیتی» تا چه اندازه روشن و محدود باقی مانده است؟

در چهار دهه گذشته، دامنه برچسب‌هایی مانند «ضدانقلاب»، «معاند»، «نفوذی»، «عامل بیگانه» و «وطن‌فروش» تنها به گروه‌های مسلح محدود نمانده است. از نهضت آزادی و فعالان ملی ـ مذهبی گرفته تا روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، کنشگران مدنی و حتی بخشی از اصلاح‌طلبان، بارها با چنین اتهاماتی مواجه شده‌اند. آیت‌الله علی خامنه‌ای نیز در مقاطع مختلف برخی مطبوعات و روزنامه‌های منتقد را «پایگاه دشمن» یا بخشی از «جبهه دشمن» توصیف کرده است؛ تعابیری که منتقد را از جایگاه یک رقیب سیاسی به جایگاه یک تهدید امنیتی منتقل می‌کند.

محدودیت فعالیت احزاب، نظارت استصوابی، فشار بر رسانه‌های مستقل و برخوردهای گسترده با اعتراضات اجتماعی نیز نشان می‌دهد که فضای رقابت و نظارت عمومی بر قدرت به‌تدریج محدودتر شده است. در چنین شرایطی، بخشی از جامعه امکان اثرگذاری بر تصمیم‌های سیاسی را از طریق سازوکارهای قانونی و مسالمت‌آمیز از دست می‌دهد و شکاف میان دولت و جامعه عمیق‌تر می‌شود.

دموکراسی فقط حق رأی دادن نیست؛ حق مخالفت کردن نیز هست. جامعه‌ای که مخالفانش را دشمن می‌نامد، به‌تدریج توان مهار قدرت را از دست می‌دهد. پیام اصلی «راه باریک آزادی» نیز همین است: هرگاه مخالف سیاسی به دشمن تبدیل شود، دولت نیرومندتر و جامعه ضعیف‌تر می‌شود؛ و هرچه این شکاف عمیق‌تر شود، جامعه گام‌های بیشتری از راه باریک آزادی دور خواهد شد.
حالا شما استدلال بیاورید و به سایر نکاتی که در متن نیامده اشاره نمایید که چرا «حق مخالفت» شرط لازم آزادی است؟



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy