بنام ایران، که هرچه داریم از اوست
سروران گرامی، با درود
این نامه خطاب به شما نوشته میشود؛ کسانی که با وجود مخالفت با جمهوری اسلامی، نسبت به شاهزاده رضا پهلوی و نقش ایشان در اپوزیسیون ایران دیدگاههای انتقادی یا مخالف دارند.
ایران امروز در یکی از خطرناکترین و حساسترین دورانهای تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. جمهوری اسلامی نه تنها موجب نابودی بخش بزرگی از سرمایههای انسانی، اقتصادی و فرهنگی کشور شده، بلکه موجودیت و امنیت ملی ایران را نیز با مخاطرات جدی روبرو کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که چه کسی در آینده ایران حکومت خواهد کرد، بلکه این است که آیا ایران خواهد توانست از این بحران تاریخی عبور کند یا خیر.
در شرایط عادی، اختلافنظرهای سیاسی امری طبیعی و حتی ضروری برای یک جامعه آزاد و دموکراتیک است. شما ممکن است با دیدگاههای شاهزاده رضا پهلوی، با پیشینه نظام پادشاهی، یا با برخی مواضع و هواداران ایشان موافق نباشید. همانگونه که بسیاری از هواداران شاهزاده نیز ممکن است با دیدگاههای شما موافق نباشند. اما پرسش اساسی آن است که آیا این اختلافات باید مانع همکاری برای نجات ایران شود؟
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی دشمن مشترک همه ماست. این حکومت نه میان پادشاهیخواه و جمهوریخواه تفاوتی قائل شده و نه میان چپ، راست، ملیگرا، لیبرال، سکولار یا مذهبی. همه نیروهای آزادیخواه ایران به اشکال مختلف از سیاستهای این حکومت آسیب دیدهاند.
از این رو، انتظار میرود که همه مخالفان جمهوری اسلامی، بدون چشمپوشی از عقاید و باورهای خود، برای تحقق یک هدف ملی و فوری با یکدیگر همکاری کنند. این همکاری به معنای پذیرش دیدگاههای یکدیگر نیست، بلکه به معنای پذیرش یک ضرورت تاریخی است.
پیشنهاد مشخص آن است که تمامی جریانهای اپوزیسیون، از جمله مخالفان و موافقان شاهزاده رضا پهلوی، بر سر چند اصل حداقلی به توافق برسند:
نخست، سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به حاکمیت آن.
دوم، حفظ تمامیت ارضی، استقلال و یکپارچگی ایران.
سوم، استقرار یک حکومت موقت مبتنی بر اصول دموکراتیک پس از فروپاشی جمهوری اسلامی.
چهارم، واگذاری تصمیم درباره شکل نظام آینده کشور به رأی آزاد مردم ایران از طریق انتخابات یا همهپرسی.
اگر اصل حاکمیت مردم را میپذیریم، آنگاه هیچ جریان سیاسی نباید از مراجعه به آرای مردم هراس داشته باشد. نه جمهوریخواهان باید نگران حضور پادشاهیخواهان باشند و نه پادشاهیخواهان باید از رقابت سیاسی با جمهوریخواهان بیم داشته باشند. داور نهایی باید ملت ایران باشد.
برای تحقق این هدف، پیشنهاد میشود یک نشست مجازی ملی با حضور همه جریانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی برگزار شود. در این نشست میتوان درباره راههای همکاری مشترک، تدوین نقشه راه مبارزه، سازماندهی ظرفیتهای سیاسی و رسانهای و همچنین نحوه مدیریت دوران گذار گفتوگو کرد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که راهبردکشورهای آمریکا و اسرائیل مبتنی بر مذاکره با جمهوری اسلامی، حفظ وضع موجود نه جنگ و نه صلح یا حتی رویاروییهای نظامی ، نتوانستهاند به حل پایدار مسئله ایران منجر شوند. از این رو، اپوزیسیون ایران میتواند با تکیه بر نیروی مردم، ابتکار عملی تحت عنوان «کمپین براندازی جمهوری اسلامی» را به عنوان یک راهحل سیاسی و ملی مطرح و برای آمریکا، اسرائیل، و سایر کشورها بر روی میز بگذارد.
در چارچوب چنین طرحی، اپوزیسیون میتواند:
- برنامه خود را برای گذار از جمهوری اسلامی با اتکا به توان و اراده مردم ایران ارائه نماید.
- نیازهای خود در زمینه حمایتهای سیاسی، رسانهای، فنی و سایر امکانات لازم را از کشورهای دموکراتیک و حامی آزادی ملت ایران درخواست کند.
این گردهمایی میتواند پیامی روشن به مردم ایران و جامعه جهانی ارسال کند: اینکه اپوزیسیون ایران، علیرغم اختلافات سیاسی، برای نجات کشور دارای ارادهای مشترک است.
نخستین دستاورد چنین مجمعی، ایجاد همافزایی جمعی است. نیروهای اپوزیسیون هر یک دارای ظرفیتها، تجربیات و پایگاههای اجتماعی متفاوتی هستند. گردهم آمدن این ظرفیتها در یک ساختار مشترک، قدرت سیاسی و اجتماعی اپوزیسیون را چند برابر کرده و از پراکندگی و موازیکاری جلوگیری میکند.
دومین مزیت، افزایش اعتماد مردم ایران به اپوزیسیون است. یکی از نگرانیهای جامعه ایران، اختلافات و رقابتهای میان گروههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است. هنگامی که مردم شاهد همکاری و گفتوگوی نیروهای مختلف در یک مجمع ملی باشند، اطمینان بیشتری پیدا میکنند که اپوزیسیون توانایی اداره کشور و مدیریت دوران گذار را دارد.
سومین پیامد مثبت این اقدام، جلب اعتماد کشورهای دموکراتیک و جامعه بینالمللی است. دولتهای غربی و سایر بازیگران بینالمللی همواره نگران آن هستند که پس از سقوط جمهوری اسلامی، ایران دچار هرجومرج، جنگ داخلی یا فروپاشی نهادهای حکومتی شود. وجود یک مجمع ملی فراگیر میتواند نشان دهد که اپوزیسیون برای انتقال قدرت و حفظ ثبات کشور برنامه و آمادگی لازم را دارد.
چهارمین ضرورت، فراهم شدن زمینه همکاری ملی در دوران پس از جمهوری اسلامی است. مشارکت همه نیروهای سیاسی در یک دولت یا شورای موقت انتقالی، میتواند از انحصار قدرت جلوگیری کرده و حس تعلق و مسئولیت مشترک نسبت به آینده کشور را تقویت کند. این همکاری ملی، ضامن ثبات سیاسی و اجتماعی در دوران گذار خواهد بود.
سرانجام، مجمع ملی میتواند زمینهساز رقابت سالم سیاسی در آینده ایران باشد. حضور احزاب و جریانهای دارای دیدگاهها و ایدئولوژیهای مختلف در انتخابات آزاد، این امکان را فراهم میکند که وزن و جایگاه واقعی هر جریان از طریق رأی مردم مشخص شود. در یک نظام دموکراتیک، مشروعیت سیاسی نه از ادعاهای گروهها، بلکه از رأی آزاد شهروندان سرچشمه میگیرد.
در نتیجه، تشکیل یک مجمع ملی فراگیر نه تنها به تقویت اپوزیسیون و افزایش اعتماد عمومی کمک میکند، بلکه میتواند زمینهساز انتقالی آرام، حفظ وحدت ملی و استقرار یک نظام مردمسالار در ایران آینده باشد.
امروز تاریخ از همه ما یک سؤال خواهد پرسید: هنگامی که ایران در خطر بود، آیا اختلافات سیاسی خود را بر منافع ملی ترجیح دادیم یا برای نجات میهن دست همکاری به سوی یکدیگر دراز کردیم؟
هیچکس از شما نمیخواهد از باورهای خود دست بکشید. هیچکس از شما نمیخواهد از نقد شاهزاده رضا پهلوی یا هر شخصیت سیاسی دیگری صرفنظر کنید. تنها درخواست این است که تا زمان برگزاری یک انتخابات آزاد و تعیین تکلیف نهایی توسط مردم ایران، منافع ملی را بر اختلافات سیاسی مقدم بدانیم.
شاید نسلهای آینده عملکرد امروز ما را نه بر اساس عقاید سیاسیمان، بلکه بر اساس میزان مسئولیتپذیری ما در نجات ایران قضاوت کنند.
بیایید کاری کنیم که در برابر تاریخ، ملت ایران و وجدان خود، پاسخی شایسته داشته باشیم.
پاینده ایران

















