Thursday, Jun 18, 2026

صفحه نخست » گذار ایران از سلطنت مطلقه فقیه به اقتدارگرایی پساایدئولوژیک، کیانوش رزاقی

razzaghi.jpgتردیدی نیست که زرسالاران مذهبی پیش و بیش از سایر طبقات جامعه ایران به فکر شرایط ایران پس از مرگ خامنه‌ای بوده‌اند. پروژه اصلی زرسالاران مذهبی در ده سال گذشته طراحی سیستمی برای گذار از علی خامنه‌ای و حفظ قدرت و ثروت خود در دوران پساخامنه‌ای در ایران بوده است.

زرسالاران مذهبی بیش از هر فرد یا گروه دیگری در ایران به اطلاعات و منابع لازم برای طراحی این سیستم دسترسی دارند و در این مسیر از همکاری مستقیم و مستمر کانون‌های قدرت بیگانه هم بهره‌مند بوده اند. به جز زرسالاران مذهبی، هیچ فرد یا گروه دیگری در این سال ها واقعا به فکر طراحی سیتسمی برای بعد از مرگ خامنه‌ای نبوده و نظریه گذار واقعی که امروز در مراحل پایانی اجرایی قرار دارد فقط توسط همین زرسالاران مذهبی تدوین و اجرا شده است.

شناخت شناسی پست مدرن به ما می آموزد که حقیقت همان چیزی است که مردم می دانند و با کنترل چیزی که مردم می دانند می توان حقیقت را ساخت. از نظر زرسالاران مذهبی، برای حفظ قدرت و ثروت دیگر لازم نیست جامعه به چیزی ایمان بیاورد یا آن را کاملا قبول کند بلکه کافی است جامعه بپذیرد که "گزینهٔ کم‌هزینه" همین است که زرسالاران مذهبی روی میز می گذارند. به عبارت دیگر، زرسالاران مذهبی باید سیستمی را طراحی کند که دیگر به ایدئولوژی احتیاجی نداشته باشد بلکه بر پایه احتیاج مردم به امنیت و ثبات استوار باشد. این همان اقتدارگرایی پساایدئولوژیک است.

اقتدارگرایی پساایدئولوژیک، فقه را از هسته حکمرانی حذف می‌کند و ستون فقرات حکمرانی مقتدرانه را از فقه به دانش مدیریت بحران، تثبیت اقتصاد برای بقا (نه توسعه)، سیاست‌گذاری جمعیتی_رفاهی حداقلی و کنترل اجتماعی منتقل می کند.

این دانش‌ها جامعه را قابل سنجش، طبقه‌بندی و پاداش و تنبیه می‌کنند و سیاست را از "مسألهٔ ارزشی" (سیاست ما عین دیانت ما است) به یک "مسألهٔ مدیریتی" (سیاست ما عین امنیت و ثبات ما است) تبدیل می‌سازند.

در اقتدارگرایی پساایدئولوژیک، به جای سرکوب پرهزینه با تکیه بر ارزش های ایدئولوژیک، از روش های کنترل کم‌هزینه و دائمی برای ایجاد انضباط در جامعه استفاده می شود. مردم از طریق وابستگی به شغل، خدمات، امنیت، آب، برق، ... که در اختیار زرسالاران مذهبی در پوشش بخش خصوصی است کنترل می شوند نه از طریق سرکوب مستقیم توسط نهادهای امنیتی و انتظامی. به جای زندانی کردن نخبگان با انگ های ایدئولوژیک، بخش‌هایی از نیروی مولد و منتقد به مهاجرت یا انزوا وادار می شوند و بخش‌های دیگری هم در شبکه‌های پیمانکاری، شبه‌خصوصی و اقتصاد خاکستری جذب و از این طریق کنترل و در نهایت همراه سیستم می شوند.

در نظم پساایدئولوژیک برای حفظ ثروت و قدرت زرسالاران مذهبی، ایرانیان باید به افرادی تبدیل شوند که دنبال راه نجات فردی (مهاجرت، چندشغل، سرمایه‌گذاری خرد، شبکه‌بازی) و به امکان کنش جمعی بدبین هستند. در نظم پساایدئولوژیک، دیگر لازم نیست ایرانی طرفدار سیستم باشد بلکه فقط کافی است که قابل پیش‌بینی و کنترل باقی بماند‌.

در اقتدارگرایی پساایدئولوژیک، ثروت و قدرت در دست شبکه‌های مطمئن باقی می ماند و مردم به جای حکومت با این شبکه ها که ظاهرا خصوصی هستند و ارتباط مستقیمی با دولت ندارند طرف خواهند شد. بدین ترتیب، مردم به جای مواجه شدن با دولت (که حق مطالبه از آن را دارند) با شبکه هایی خصوصی مواجه می شوند که روابطشان با آن شبکه ها فقط در غالب قرادادهای خصوصی تعریف می شود که طبیعتا یکطرفه خواهد بود.

برای استقرار نظم اقتدارگرایانه پساایدئولوژیک، لازم است که ثروت زرسالاران مذهبی از شکل‌ آشکار رانتی/امنیتی به شکل‌ پیمانکاری، هلدینگ، خصوصی‌سازی، بنیادهای چندلایه، واسطه‌های برون‌مرزی و قراردادهای بلندمدت با شرکت های پوششی متعلق به زرسالاران مذهبی منتقل شود. ایجاد یک واقعیت حقوقی برای حفظ ثروت و قدرت زرسالاران مذهبی هدف این انتقال است زیرا زرسالاران مذهبی با کنترل دانش حقوقی و اداری ثروت خود را واقعی و قابل دفاع می‌کنند. حفاظت از ثروت غارتی در پوشش "مالکیت ظاهراً قانونی" مهم ترین استراتژی زرسالاران مذهبی برای حفظ ثروت خود در نظم پساخامنه‌ای است. این ثروت اگر حفظ شود، قدرت را هم به شکل نیمه سرکوبگرایانه در اختیار زرسالاران مذهبی قرار خواهد داد.

در اقتدارگرایی پساایدئولوژیک، بر خلاف دوره سلطنت مطلقه ایدئولوژیک خامنه‌ای، حذف کامل بدیل‌ها پرهزینه است و انجام نمی شود. آنچه اتفاق می افتد ساخت و کنترل بدیل ها با کنترل شبکه دانایی است. مردم چیزی را بدیل می بینند که به آن‌ها اجازه دیدن آن داده می شود. بدیل‌های مصنوعی پراکنده و هیجانی (برای تخلیه هیجانات جامعه) ایجاد می شود و رقابت‌های فرسایشی بین نخبگان مدافع ثبات و امنیت از یک طرف و اپوزیسیون تقلبی که نماد بی‌ثباتی و آینده ای مبهم است از طرف دیگر مردم را در یک فضای دوقطبی‌سازی کنترل‌شده قرار می دهد. اشباع خبری، ابهام‌سازی، دوقطبی‌ سازی کنترل‌شده و تولید بدیل‌های بی‌اعتبار (برای خنثی کردن یا جلوگیری از ایجاد بدیل معتبر) مهم ترین روش های کنترل دانایی توسط زرسالاران مذهبی است که به وضوح ظرف ده سال گذشته روی مردم ایران پیاده شده است.

گذار از ولایت مطلقه فقیه خامنه‌ای به اقتداگرایی پساایدئولوژیک در واقع گذار از نظم مبتنی بر "وفاداری به ایدئولوژی" (و شخصی که نماد آن است) به "وابستگی به شبکهٔ خدمات، کنترل داده، مدیریت ریسک، و مالکیتِ حقوقی‌شدهٔ ثروت" است به‌گونه‌ای که فروپاشی نظام ولایت فقیه صرفاً تغییر چهره ماشین تولید و حفظ ثروت و قدرت زرسالاران مذهبی باشد نه فروپاشی خود آن.

یک رضاخان جدید هم در همین فضا زمینه ظهور پیدا می کند. او یک شخص محبوب دارای کاریزما نیست بلکه کسی است که می تواند با اعمال اقتدار به شکلی که در بالا توضیح دادم (اعمال قدرت از طریق کنترل دانایی و بنگاه‌های اقتصادی) شبکه‌های جدید قدرت و ثروت زرسالاران مذهبی ایران را در منطق سرمایه و مدیریت داده‌های نظام زرسالاری جهانی ادغام کند. رضاخان جدید کسی است که زرسالاران مذهبی شبکه کنترل دانایی را در اختیار او قرار می دهند و بر سر او برای مدیریت دوره گذار از ایدئولوژی به تکنوکراسی توافق می کنند. رضاخان جدید قرار نیست محبوب و مورد علاقه مردم باشد. کافی است مردم او را دارای توان حفظ ثبات و امنیت پس از خامنه‌ای بدانند. رضاخان جدید برای برقراری یک نظم جدید برای تبدیل ثروت های غارت شده به دارائی مشروع در پوشش حفظ ثبات و امنیت به عنوان تنها گزینه موجود به مردم معرفی می شود و مردم باید بین او و فرد دیگری که پیام بر هم زدن ثبات و امنیت را به مردم می دهد انتخاب کنند. به نظر می رسد محمدباقر قالیباف اکنون کاندیدای اصلی زرسالاران مذهبی برای ایفای نقش رضاخان جدید است. اگر مرگ علی خامنه‌ای در شرایط جنگی اتفاق نمی افتاد حسن روحانی شانس بیشتری برای ایفای نقش رضاخان جدید داشت.

مردم ایران باید شبکه دانایی مستقل از زرسالاران مذهبی داشته باشند تا بتوانند به تولید حقیقتی که منافع آن‌ها را تضمین می کند دست بزنند. اندیشمندان با شرف ایرانی باید پیش بیایند و انحصار دانایی در ایران را از دست زرسالاران مذهبی خارج کنند. اقتدارگرایی پساایدئولوژیک طرحی برای حفظ ثروت و قدرت زرسالاران مذهبی پس از خامنه‌ای است. مردم ایران باید طرحی نو برای بازپس گرفتن این ثروت و قدرت دراندازند.

*کیانوش رزاقی، حقوقدان و ایران پژوه



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy