Thursday, Jun 18, 2026

صفحه نخست » تولد یک ۵۷ لعنتی دیگر

roostayee.jpgتوافق ترامپ با مافیای سپاه

فرزانه روستایی

مردم ایران هرگز از یاد نمی برند روزی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در تلویزیون ظاهر شد و با خونسردی اعلام کرد که علی خامنه ای مرده است. هیچ خبری نمی توانست اینچنین دهها میلیون ها ایرانی را از شادمانی به سرحد جنون برساند. اما انتشار متن توافق اولیه کاخ سفید و ج ا نیز به همین میزان ایرانیان را عصبانی کرد، در حالیکه ماجرا به این سادگی نیست و این توافق را باید MRI کرد تا ریشه ها و لایه های پنهان آن آشکار شود.

مهم نیست ما مردم ایران چه می خواستیم و چه شد، اما توافق بسیار گسترده آمریکا با ج ا اگر واقعا محقق شود از یک زاویه بسیار شبیه تصمیم سال ۵۷ غرب بر سر آینده ایران و حذف شاه است، و از زاویه ای دیگر، تکرار بازی مار پله برای مردم ایران و نادیده گرفتن خون ۴۰ هزار نفر که شش ماه پیش برای اعتراض به خیابان آمدند و قتل عام شدند. اما پیش از قضاوت این توافق چند عامل مهم را باید شماره گذاری کرد.

۱- هدف اصلی دولت ترامپ در جنگ چهل روزه دست نیافتن ج ا به سلاح هسته ای و مهار فعالیت های اتمی بود.

۲- سیاست های مبتنی بر مهار توسعه طلبی چین و چرخش سرزمین ایران با منابع افسانه ای نفت و گاز و موقعیت ژئواستراتژیک از دایره چین و روسیه به سوی غرب و دوستی با‌ آمریکا بخش انفکاک ناپذیر سیاست خارجی آمریکا با هر رئیس جمهوری است.

۳- تبلیغات کمک به انقلاب مردم ایران و همسویی با اعتراضات ایرانی ها خیلی زود در سیاستگذاری های ترامپ کنار گذاشته شد، زیرا نگرانی از سقوط رژیم بدون هیچ جایگزینی و احتمال تبدیل شدن ایران به مرکز جهانی صدور تروریسم اتمی که قصد نابودی اسرائیل را هم دارد از هر تهدیدی خطرناک تر است.

۴- اعتراضات بسیار گسترده چند صد هزار نفری ادامه دار و کاملا متفاوت جریان هواداران نظام پادشاهی ایرانیان خارج از کشور اعراب را جدا به وحشت انداخت. وحشت از اینکه ممکن است بزودی با یک ایران بسیار متفاوت مواجه شوند. یعنی ایرانی که عملا این پتانسیل را دارد تا پایدارترین و سریع ترین رشد اقتصادی و سیاسی اجتماعی را در منطقه ایجاد کند و اعراب را بیش از پیش به حاشیه پرت کند. ظاهرا کشورهای رو به توسعه عرب معتقدند که تهدید اتمی و مزاحمت های یک رژیم بنیادگرای تروریست زبان نفهم را می شود تحمل کرد، اما چرخش ایران به دوران قبل از سال ۵۷ کابوسی است که به هیچ قیمتی نباید اتفاق بیافتد. به احتمال زیاد نگرانی اعراب از به قدرت رسیدن یک نظام دمکراتیک شفاف تکنوکرات در ایران در چرخش سیاست آمریکا تقش قابل توجهی داشته است.

۵ ـ بستن تنگه هرمز و گروگانگیری نفتی که ج ا به کار بست عملا برگه آسی بود که کسی آن را به حساب نیاورده بود، همانطور که تحریم دریایی ایران از سوی آمریکا عملا اقتصاد و صادرات نفت ایران را تعطیل کرد.

۶- مافیای سپاه و باند بنیادگرای شیعه به وضوح نشان دادند که برای ماندن در قدرت، اگر لازم شد از کشتارهای چند صد هزار نفری و به آتش کشیدن کل منطقه ابایی ندارند، حتی اگر هزینه این اقدام تلافی اعراب و ویران شدن ایران باشد.

۷- مافیای سپاه در هماهنگی با روسها نشان دادند که این جنگ می تواند عکس برگردان یا عکس العمل جنگ اکراین باشد برای به تور انداختن دشمنان روسیه. یعنی بحرانی که به قیمت کاملا ویران شدن کشور آنقدر ادامه یابد تا راهکاری برای نجات روسیه از اکراین شود.

۸- دولت آمریکا و اسرائیل هر دو می دانند که دانش هسته ای بومی شده در ایران با بمباران از بین نمی رود. فقط یک رژیم چنج واقعی می تواند تهدید یک رژیم اتمی تروریست را علیه مردم ایران و منطقه و بویژه اسرائیل خنثی سازد. حال اگر نتوان با بمباران های سنگین رژیم را تسلیم کرد شاید بتوان موضوع رژیم چنج در ایران را از مجاری غیر نظامی تسهیل کرد. تغییراتی که می تواند به آرامی زمینه ساز تحولات زیربنایی شود که بی شک در مقایسه با جنگ هزینه کمتری بر ایران و آمریکا تحمیل خواهد کرد.

۹ـ موضوع بسیار حساس جانشینی در ج ا و شایعه جدی در مورد اینکه اساسا مجتبایی وجود ندارد کارکردی شبیه میدان مین دارد که در زیر پای این رژیم پهن است. این بحران دیر یا زود خفت سپاه و تشکیلات امنیتی ج ا را می گیرد، بویژه اگر آمریکا اصرار کند که که رهبر جدید باید قرارداد نهایی را با حضور در مراسمی تایید کند.

۱۰- به احتمال زیاد تشویق ج ا به توافق با آمریکا موجب درگیری جناح های میانه روتر با افراطی ها می شود. از نظر آمریکا

هر اقدامی که تندروهای ج ا را مهار کند یا به جان هم بیندازد یک دستاورد سیاسی منطقه ای است. آنها همان کسانی هستند که غرب نگران است نکند در آینده کنترل تاسیسات هسته ای ایران را در دست داشته باشند.

خطرناک ترین دغدغه کاخ سفید

۱۱- این روزها زیاد شنیده می شود که برد موشک ها را زیاد می کنیم و آمریکا را می زنیم. همچنین از رسانه های دولتی مکرر شنیده می شود که ما سلاح هایی داریم که هنوز رو نکرده ایم، ( احتمالا سلاح هسته ای ). شاید مهمترین مساله ای که کاخ سفید را در جنگ ۷۰ روزه به خود درگیر کرد این بود که یک نفر، و هر کسی شد از طرف نظام قدم پیش گذارد و هر چه زودتر بتوان در مورد ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ ٪ و پرونده اتمی با او توافق کرد.

نظام سیاسی در ایران بشدت فاقد مشروعیت است و مردم تشنه انتقام. کابوس غرب این است که کشور درگیر بالانس وحشت شود. یعنی معلوم نشود چه کسی در ایران حرف آخر را می زند. به این ترتیب تیم ترامپ در تلاش است با اولین کسی که امکان پذیر است ،‌مثلا قالیباف توافق کند، زیرا فردا که مسابقه حذفی جناح ها راه افتاد شاید دیگر نتوان فهمید چه کسی نماینده چه جریانی است و اینکه سپاه رهبر پنهان را اداره می کند با برعکس.

بی شک دونالد ترامپ دچار نوسان ها و تناقض ها و گنده گویی های معروفی است که بخش مهمی از کاراکتر او را شکل می دهد. او در دوره قبلی ریاست جمهوری درگیر مصالحه بی نتیجه با کره شمالی شد و سه بار در سنگاپور، هانوی، و منطقه مرزی دو کره با کیم جون اونگ دیوانه دیدار کرد. چند بار هم او را رهبری باهوش استثنایی و همه چیز دان نامید. او حتی از دیدار چهارم با کیم جون اونگ استقبال کرد درحالی که هیچ مصالحه ای با او صورت نگرفت. اتفاقا مکزیک و کانادا هم به آمریکا ملحق نشدند و گرینلند هم از راه دور به کاخ سفید خندید.

اما در مورد ایران، کاخ سفید درگیر جنگی شد که تاکنون حداقل ۷۱ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته است. هزینه جنگ ها در دوران جنگ هیچگاه منتشر نمی شود، اما روز اول جنگ ۵۰ جنگنده آمریکا و اسرائیل از جمله چند فروند B-2 سه ضربه چند تایی، یعنی ۷ بمب سنگرشکن GBU- 57 روی بیت خامنه ای رها کردند. قیمت هر بمب ۲.۸۵ میلیون دلار است، یعنی حدود ۲۰ میلیون دلار بمب فقط در پنج دقیقه.

برای اطلاع و رعایت حق شناسی از ترامپ، بمب افکن های B-2 که بیت خامنه ای را هدف قرار دادند یک روز و نیم پیش، یعنی ۳۷ ساعت پیش از میزوری آمریکا پرواز کرده و در اطراف ایران به حالت آماده باش بودند. آنها یک روز و نیم در آسمان اقیانوس هند فقط چرخیدند تا خبر قطعی حضور خامنه ای در بیت رسید و فرمان حرکت به سوی ایران و بمباران بیت صادر شد. معنای عبارت فوق این است که شاید ترامپ با این توافق دارد نمایشنامه ای را بازی می کند که فقط مراحل اولیه آن اجرا شده است.

اینکه سیاست ترامپ در مورد ایران طی ۷۰ روز از وعده کمک به مردم ایران به این سمت چرخیده باشد که تقریبا امتیازی نیست که به ج ا نداده باشد موضوعی است که باید مورد مداقه قرار گیرد هر چند متن این توافق افکار عمومی ایران را بشدت عصبانی کرده است.

از متن پیش نویس توافقنامه می شود احتمال داد که آمریکا قصد دارد با انگیزه های اقتصادی ایران را از مدار چین و روسیه دور کند و به تدریج موجب استحاله نظام شود. برداشته شدن تحریم ها و بهبود شرایط اقتصادی و تنفس اقتصادی زمینه ساز تحولات مهمی در طبقه متوسط خواهد شد که موتور تغییرات شگرف اجتماعی هستند. دولت آمریکا در صدد است با حل کردن مسئله اتمی و باز شدن روابط ایران و جامعه جهانی زمینه ساز تحولات کم هزینه تر و ماندگارتری در ایران شود.

سه احتمال خطرناک،

دولت آمریکا در توافق و تبانی با رژیم ایران و نیز با پشت کردن احتمالی به مردم ایران دو فاکتور مهم و تاثیر گذار را نادیده گرفته است. این دو فاکتور توانایی آن را دارند تا هر قطاری را در ایران از ریل خارج کرده و از کار بیاندازند و همه محاسبات را با خطا مواجه کنند.

الف - دولت آمریکا هرگز نخواهد توانست اسرائیل و شبکه بومی شده موساد در ایران را از کار بیاندازد و سابوتاژ اسرائیل در هر توافق آمریکا با ج ا را نادیده بگیرد. ماجرای لو رفتن سفر رابرت مک فارلین مشاور امنیت ملی رونالد ریگان و افتضاح ایران کنترا پروژه اسرائیل بود. دولت اسرائیل بلایی بر سر دولت آمریکا آورد که چند روز همه کارکنان کاخ سفید در حال نابودی و رنده کردن هر سندی بودند که نام آنها در جریان سفر مک فارلین یا ایران کنترا در آن ذکر شده بود.

سال ۱۹۸۶ و در دوران جنگ ایران و عراق موساد تقریبا هیچ نفوذی در ایران نداشت. امروز بسیاری از سرداران سپاه و هر کس که به اسناد طبقه بندی شده در ایران دسترسی دارد در پی پیدا کردن مشتری برای اسناد اتمی یا نظامی هستند. آنها معتقدند اگر این اسناد و اطلاعات را نقد نکنند مقام بالادستی آنها را نقد خواهند کرد. رومان گوفمن رئیس جدید موساد نیز که در حال تحویل گرفتن سازمان است اخیرا گفته که ما تاکتیک خود را در ایران تغییر داده ایم و بیشتر از ماموران محلی استفاده می کنیم. یعنی هر آنچه تاکنون از نفوذ موساد در ایران دیده ایم در آینده نزدیک به رکوردهای جدیدی خواهد رسید. دولت ترامپ قدرت بازی و نفوذ اسرائیل در معادلات ایران را نادیده گرفته است. شاید هم این توافقنامه یک نمایشنامه جدید و موقت بین ترامپ و دولت اسراییل است. باید دید!

ب - دولت آمریکا و اساسا دنیای غرب اطلاع دقیقی از کارکرد سیستم اقتصادی ایران ندارند. آنها نمی دانند که بیت علی خامنه ای لانه مافیای اقتصادی سپاه و نهادهای بالادستی بود که در حدود ۷۰٪ اقتصاد ایران از نفت و گاز و پتروشیمی تا ساختن پل و جاده و هر نوع صادرات - واردات یک کشور ۹۰ میلیونی را در کنترل خود داشته و دارند. ستاد اجرای فرمان امام قلک میلیارد دلاری مافیای جمهوری اسلامی است که هیچ کس به اطلاعات و آمار آنها دسترسی ندارد.

اکثریت سهام و هیات مدیره بانک ها، و صنایع فولاد و مس و سیمان و دارو و غذایی در ایران در دست شرکت های تو در توی سپاه است. دولت آمریکا اطلاع ندارد که سپاه بدون وصل بودن سیستم بانکی کشور به سویفت عملا تجارت و اقتصاد ایران را در دوران جنگ و قبل از جنگ در دست دارد. بنابراین هر کمک اقتصادی و آزاد شدن پول های بلوکه شده ایران در نهایت از حساب های سپاه سر در می آورد و سپاه نیز آنها را با تروریست های منطقه به اشتراک می گذارند. این ها دقیقا همان حساب هایی هستند که دهها میلیارد دلار هزینه ساختن ۳۰ شهرک موشکی سپاه در سراسر جنوب و غرب کشور را تامین کردند.

ج - مافیای سپاه، ملاهای شیعه ج ا و اساسا گردانندگان جمهوری اسلامی، بیش از آب و خاک ایران نگهبان و نگران حساب های بانکی ، تفکرات متحجرانه و شیطانی خود، و جریان سیاسی ایدئولوژیک خود هستند. ایران و ایرانیان حتی دغدغه آخر آنها نیست.

از نگاه آنان تاسیسات و فعالیت های هسته ای بازدارندگی ایجاد می کند که تضمین ماندگاری ج ا است. آنها با هیچکس بر سر منافع خود معامله نمی کنند و اگر درگیر موافقتنامه یا قراردادی با آمریکا شوند، اساسا خدعه و نیرنگی است که راه ظهور را هموار می کند و از همان فردای توافق، مانند برجام می شود خلاف آن عمل کرد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy