Saturday, Jun 20, 2026

صفحه نخست » زخم‌های پنهان یک ملت

vijeh.jpg

سندروم دِی‌ماه؟

محسن بنائی - ویژه خبرنامه گویا

پیش‌سخن

آنچه که مرا بر آن داشت این جستار را فراهم آورم، یک تجربه شخصی است که می‌خواهم با در میان گذاشتن آن با جامعه ایرانی و به‌ویژه همکاران پزشک در رشته‌های گوناگون، دری را برای پژوهش درباره پدیده‌ای بگشایم که آن را هم خود به چشم دیده‌ام و هم از دیگر همکارانم شنیده‌ام.

ناگزیر از گفتنم که این نوشته یک جستار پژوهشی دانشگاهی نیست و روی سخن آن، هم با پزشکان متخصص و هم با همه ایرانیانی است که رخدادهای دی‌ماه را دنبال کرده و با آنها زیسته‌اند.

هیچ‌گاه در سرتاسر زندگی پزشکی ۳۲ ساله‌ام به اندازه شش ماه گذشته بیمار نبوده‌ام؛ پدیده‌ای که به خودی خود شگفت‌انگیز بود. شگفتی من ولی هنگامی دوچندان شد که برای هیچ‌کدام از نشانه‌های بالینی بیماری‌هایم ریشه پیرابالینی (آزمایش خون، سنجش اعصاب، رادیوگرافی و...) نیافتم.

همزمان به گونه‌ای روزافزون با بیمارانی روبه‌رو شدم که دچار دردهایی سخت‌جان شده بودند، بی‌آنکه بتوان برای آنها نشانه‌های پیرابالینی یافت. کمابیش همه این بیماران آغاز بیماری خود را به آغاز سال ۲۰۲۶ بازمی‌گرداندند و پاسخشان به پرسش من در این‌باره که آیا در این چند ماه رخدادهای ایران را دنبال کرده‌اند، مثبت بود.

پرسشی که برای من پدید آمد این بود که آیا می‌توان پیوندی میان آسیب سترگ روانی برخاسته از کشتار ده‌ها هزار هم‌میهن در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و این بیماری‌ها یافت؟ آیا ما در اینجا با گونه ویژه‌ای از بیماری‌های روان‌تنی و «آشفتگی استرس پس از آسیب» (PTSD) روبه‌روییم؟

«آشفتگی استرس پس از آسیب» (PTSD) چیست؟

آشفتگی استرس پس از آسیب (PTSD) از یک آسیب ساده روانی بسیار فراتر می‌رود. این آشفتگی را بایست یورشِ گذشته به اکنون دانست. رویدادی هولناک که در گذشته رخ داده، در ژرفای روان قربانی خانه می‌گزیند و آرامش او را در هم می‌شکند.

قربانی تنها با یک یادآوری تلخ دست به گریبان نیست، او آن رخداد ویرانگر را در کابوس‌ها، هراس‌های ناگهانی، تپش قلب، بی‌خوابی و حتی دردهای تنانه بازمی‌آفریند.

PTSD پیوسته به یاد ما می‌آورد که زمان همیشه درمانگر نیست و گاه زخم‌های روان، اگر به درستی شناخته و درمان نشوند، سال‌ها پس از یک رخداد همچنان به زندگی انسان فرمان می‌رانند.

«آسیب روانی جانشین» (Vicarious Traumatization) چیست؟

به وارونه PTSD، در آسیب روانی جانشین، قربانی خود بخشی از رخداد نیست. آسیب روانی او بازتابی از رنج دیگران است، به گونه‌ای که رنجِ دیگری در میانه میدان همدلی او می‌ایستد و رفته‌رفته به بخشی از زیست‌جهان درونی‌اش فرامی‌روید.

در این ایستار، بیمار نه گواه بیرونی یک آسیب، که هم‌سرشت و هم‌سرنوشتِ پندارین قربانیان آن می‌شود. پیوندهای خانوادگی، قومی، ملی یا عاطفی این هم‌سرشت‌پنداری را تا جایی فرامی‌گسترانند که مرز میان «من» و «دیگری» فرو می‌ریزد.

فرجام این روند گونه‌ای فرسایش پیوسته روان است که بازتاب آن می‌تواند دردهای گوناگون تنانه، گرفتگی و/یا پرش ماهیچه، به‌ویژه در خواب، سردرد، سرگیجه، پرخاشگری، بی‌خوابی/بدخوابی، فراموشی، سایش دندان در خواب و... باشد.

بدین‌گونه زخمی که بر تن «دیگری» زده شده است، بسیار زود نشانه‌های خود را در تن و روان «خود» آشکار می‌کند.

هولوکاست، نسل‌کشی ارمنیان و نسل‌کشی روآندا چند نمونه برجسته این پدیده‌اند.

در اینجا به آوردن چند نمونه اندک از بیماران ایرانی مطب-کلینیک خود بسنده می‌کنم:

نمونه ۱: درد قفسه سینه

بیمار: مرد ۴۳ ساله

پیشینه: درد فشاری و پیوسته در پشت جناغ سینه که گاه به بازوی چپ تیر می‌کشید، به‌ویژه در ساعات پایانی شب و هنگام استراحت، همراه با تپش شدید قلب.

بیمار پس از بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینی نزد یک متخصص قلب و اطمینان از اینکه درد او ریشه در بیماری بستگی رگ‌های قلب ندارد، برای بررسی بیشتر نزد ارتوپد (من) فرستاده شد.

در اینجا هم همه بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینیِ ویژه دردهای با منشأ ستون مهره‌ها چیزی نشان ندادند.

نمونه ۲: درد گردن با خواب‌رفتگی شبانه دست‌ها

بیمار: زن ۳۸ ساله

پیشینه: درد سنگین در مهره‌های گردن با انتشار به شانه و هر دو دست، گزگز، سوزن‌سوزن شدن و خواب‌رفتگی دست‌ها هنگام خواب و همچنین گرفتگی دردناک ماهیچه ذوزنقه‌ای.

بررسی‌های پیرابالینی: همه بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینیِ ویژه دردهای با منشأ ستون مهره‌ها چیزی نشان ندادند.

نمونه ۳: سرگیجه

بیمار: مرد ۵۲ ساله

پیشینه: حملات مداوم سرگیجه دورانی، از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن و احساس سبکی سر، افزایش سرگیجه با چرخاندن سریع سر، گرفتگی دردناک ماهیچه پس‌سری.

بیمار پس از بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینی نزد چند متخصص (اعصاب، گوش و حلق و بینی، چشم، عروق و...) و اطمینان از عادی بودن نتیجه همه آزمایش‌ها، برای بررسی بیشتر نزد ارتوپد (من) فرستاده شد.

در اینجا هم همه بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینیِ ویژه سرگیجه‌های با منشأ ستون مهره‌ها چیزی نشان ندادند.

نمونه ۴: کمردرد با خواب‌رفتگی پاها

بیمار: زن ۴۷ ساله

علائم بالینی: درد حاد گودی کمر با انتشار به باسن و پشت هر دو ران، همراه با احساس کرختی، سنگینی و خواب‌رفتگی در ساق و مچ پا و کاهش چشمگیر توان راه رفتن.

در اینجا هم همه بررسی‌های بالینی و آزمایش‌های پیرابالینی چیزی نشان ندادند.

همان‌گونه که رفت، این چهار مورد تنها مشتی نمونه خروارند و هم شمار بیماران و هم گوناگونی نشانه‌های بیماری آنان بسیار از این موردکاوی کوچک فراتر می‌رود.

آنچه که همه بیماران این‌چنینی پس از پرسش چندباره من به یاد می‌آوردند، این بود که دردشان، آنگونه که خود می‌گفتند، «از اوایل سال» آغاز شده بود؛ پاسخی که می‌توانست یادآور هشتم و نهم ژانویه (هجدهم و نوزدهم دی‌ماه) باشد.

نکته دیگری که در این نمونه‌های ویژه مشترک بود، پایداری بیماری در برابر شیوه‌های رایج درمانی بود؛ شیوه‌هایی که درد بیمار را تنها برای زمانی کوتاه و بسیار گذرا می‌کاستند.

درخواست از همکاران

همه ما از پیامدهای کشتار دی‌ماه در رنجیم، به‌ویژه که هر روز گوشه‌های هراسناک‌تری از این جنایت بزرگ از پرده بیرون می‌افتند.

می‌توان گفت سرنوشت تک‌تک جان‌فدایان میهن برای ویرانی روانی هر انسان دردآگاهی بسنده‌اند. آنچه این ویرانی روانی را به بخش بسیار بزرگی از یک ملت فرامی‌گستراند، ژرفا و گستردگی این جنایت‌هاست.

بسیاری از آشنایان و بیماران من می‌گویند پس از شنیدن جزئیات خبر تجاوز به کالبد بی‌جان صالحه اکبری، فرستادن آن عکس‌ها برای همسرش اکبر خدایی و خودکشی او، چند شب پی‌درپی نتوانسته‌اند بخوابند و یا با کابوس‌های دهشتناک بارها و بارها از خواب پریده‌اند.

سرنوشت این دو تن چکه‌ای است از دریای بی‌کرانه رنجی که بر مردم ایران می‌رود؛ رنجی که کشتار دی‌ماه آن را از ویترین رسانه‌ها بیرون کشید و در ژرف‌ترین جای روان ایرانی نشاند.

درخواست من از همه کسانی که در رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی کار می‌کنند، راه‌اندازی کارزاری ملی برای نبرد با این آسیب فراگیر است.

کشتار دی‌ماه یک پدیده تکینه در تاریخ مدرن ایران است؛ از همین رو نمی‌توان با دست‌یازی به تجربه‌های گذشته با آن روبه‌رو شد.

ما می‌توانیم تک‌تک چنین نمونه‌هایی را در یک بایگانی بزرگ ملی گردآوریم و تجربه‌های فردی خود را در دسترس همه همکاران بگذاریم، تا بتوان از دل آنها برنامه‌ای کارآمد برای یاری رساندن به هم‌میهنانمان، چه در فرابوم و چه در درون مرزهای میهن، پدید آورد.


دکتر محسن بنائی
متخصص جراحی عمومی و ارتوپدی
فوق تخصص جراحی سوانح (تروماتولوژی)



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy