Sunday, Jun 21, 2026

صفحه نخست » تاوان انتخابی که از آنِ ما نبود

javanbanner.jpgما جوانان ایرانی در اوج جوانی پیر شده‌ایم

امیر جاوید - ویژه خبرنامه گوبا

نه از گذر سال‌ها، نه از سپید شدن موها و نه از فرسودگی طبیعی زندگی. ما از فشار بی‌پایان مشکلاتی پیر شده‌ایم که هر روز بر دوشمان سنگینی می‌کند. ما از نگرانی برای آینده، از بی‌ثباتی اقتصادی، از ترس فردا، از مهاجرت اجباری، از جدایی خانواده‌ها و از دیدن نابودی آرزوهایی پیر شده‌ایم که در بسیاری از کشورهای دیگر، بخشی عادی از زندگی جوانان است.

جوانی قرار بود دوران امید باشد. قرار بود دوران ساختن، آموختن، پیشرفت کردن و لذت بردن از زندگی باشد. اما برای میلیون‌ها جوان ایرانی، جوانی به دوره‌ای از انتظار، ناامیدی و فرسایش تبدیل شده است. نسلی که باید به فکر ساختن آینده باشد، هر روز درگیر بقا شده است.

امروز کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که زخم‌های این وضعیت را بر تن خود نداشته باشد. یکی فرزندش را در مهاجرت از دست داده است، دیگری سال‌هاست در آرزوی خرید خانه مانده است، آن یکی با چند مدرک دانشگاهی هنوز نتوانسته زندگی مستقلی تشکیل دهد. بسیاری از جوانان ایرانی پیش از آنکه به میانسالی برسند، خسته و فرسوده شده‌اند.

اما این پرسش بزرگ همچنان باقی است: چه کسانی این سرنوشت را برای ما رقم زدند؟

هیچ فاجعه تاریخی از آسمان نازل نمی‌شود. هر فاجعه‌ای محصول تصمیم‌های انسان‌هاست. اگر امروز نسل جوان ایران چنین بهایی می‌پردازد، باید شجاعت آن را داشته باشیم که به گذشته نگاه کنیم و درباره ریشه‌های این وضعیت سخن بگوییم.

در اینجاست که سایه سنگین سال ۱۳۵۷ خود را نشان می‌دهد.

نسلی از فعالان سیاسی، روشنفکران، گروه‌های ایدئولوژیک و انقلابیون آن دوران، کشوری را که در مسیر توسعه و نوسازی قرار داشت به میدان یک قمار بزرگ سیاسی تبدیل کردند. آنان با شور فراوان، اما با شناختی ناکافی از نیروهایی که در حال قدرت گرفتن بودند، سرنوشت یک ملت را به دست جریانی سپردند که بعدها بسیاری از همان حامیان اولیه خود را نیز قربانی کرد.

بزرگ‌ترین خطای آنان تنها اشتباه در انتخاب نبود. خطای اصلی آن بود که احساسات را جایگزین عقلانیت کردند. بسیاری از آنان به جای پرسیدن اینکه «پس از سقوط حکومت چه خواهد شد؟» تنها بر این تمرکز کردند که «حکومت باید برود». آنان کمتر درباره آینده اندیشیدند و بیشتر در هیجان لحظه زندگی کردند.

نتیجه این بی‌تجربگی سیاسی و این ناتوانی در تشخیص پیامدها، تنها دامن خودشان را نگرفت. هزینه آن را فرزندان و نوه‌هایشان نیز پرداختند.

نسل امروز ایران وارث تصمیمی است که در آن هیچ نقشی نداشت. نسلی که باید تاوان اشتباهات سیاسی دیگران را بپردازد. نسلی که باید بهای اعتمادهای نابجا، قضاوت‌های نادرست و هیجان‌های انقلابی نیم قرن پیش را پرداخت کند.

تاریخ را نمی‌توان تغییر داد، اما می‌توان آن را قضاوت کرد و از آن درس گرفت. اگر قرار است ایران آینده‌ای بهتر داشته باشد، نخست باید این واقعیت را بپذیریم که احساسات سیاسی، ناآگاهی از پیامدها و بی‌مسئولیتی تاریخی می‌تواند سرنوشت چندین نسل را نابود کند.

ما جوانان ایرانی در اوج جوانی پیر شده‌ایم؛ و این پیری زودرس، میراث تصمیم‌هایی است که دهه‌ها پیش گرفته شد، اما هنوز سایه سنگین آن بر زندگی ما باقی مانده است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy