ایران وایر - ویدیوها و تصاویر منتشر شده از حضور بلاگرها و تولیدکنندگان محتوا در حوزه تبلیغات مختلف در هیاتهای عزاداری زنانه و موکبهای خانگی و خصوصی، فضای شبکههای اجتماعی را تسخیر کرده است. اگرچه تحول برگزاری مراسم سوگواری برای امام سوم شیعیان از دهه هشتاد شمسی آغاز شد، اما امسال و پس از کشتار عظیم دیماه۱۴۰۴ هم حاکمیت و هم بخش سنتی و مذهبی جامعه، تحولاتی بس هویداتر را تجربه میکنند. در اغلب ویدیوهای امسال علاوه بر رقص نور و ضرب و تمپو پس زمینه نوحهها، تقریبا اثری از آن شکل ملتهب از سينهزنی و زنجیرزنی نیست. شکل و شمایل نذریها و مداحیها تغییر کرده و حتی فضا توسط زنان و مردانی تسخیر شده که در شرایط معمول ظاهرشان میتواند تعقیب قضایی و مجازاتهای کیفری بهدنبال داشته باشد.
همه شبیه هم هستند. گونهها و لبهای برجسته، رژلبهای یکرنگ، لنزهای آبی و یخی در چشم، ناخنهای کاشت و رنگارنگ با لاکهای ترند تابستان و موهای بلند و مشکلی لخت ریخته روی شانهها، لبخندها به پهنای صورت و سیگارهایی که پشت هم دود میشوند. این تصویری است که گفته میشود در یکی از هیاتهای عزاداری محرم در محله «سلسبیل» تهران گرفته شده. دخترها و پسرهایی که ردیف اول عزاداران ایستادهاند از شرایط عزا، فقط رخت سیاهش را دارند. همهچیز بیشتر شبیه کارناوال و نمایشی است با این هدف که «عزای محرم به قشر و طبقه خاصی تعلق ندارد و جای همه مردم است.»
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
«رزیتا»، زن ۴۷ساله و صاحب یک مرکز مراقبت پوست در تهران است. او به ایرانوایر میگوید: «من فقط دهه محرم سالن را تعطیل میکنم و از این هیات به آن هیات با دوستانم میرویم. همیشه هم با این سوال مواجه هستیم که شما رو چه به عزاداری امام حسین.»
رزیتا میگوید برای او و دوستانش این هیاتها از سالها قبل محلی برای معاشرت بوده: «از وقتی خیلی جوانتر بودم با دخترها و پسرهای محله قرار میگذاشتیم توی هیاتها همدیگر را ببینیم. تنها جایی بود که شماره میدادیم و قرار میگذاشتیم و کسی هم گیر نمیداد که نرو نکن. عادتش برایمان ماند و هنوز هم همین است.»
به گفته رزیتا ماجرا امروز برای همسالان او متفاوت است اما جوانترها هنوز هم با همین فکر به هیاتها میآیند: «من و دو سه تا دوست دیگرم که همسن هستیم بیشتر برای تبلیغ کارمان به مراسمهای زنانه میرویم. من خدمات پوست و دوستانم که آرایشگر زیبایی هستند در زمینه کار خودشان. اما جوانترها میآیند عشق کنند. توی موکبها میخورند و مینوشند و موسیقی گوش میدهند. نوحهها هم که دیگر شبیه قبل نیست انگار توی دیسکو هستی. مخدرات و مسکرات هم هست و هزار کار دیگر که سنت همه کارناوالهاست. جز این شبها، هر کدام از کارهایی که اینجا میکنند دردسر دارد.»
«لعیا» نوجوانی است که در جنوب ایران زندگی میکند. او میگوید در شهر محل زندگی او شبهای محرم زندهترین شبهای سال است: «این شبها تا هر وقت دلمان بخواهد بیرون میچرخیم نه خطری تهدیدمان میکند نه باید جواب پس بدهیم. جواب همه بچهها در جواب سوال تا الان کجا بودی فقط یک کلمه است: هیات.»
عزاداری محرم؟ نه ممنون! ما کشتار دی را داریم
«سهیل» و «سپهر» دو برادر دوقلو که دوست نزدیکشان را در اعتراضات دیماه۱۴۰۴ در تهرانپارس از دست دادهاند اما نگاهی متفاوت به آنچه اینروزها در مراسم محرم دیده میشود دارند.
سهیل به ایرانوایر میگوید: «من این آدمها و این مراسم را که میبینم بیشتر یقین پیدا میکنم که جمهوری اسلامی همین حالا هم سقوط کرده و به این سقوط بیشتر از من و شما واقف است. یک زمانی حتی ما که آدمهای غیرمذهبی بودیم به آدمهایی که در عزای امام سوم شیعیان سیاه میپوشیدند و سینه میزدند احترام میگذاشتیم. حالا حتی خود مذهبیها هم اسم این مراسم را گذاشتهاند سیرک! و جمهوری اسلامی حتی توان ندارد این سیرک را جمع و جور کند.»
سپهر، برادر دیگر هم میگوید: «بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹دی اگر کسی هنوز برای اتفاقی که ۱۴۰۰سال قبل رخ داده و راست و دروغش معلوم نیست گریه کند و جوی خون بچههای ایران کف خیابان را از یاد ببرد منفعتش در ندیدن است و شخصا هیچ دلیلی نمیبینم به عقایدش احترام بگذارم. محرم برای من مغز متلاشی شده رفیقم کف خیابان است. محرم برای من جوانهایی هستند که در همین روزها چند تا چند تا دار زده شدند. محرم برای ما پیکرهای ناشناس کهریزک است.»
حنابندان قاسم
سفره سبز است و هرآنچه رویش گذاشتهاند ردی از سبزی دارد. لقمههای نان و پنیر و سبزی مزین به روبانهای سبز، سینیهای شیرینی و آجیل بستهبندی شده. گهوارهای در وسط سفره است و پولهایی که به گوشه و کنارش سنجاق شده. زن جوان رو به دوربین میگوید: «اولین باره که من به سفره حضرت قاسم دعوت شدم اینجا گهوارهای دارند که میگویند هر کسی نذرش کند بچهدار میشود. من این پول را به نیت هر زنی که آرزوی سبز شدن دامنش را دارد به این گهواره وصل میکنم.»
آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید تجملی است که در مراسمهایی با عنوان «حنابندان حضرت قاسم» دیده میشود؛ آیینی که حتی آدمهای مذهبی آن را آیینی خرافی در مراسم عاشورا میدانند.
قاسم نام فرزند امام دوم شیعیان است. برخی از شیعیان بر این باورند که او در روز ششم محرم ازدواج کرده است؛ روایتی که نخستین بار در کتاب «روضة الشهدا» حسین واعظ کاشفی بیان شده است.
«وحید»، تا پیش از محرم ۱۴۰۱ در شب هفتم محرم به هیاتهای محل زندگیاش شام نذری میداد اما پس از اعتراضات «زن،زندگی،آزادی» تصمیم گرفت در عزاداری محرم به شکل عمومی مشارکت نکند و نسبت به کلیت این رویداد در دلش شک و شبهه ایجاد شد. او که سالها درباره عاشورا مطالعه کرده است، میگوید: «حضرت قاسم در زمان حادثه عاشورا اصلا نوجوانی نابالغ بوده فقط کافیه یک حساب و کتاب ساده بکنند تا بفهمند این روایت از پایه نادرست است اما حقیقتا بعد از ۱۴۰۱ من نسبت به کل فلسفهای که در همه این سالها برایش احترام قائل بودم شک کردم. مدام با خودم درگیرم که اگر کشتار و از بین بردن آدمها برای حفظ قدرت و باقیماندن یک حکومت درست است پس یزید هم کار درستی کرده و چرا باید او را ظالم دانست؟»
وحید میگوید نذری هفتم محرم را از سالهای جوانی داشته و جای خالیاش او را رنج میداده: «وقتی کسب و کارم گرفت تصمیم گرفتم کار خیری کنم. ۲۵ساله بودم که تصمیم گرفتم به هیات کوچک محله پدری شام بدهم. بعد سال به سال بیشتر و بیشتر شد. ۱۴۰۰ برای ۱۵۰۰نفر شام پختیم و میزبان هیاتهای بزرگ شهر بودیم اما بعد تصمیم گرفتم آن پول را خرج بچههای کار کنم. هزینههای تحصیلشان را بپردازم، بهداشت دهان و دندانشان را تقبل کنم. کارهایی از این دست. سخت تر است اما خیالم راحت است پول را به شکم ظالم نریختهام.»
واکنش حکومت به عزاداران متفاوت
سازمان هیات و تشکلهای دینی روز ۱۷خردادماه۱۴۰۵ دستورالعملی برای چگونگی برگزاری عزاداری های محرم امسال منتشر کرد. محتوای این دستورالعمل به گونهای تنظیم شده که نشان میدهد قرار است مراسم سوگ امسال به تداوم میدانداری اجتماعی و ادامه کارناوالهای شبانه حامیان حکومت که از زمان آتشبس در خیابانها برگزار میشود بیانجامد.
در این دستورالعمل چند محور کلیدی به چشم میخورد. نخست اینکه بر «حضور سازمانیافته هیاتها و دستههای عزاداری در خیابانها، میادین شهر و مکانهای مقدس مسلمانان» تاکید شده است.
دوم اینکه مراسم باید با شعارها و رویکردهایی که معارف دینی را بیش از پیش پررنگ میکند برگزار شود.
یکی از مهمترین محورها تاکید بر پرهیز از یکسانسازی هیاتهاست. به هیات داران تاکید شده مراسم با حفظ آیینها و سنتهای بومی مناطق مختلف برگزار شود و در بخش دیگر مدیریت برنامهها به طور کامل به خود هیاتها واگذار شده است. به نظر میرسد بر اساس همین رویه تازه، تصاویری متفاوت از هیاتهای عزاداری منتشر میشود.

باغچه خودت را بیل بزن مسعود!
















