جعفر بخشی بینیاز - نویسنده و روزنامهنگار
🌐 تاریخ سیاست پر است از قابهای نمایشی؛ از لبخندهای دیپلماتیک تا دستدادنهای کلیشهای. اما تصویری که اخیراً از سفر مسعود پزشکیان به پاکستان مخابره شد، فراتر از یک قاب ساده، به یک استعاره تراژیک رسید. در آن سو، شهباز شریف، نخستوزیر مرموز پاکستان، در قامت یک میزبان مستأصل ایستاده و با ضربات مکرر به پشت همتای ایرانیاش سعی دارد این پیام را به او و دوربینها مخابره کند که: «رفیق؛ دست نگه دار؛ کافیست.» اما مسعودِ ما، در میانه بحرانهای بیپایان داخلی، چنان غرق در کاشتن نهال در خاک همسایه است که گویی مأموریتی الهی برای احیای تمام فضای سبز پاکستان را یکتنه بر دوش دارد. مسعود عزیز، این بیلزدن وسواسگونه در خاک همسایه، برای ناظر ایرانی که با چشمان خسته و جیبهای خالی به این قاب خیره شده، چه معنایی دارد؟
🌐 در حالی که باغچه خودمان در حال خشکیدن است؛ در حالی که بحرانهای زیستمحیطی، خشکسالیهای پیدرپی، فرسایش خاک و نابودی تالابها و دشتهای ایران دهان باز کردهاند تا جان و نان مردم را ببلعند، حضور رئیسجمهور ما در یک نمایش نمادین برای کاشت درخت در پاکستان، جز فرار از مسئولیت نام دیگری ندارد. این تصویر، نماد کامل سیاستمداری است که از مواجهه با تلخی واقعیت خانه، به شیرینی نمایش بیگانگان پناه برده است.
شهباز شریف، ناخواسته، آینه تمامنمای عقلانیت سیاسی در این قاب بود. او که احتمالاً با چالشهای ریز و درشت کشورش دستوپنجه نرم میکند، میداند که دیپلماسی نه در بیلزنیهای تبلیغاتی، که در حل مناقشات ارزی، امنیتی و مرزی است. آن ضربات مکرر به پشت مسعود، نه یک تعارف دیپلماتیک، که فریاد خاموش یک واقعگرایی بود که بگوید: «مسعود! اینجا پاکستان است؛ برای کاشتن درختهای خودت به خانه برگرد.»
مشکل اینجاست که ما در مدیریت کلان کشور دچار سندرم نمایش شدهایم. تفاوت سیاستمدار واقعی با یک بازیگر صحنه دقیقاً در همین لحظهها مشخص میشود. بازیگر به دنبال بهترین زاویه نور برای ثبت عکس کاشت نهال است، اما سیاستمدار باید بداند چه زمانی بیل را بر زمین بگذارد و به فکر آبیاری ریشههای خشکیده اقتصاد، فرهنگ و جامعه خودش باشد.
🌐 آقای پزشکیان، شما رئیسجمهور ایران هستید؛ نه پیمانکار فضای سبز کشورهای همسایه. این وسواس برای ولنکردن ماجرا در خاک دیگران، در حالی که در مدیریت امور داخلی روزبهروز بر ابهام و سردرگمی افزوده میشود، نهتنها تحسینبرانگیز نیست، بلکه نشاندهنده فقدان اولویتبندی در دستگاه فکری دولت شماست.
باغچههای ما در حال تبدیلشدن به شورهزار است و شما همچنان سرگرم غرس نهال در دیار دیگران هستید. لطفاً بیل را زمین بگذارید؛ هم به خاطر آبروی دیپلماتیکتان که در نمایش پیش رو شهباز شریف را به ستوه آورده، و هم به خاطر آن باغچهای که هر روز بیشتر از دیروز در ایران تشنه تدبیر واقعی است.
تاریخ شما را نه با نهالهایی که در پاکستان کاشتید، بلکه با باغی که در ایران ساختید قضاوت خواهد کرد.

















