Wednesday, Jul 1, 2026

صفحه نخست » نگاهی کوتاه به گفت‌وگوی فهیمه خضر حیدری با مصطفی هجری: از مبارزه مسلحانه تا آلترناتیوسازی، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgشنبه‌شب ۶ تیرماه ۱۴۰۵ / ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶، فهیمه خضر حیدری در برنامه «عمق میدان» در صدای آمریکا با مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، گفتگو داشت. در اینجا ببینید!

پرسش‌ها چالشی اما یک جهته و از نظر من هدفمند بود. او می‌توانست در این برنامه ۶۰ دقیقه‌ای پرسش‌های بسیار دیگری نیز مطرح کند، اما بیش از دو سوم زمان برنامه بر این موضوع متمرکز بود که چرا حزب دمکرات کردستان ایران عملیات مسلحانه نمی‌کند؟ واضح است که این پرسشی مرتبط با استراتژی این حزب است. مصطفی هجری هم با شفافیت به آن پاسخ داد و به بیان‌های مختلف نیز آن را تکرار کرد.

فشرده پاسخ مصطفی هجری به پرسش های مکرر در این مورد:

«ما الان بیشتر اهمیت می‌دهیم به مبارزه سیاسی. ولی نیروهای مسلح ما الان از رهبری حزب و مراکز حزب در کردستان عراق حفاظت می‌کنند. اما اگر سیاست حزب ایجاب کند، برای مقاصد دیگر هم از آن استفاده خواهد شد. ... مسئله این نیست که آیا امروز از سلاح استفاده می‌کنیم یا نمی‌کنیم، مسئله این است که از همه اشکال مبارزه که بتواند جنبش کُرد در کردستان ایران را پیش ببرد، از آن [روش‌ها] استفاده می‌کنیم.»

خضر حیدری: «یعنی مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتید و دیگر در دستور کار شما نیست؟»

هجری: «نه! نه اینکه دیگر در دستور کار ما نیست، بلکه بسته به موقعیت سیاسی و تأثیرگذاری‌اش از آن استفاده می‌کنیم.»

خضر حیدری: «چه موقعیتی از امروز بدتر؟ از همه سو مورد سرکوب ج. ا. هستید. بیشترین سرکوب و اعدام مربوط به کردستان است. اگر در وضعیتی نیستید که در چنین موقعیتی از خودتان دفاع کنید ـ نه از آزادی ایران ـ پس دیگر بیایید این خبر را اعلام کنید که مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتید. چون امروز سنگین‌ترین روزی است که باید از سلاح خود استفاده کنید و نمی‌کنید و می‌گویید هم که نمی‌خواهید بکنید.»

هجری: «عرض کردم که! مبارزه ما فقط محدود به جنگ مسلحانه نیست. الان ما میان مردم فعال هستیم و حتی در تلاش هستیم با سایر نیروهای ایران هم که مبارزه می‌کنند متحد باشیم و در راه آلترناتیوسازی کار می‌کنیم. اینها مبارزات خیلی مهمی است که امروزه جواب می‌دهد. اگر به‌جای آن از نیروی مسلح استفاده کنیم، ممکن است این دستاوردهایی را که در سازماندهی مردم داشته‌ایم، به دست نمی‌آوردیم. ما نیروی پیشمرگه داریم و تا آنجایی که بتوانیم آن را تقویت هم می‌کنیم، ولی به این معنی نیست که همیشه از این نیروها استفاده کنیم. موقعیت‌هایی را که تشخیص دهیم می‌تواند مؤثر باشد، از نیروی پیشمرگه استفاده می‌کنیم. در مواقع دیگر، بیشتر برای تشکل مردم، مبارزه مدنی و سایر اشکال مبارزه که مفید هستند و در شرایط امروز جواب می‌دهند، استفاده می‌کنیم.... همه می‌دانند، در دو سال گذشته تفاهم‌نامه‌ای بین ج. ا. با دولت عراق و حکومت اقلیم کردستان بسته شد که بر اساس آن ما مجبور شدیم که پیشمرگه و نیروی مسلح خودمان را از داخل کردستان عراق به داخل ایران نفرستیم. این تعهد بر ما تحمیل شد و حضور ما در کردستان عراق محدودیت‌هایی را برای ما ایجاد کرده است.... کار سیاسی با خشم و انتقام به نتیجه نمی‌رسد. در همه جوامع افراد رادیکالی وجود دارند که خواستشان با واقعیت‌ها هماهنگ نیست. به خواستشان باید احترام گذاشت، ولی برنامه و سیاست روی واقعیت‌ها ساخته می‌شوند. این واقعیت‌ها ثابت نیستند. در شرایط مختلف در حال دگرگونی بوده و تغییر می‌کنند. یک حزب سیاسی آگاه که می‌خواهد مبارزه‌اش را برای مدت طولانی ادامه دهد، باید روی این واقعیت‌ها تکیه کند. یکی از دلایلی که حزب ما توانسته با وجود همه مشکلات تاب بیاورد، به‌خاطر در نظر گرفتن این واقعیت‌ها بوده است. حزب ما از سوی مردمی هم که به ما انتقاد دارند، مورد احترام است و به ما اعتماد دارند.»

تمرکز بر یک موضوع مشخص، چرا؟

با وجود پاسخ شفاف و خیلی ساده هجری، خضر حیدری با تکرار پرسش‌هایی در مورد مبارزه مسلحانه چه هدف مشخصی را دنبال می‌کرد؟ او به گونه‌های مختلف می‌پرسید؛ چرا وارد عمل[مسلحانه] نمی‌شوید، آیا این تصمیم شماست، آیا همه اعضای حزب با این تصمیم موافقند یا منتقدان و مخالفانی هم دارد، آیا نسل جدید در داخل کردستان ایران با سیاست‌های شما موافق است، شاید به‌خاطر بی‌عملی شما ـ حتی وقتی رژیم با پهپاد و موشک به شما حمله می‌کند و شما پاسخ نمی‌دهید ـ، رژیم این را به حساب ضعف شما گذاشته و سرکوب مردم کُرد را شدیدتر می‌کند. این سیاست شاید مردم را ناامید کند.

به نظر می‌رسد نوع فرموله کردن توضیحات و پرسش‌های خضر حیدری، مخاطب را به سمت یک قاب‌بندی مشخص از موضوع هدایت می‌کرد؛ به‌ویژه هواداران، اعضا و کادرهای رهبری حزب دمکرات کردستان ایران. قابی که بر اساس آن، چون حزب سلاح در اختیار دارد، باید وارد درگیری نظامی با جمهوری اسلامی شود و اگر چنین نمی‌کند، مسئولیت این تصمیم بیش از همه با مصطفی هجری می باشد.

برای کسی که برنامه‌های پیشین فهیمه خضر حیدری را دنبال کرده باشد، این شیوه صورت‌بندی پرسش‌ها تازگی ندارد و به نظر می‌رسد با الگوی ثابتی در نحوه هدایت بحث همخوانی دارد.

آیا خضر حیدری دنبال این بود/ هست تا با نوع پرسش‌های خود در بدنه یا رهبری حزب دمکرات کردستان ایران چنددستگی ایجاد کند، تا زمینه برای رهبری فرد دیگری فراهم شود؟ چه کسی؟

پرسش‌هایی که مطرح نشد

گفتگو با مصطفی هجری فرصتی بود که به‌جای طرح پرسش‌های تکراری و هدفمند، پرسش‌های دیگری نیز با او در میان گذاشته شود. موضوعاتی که مطمئناً نمی‌توان همه آنها را بطور مشروح- آنگونه که در زیر آمده -، در یک برنامه ۶۰ دقیقه‌ای مطرح نمود، اما می‌شد گزیده‌ای از آنها را دست‌چین کرد، از جمله:

  • حزب دمکرات کردستان ایران از تجربه و سابقه ۸۰ ساله‌اش چه درس‌هایی یاد گرفته است؟

  • وقتی این حزب از تلاش برای آلترناتیوسازی حرف می‌زند، سابقه‌اش در گذشته در این مورد چه بوده است؟ دلایل شکست در گذشته، از جمله همکاری با سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت، چه بوده است؟ چرا با وجود تجارب شکست‌خورده پیشین، این حزب در یکی دو سال اخیر باز هم به سازمان مجاهدین نزدیک شده و با آن همکاری می‌کند؟

  • شکست پروژه «کردستان بزرگ و مستقل» که عبدالله اوجالان آن را - تا زمان دستگیری اش-، از طریق حزب کارگران کردستان در ترکیه پیش می‌برد و شکست خورد، و اقدام اوجالان برای انحلال حزب «پ.ک.ک.» و اعلام آمادگی برای همکاری با دولت ترکیه به عنوان یک حزب سیاسی غیرمسلح ـ آن هم پس از چند دهه و کشته شدن ده‌ها هزار نفر ـ، چه درسی برای حزب دمکرات کردستان ایران و دیگر نیروهای سیاسی کردستان ایران دارد؟

  • آیا این تجربه نشان نمی‌دهد که اصرار حزب دمکرات کردستان ایران و گروه‌های هم‌پیمان آن بر نظام فدرال یا کنفدراتیو برای ایران آینده، در شرایط امروزی دور از واقعیت است؟ با توجه به اینکه این موضوع یکی از دلایل تردید بخشی از جامعه ایران به احزاب و نیروهای کرد ایرانی است، این حزب از این تحولات چه درسی گرفته است؟ به‌ویژه آنکه در «ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران» که چند ماه پیش تأسیس شد، «حزب آزادی کردستان (پاک)» بر «استقلال کردستان»(جدائی از ایران)، تأکید دارد. یکی دیگر از احزاب این ائتلاف، حزب پژاک نیز از نظام کنفدراتیو، یعنی اتحاد با کردستان عراق، ترکیه و سوریه حمایت می‌کند. آیا چنین سیاست‌گذاری‌ای واقع‌بینانه است؟ آیا چنین سیاست‌گذاری‌هایی نمی‌تواند باعث دوری بخشی از مردم ایران از این حزب یا دیگر احزاب هم‌پیمانش شود؟ با توجه به تجربه شکست‌خورده حزب «پ.ک.ک.» و حزب حامی آن در کردستان سوریه، آیا حزب دمکرات کردستان ایران و دیگر احزاب متشکل در هم‌پیمانی احزاب کردستان ایران، نمی‌خواهند در سیاست‌گذاری خود تجدیدنظر کنند؟

  • حزب دمکرات کردستان ایران بر همبستگی با بقیه مردم ایران تأکید می‌کند ـ همچنان‌که مصطفی هجری در این گفتگو نیز اعلام کرد ـ، اما چرا با وجود سرکوب شدید رژیم و کشتار مردم در دی‌ماه ۱۴۰۴، این حزب و ائتلاف احزاب کُردی عملاً از همبستگی خودداری کردند و فقط به اعلام اعتصاب عمومی برای ۱۷ دی‌ماه اکتفا کردند؟ این حزب و دیگر گروه‌های احزاب هم‌پیمانش پیوسته از دیگر بخش‌های ایران انتقاد می‌کردند که در مقابل سرکوب رژیم در کردستان، تماشاگر بوده و با مردم کُرد همبستگی کافی نشان نمی‌دهند. البته این نظر در جنبش «زن، زندگی، آزادی» موضوعیت خود را از دست داد و باطل شد. با این وجود، چرا حزب دمکرات کردستان ایران و دیگر احزاب هم‌ائتلاف با آن، در بزرگ‌ترین کشتار خیابانی مردم در دی‌ماه ۱۴۰۴ که در سراسر بخش‌های کشور انجام شد، همبستگی عملی نشان نداده و تماشاگر بودند؟ (این موضوع اگرچه با مصطفی هجری مطرح شد، اما به چالش کشیده نشد.)

  • با وجود حمایت بخش بزرگی از جامعه ایران در داخل و خارج کشور از رضا پهلوی به عنوان رهبر دوران گذار، حزب دمکرات کردستان ایران چرا با حفظ مواضع انتقادی به رضا پهلوی، از همکاری با او خودداری می‌کند؟ موضعش چیست، انتقادش چیست؟ این حزب تا کجا آماده است با حفظ مواضعش، برای جلوگیری از ادامه عمر جمهوری اسلامی، به‌خاطر منافع ملی، یعنی امنیت و آسایش و رفاه همه مردم ایران و برای جلوگیری از کشته شدن بیشتر مردم در خیابان‌ها، با رضا پهلوی همکاری کند؟ اگر مایل نیست، چرا؟

سخن پایانی

ملاحظه می‌شود که می‌شد از طریق طرح پرسش‌های دیگری، هم یک جمع‌بندی کوتاه از شکست‌ها و تجارب گذشته به مخاطبان منتقل شود و هم، تا آنجا که به آلترناتیوسازی برمی‌گردد، مواضع این حزب برای مخاطبان روشن‌تر شود.

واضح است که از فهیمه خضر حیدری انتظار نمی‌رود برای نزدیکی نیروهای سیاسی ایران به هم تلاش کند، اما طرح پرسش‌های فوق و پاسخ های مصطفی هجری به آنها می‌توانست تصویر روشن‌تری از حزب دمکرات کردستان ایران به مخاطبان منتقل کند.

خبرنگار و رسانه آزاد و مستقل باید به دنبال دیدن گره‌های بزرگ در جامعه باشد؛ گره‌هایی که بین نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و بر سر راه همکاری آنها با هم وجود دارد. رسانه و خبرنگار آزاد و مستقل باید تا حد ممکن تلاش کند با نوع تهیه برنامه یا طرح سؤال، قسمت‌های پنهان و موانع موجود بر سر این راه را به مخاطب نشان دهد. خواسته و انتظاری که برنامه «عمق میدان» صدای آمریکا و فهیمه خضر حیدری قادر یا مایل به تحقق آن نیستند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy