هوشنگ رشدیه در کتاب «عبور از دو مناره؛ اسلام سیاسی، تمامیتخواهی و جستجوی آزادی در ایران معاصر» میکوشد به یکی از پرسشهای بنیادین تاریخ معاصر ایران پاسخ دهد: چرا جامعهای که بیش از یک قرن برای آزادی مبارزه کرده، بارها با شکل تازهای از استبداد روبهرو شده است؟ خبرنامه گویا در ادامه، مروری بر مهمترین محورهای این کتاب ارائه میکند و علاقهمندان میتوانند در پایان این گزارش، از طریق لینک پیوست، متن کامل کتاب را مطالعه کنند.
نویسنده در پیشگفتار تأکید میکند که این اثر «نه محصول یک واقعه، بلکه حاصل سالها اندیشیدن» به این پرسش است که چرا «انقلابی که با آرمان آزادی آغاز میشود، گاه در پایان، آزادی را نخستین قربانی خود میکند» و چگونه جنبشهایی که برای رهایی شکل میگیرند، گاه همان سازوکارهای قدرتی را بازتولید میکنند که روزی علیه آن برخاسته بودند.
رشدیه تصریح میکند این کتاب نه خاطرهنگاری است و نه بیانیه سیاسی. به گفته او، «بیش از اشخاص، ساختارها موضوع بحثاند؛ بیش از نیتها، پیامدها و بیش از شعارها، رفتارها.» او همچنین مینویسد: «آزادی، پیش از آنکه یک پیروزی سیاسی باشد، نوعی فرهنگ است؛ فرهنگ پذیرش دیگری، فرهنگ محدود کردن قدرت و فرهنگ پذیرفتن اینکه هیچ انسانی، هیچ حزبی و هیچ ایدئولوژیای مالک حقیقت نیست.»
محور اصلی کتاب، بررسی نسبت دین و قدرت سیاسی است. نویسنده تأکید میکند: «هدف این کتاب، نفی ایمان یا باور دینی نیست.» بلکه موضوع آن «لحظهای است که دین یا هر ایدئولوژی دیگری، از قلمرو وجدان فردی خارج میشود و به برنامهای برای تصرف و انحصار قدرت سیاسی بدل میگردد.» از نگاه او، پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی مؤمنتر است، بلکه این است که «چه کسی حق دارد حقیقت را برای دیگران تعریف کند.»
متن کامل کتاب «عبور از دو مناره؛ اسلام سیاسی، تمامیتخواهی و جستجوی آزادی در ایران معاصر» نوشته هوشنگ رشدیه را میتوانید از طریق لینک زیر مطالعه کنید.

گم شدن در مهاجرت، فرامرز پارسا
















