Sunday, Jul 5, 2026

صفحه نخست » درفش مشروطیت؛ میراث مشترک ملت یا گروگان منازعات سیاسی؟ فرامرز پارسا

parsa.jpgدر میانه بحران‌های پی‌درپی جامعه ایران، نمادهای ملی بیش از آنکه عامل همبستگی باشند، گاه به موضوعی برای مناقشه و قطب‌بندی‌های سیاسی تبدیل شده‌اند. نمونه آشکار این وضعیت، جدال‌های پایان‌ناپذیر پیرامون پرچم سه‌رنگ ایران است. گروهی می‌کوشند این پرچم را به میراث انحصاری یک دوره تاریخی یا یک خاندان سیاسی فروبکاهند و، در مقابل، گروهی دیگر به دلیل همین انتساب، از آن فاصله می‌گیرند.

اما پرسش اساسی این است: آیا می‌توان نمادی را که در حافظه تاریخی چند نسل از ایرانیان جای گرفته و فراز و فرودهای یک ملت را بازتاب داده است، در انحصار یک جریان سیاسی یا یک خاندان قرار داد؟

مرور اسناد تاریخی و حقوقی نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش منفی است. پرچم سه‌رنگ ایران، پیش از آنکه یادآور یک حکومت باشد، بخشی از میراث مشترک ملت ایران و نماد یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر کشور، یعنی جنبش مشروطه‌خواهی است.

۱. زایش پرچم سه‌رنگ در گهواره قانون‌خواهی

رنگ‌های سبز، سفید و سرخ، صرفاً یک انتخاب ظاهری نبودند، بلکه در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه معنا یافتند. احمد کسروی در کتاب «تاریخ مشروطه ایران» یادآور می‌شود که تا پیش از مشروطه، آنچه بیشتر به کار می‌رفت، بیرق‌های سلطنتی، حکومتی یا نظامی بود و مفهوم «پرچم ملی» به معنای امروزی آن هنوز شکل روشنی نداشت.

با پیروزی جنبش مشروطه و تصویب متمم قانون اساسی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی، پرچم ایران جایگاه رسمی خود را در ساختار حقوقی کشور یافت. این تحول در زمانی رخ داد که جامعه ایران برای محدود کردن قدرت مطلقه و استقرار حاکمیت قانون تلاش می‌کرد.

این جایگاه حقوقی در اصل پنجم متمم قانون اساسی مشروطه نیز به روشنی بازتاب یافته است:

«اصل پنجم: الوان رسمی بیرق ایران سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است.»

ثبت این اصل در متن قانون اساسی نشان می‌دهد که پرچم و نشان رسمی کشور، نه به عنوان دارایی یک خاندان یا یک حکومت، بلکه به عنوان بخشی از هویت حقوقی و ملی ایران به رسمیت شناخته شده بودند.

در تفسیرهای رایج تاریخی، رنگ سبز نماد امید و رویش، سفید نشانه صلح و همزیستی و سرخ یادآور فداکاری کسانی دانسته شده است که برای آزادی و قانون‌خواهی جان باختند. از این منظر، پرچم سه‌رنگ بیش از آنکه به یک حکومت خاص تعلق داشته باشد، با آرمان‌های قانون‌خواهی و مشارکت عمومی گره خورده است.

۲. تمایز میان پرچم ملی و نمادهای حکومتی

یکی از نکاتی که در بحث‌های امروز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، تفاوت میان پرچم ملی و نشان‌های حکومتی است.

بر پایه پژوهش‌های یحیی ذکاء، در مقررات رسمی کشور میان انواع مختلف پرچم تمایز وجود داشت. پرچم ملی و مدنی همان درفش سه‌رنگی بود که شهروندان، انجمن‌ها و نهادهای غیردولتی می‌توانستند از آن استفاده کنند و نماد هویت عمومی ملت به شمار می‌رفت.

در مقابل، پرچم‌های دولتی و نظامی با نشان‌ها و علائم حکومتی همراه بودند و وظیفه نمایندگی دستگاه دولت و نیروهای مسلح را بر عهده داشتند.

نادیده گرفتن این تفاوت، گاه سبب شده است که برخی، یک نشان حکومتی را معادل تمام هویت پرچم ملی بدانند؛ در حالی که از منظر تاریخی و حقوقی، این دو الزاماً یک مفهوم واحد نبوده‌اند.

۳. شیر و خورشید؛ نمادی فراتر از یک دوره تاریخی

درعین‌حال، تمایز میان پرچم ملی و نمادهای حکومتی به معنای نادیده گرفتن پیشینه تاریخی شیر و خورشید نیست.

پژوهش‌های مجتبی مینوی نشان می‌دهد که این نماد قرن‌ها پیش از شکل‌گیری حکومت پهلوی در فرهنگ و نمادشناسی ایران حضور داشته است. شیر و خورشید در دوره‌های مختلف تاریخی، معانی گوناگون اساطیری، نجومی و مذهبی یافته و به تدریج به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای ایران تبدیل شده است.

در دوره صفوی، این نشان تفاسیر مذهبی و فرهنگی خاص خود را پیدا کرد و در عصر قاجار، با افزوده شدن شمشیر، وجهه سیاسی و دفاعی آن برجسته‌تر شد. در دوره پهلوی نیز شکل گرافیکی آن سامان یافت و تاج سلطنتی بر فرازش قرار گرفت.

از این رو، همان‌گونه که نمی‌توان پرچم سه‌رنگ را به یک خاندان سیاسی فروکاست، نسبت دادن تمام پیشینه شیر و خورشید به یک دوره تاریخی نیز با واقعیت‌های تاریخی سازگار نیست.

نتیجه‌گیری؛ نمادی برای همه ایرانیان

جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به نقاط مشترک نیاز دارد؛ عناصری که بتوانند فراتر از مرزبندی‌های سیاسی، فکری و نسلی، زمینه گفت‌وگو و همبستگی را فراهم کنند.

پرچم سه‌رنگ ایران یکی از همین نقاط مشترک است. این درفش نه از آنِ یک شاه است و نه در انحصار یک حزب، سازمان یا جریان سیاسی. این پرچم متعلق به همه ایرانیانی است که در طول نزدیک به یک قرن و نیم گذشته، با باورها و دیدگاه‌های گوناگون، زیر سایه آن زیسته‌اند، تلاش کرده‌اند و آینده کشور خود را جست‌وجو کرده‌اند.

ممکن است درباره حکومت‌ها، ایدئولوژی‌ها و روایت‌های تاریخی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما هیچ‌یک از این اختلاف‌ها نباید سبب شود که نمادهای مشترک ملی به میدان نزاع و حذف یکدیگر تبدیل شوند.

نمادی که نزدیک به یک قرن و نیم پیش در قانون اساسی مشروطه به عنوان بیرق رسمی ایران ثبت شد، نمی‌تواند ملک اختصاصی هیچ خاندان، حزب یا جریان سیاسی باشد.

احترام به پرچم، بیش از آنکه وفاداری به یک حکومت یا یک دوره تاریخی باشد، احترام به حافظه جمعی، هویت ملی و سرگذشت مشترک یک ملت است.


۲۰۲۶/۶/۲۲



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy