مهدی نوذر
خامنهای حتی یک تروریست موفق هم نبود؛ او نه فرماندهای کاریزماتیک بود و نه چهرهای که بتواند دیگران را با نفوذ شخصی خود همراه کند. تمام هنر او این بود که با پول، سلاح و امتیاز، گروههای مسلح نیابتی و تروریستی را گرد خود جمع کند تا برایش اعتبار بسازند.
اقتدارش نه از احترام، بلکه از باج دادن به تروریستهایی میآمد که فقط تا زمانی کنار او میماندند که هزینهشان پرداخت میشد.
سرنوشتش نیز تفاوتی با بسیاری از دیکتاتورها و جنایتکاران تاریخ نداشت؛ بلکه از بسیاری از آنها تحقیرآمیزتر بود. در حالی که طبق معمول برای اسرائیل و آمریکا خط و نشان میکشید، توسط آنها به شکلی کشته شد که حتی نتوانستند چهرهاش را برای آخرین وداع به حامیانش نشان دهند. سه ماه بعد، با اجازه همان قدرتهایی که سالها برایشان رجز میخواند، تشییع شد؛ آن هم در حالی که همین حامیانش در تمام آن سه ماه، بهجای عزاداری برای رهبرشان، سرگرم جشن، رقص و پایکوبی به بهانه «مقاومت» بودند و امروز همانها با ضجه و شیون، ژست داغداری گرفتهاند.
برای مراسمش میلیاردها هزینه شد، از سراسر ایران نیرو بسیج کردند و از گروههایی مانند فاطمیون، حشدالشعبی و حزبالله نیز افراد را به میدان آوردند؛ اما با وجود همه این تلاشها، حتی بنا بر ادعاها و گلایههای حامیان خودش نیز جمعیت به پانصد هزار نفر نرسید.
قدرتی که سالها با سرکوب، تبلیغات و هزینههای سنگین ساخته شده بود، در پایان نتوانست حتی تصویری خلق کند که با ادعاهایش همخوانی داشته باشد. شاید بزرگترین شکست یک دیکتاتور همین باشد؛ اینکه پس از دههها حکومت، برای نمایش محبوبیتش نیز ناچار به بسیج اجباری و وارد کردن جمعیت از هر سو شود، اما باز هم نتیجه کمتر از انتظار خودش باشد.
Wednesday, Jul 8, 2026















