
منوچهر متکی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین امور خارجه، در اظهاراتی درباره روند مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا تأکید کرد که واشنگتن اساساً به دنبال توافق و مذاکره واقعی نیست و هدف نهایی خود را سقوط جمهوری اسلامی قرار داده است.
متکی با اشاره به مذاکرات انجامشده گفت: «اسلامآباد یک طرح فریب بود و آمریکاییها به دنبال مذاکره نیستند.» او افزود: «آمریکاییها فقط یک هدف دارند و آن هم تمام کردن جمهوری اسلامی است.»
وی همچنین خطاب به اعضای تیم مذاکرهکننده اظهار داشت: «اگر تیم مذاکرهکننده هنوز به این باور نرسیده، جلسه بگذارند تا کسانی که این باور را دارند، برای آنها استدلال کنند.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که همزمان، دولت آمریکا نیز فشارهای مالی و تحریمی خود علیه جمهوری اسلامی را افزایش داده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که مجتبی خامنهای در انزوا پنهان شده و حکومت او در حال فروپاشی است. او تأکید کرد که وزارت خزانهداری آمریکا از تمامی ابزارهای خود برای منزوی کردن مجتبی خامنهای و دیگر مقامات جمهوری اسلامی از نظام مالی جهانی استفاده خواهد کرد و افزود: «ما این داراییها را برای مردم ایران حفظ خواهیم کرد.»
در ادامه این سیاست، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) اعلام کرد علی انصاری، شهروند ایرانی مقیم امارات متحده عربی، به اتهام ارتباط با سپاه پاسداران و مجتبی خامنهای در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفته است.
چند ماه پیش نیز روزنامه فایننشال تایمز گزارش داده بود که علی انصاری، بنیانگذار بانک ورشکسته آینده و متهم به فساد اقتصادی، طی سالهای اخیر صدها میلیون یورو را به شبکهای گسترده از املاک و سرمایهگذاریها در سراسر اروپا منتقل کرده است. انصاری پیش از این نیز به دلیل تأمین مالی سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای بریتانیا قرار گرفته بود.
در همین چهار روز گذشته نیز گزارشهایی از حملات گسترده به زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی در جنوب کشور منتشر شده است. بر اساس این گزارشها، سامانههای پدافند هوایی، مراکز سپاه پاسداران، انبارهای موشکی و تأسیسات لجستیکی در امتداد سواحل دریای عمان و خلیج فارس هدف قرار گرفتهاند.
از جمله مناطقی که در این گزارشها از آنها نام برده شده، چابهار، کنارک، ایرانشهر، جاسک، سیریک، بندرعباس و بوشهر هستند. این حملات یکی از گستردهترین عملیاتهای چند روز اخیر علیه زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی در جنوب کشور به شمار میرود.
همزمانی این تحولات با تشدید تحریمهای آمریکا، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشاندهنده ورود تقابل میان واشنگتن و جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه است. از یک سو، ایالات متحده با گسترش تحریمها و هدف قرار دادن شبکههای مالی وابسته به جمهوری اسلامی، فشار اقتصادی را افزایش میدهد و از سوی دیگر، گزارشهای مربوط به حملات علیه زیرساختهای نظامی، از افزایش فشارهای امنیتی و نظامی حکایت دارد.
از نگاه این تحلیل، مجموعه تحریمهای مالی، هدف قرار دادن شبکههای اقتصادی وابسته به جمهوری اسلامی و فشارهای نظامی، نشاندهنده اجرای یک راهبرد چندلایه از سوی آمریکا و متحدان آن است. هدف کوتاهمدت این راهبرد، محدود کردن توان نظامی جمهوری اسلامی، تضعیف سامانههای پدافندی، کاهش ظرفیت عملیاتی سپاه پاسداران و جلوگیری از حملات و فعالیتهای برونمرزی سپاه در منطقه است.
در افق بلندمدت، این سیاست میتواند با هدف فرسایش توان سیاسی، اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی دنبال شود. نشستها و رایزنیهای انجامشده میان آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس، همزمان با نشستهای مرتبط با ناتو در ترکیه، از دید برخی ناظران نشان میدهد که واشنگتن در پی هماهنگی بیشتر با شرکای منطقهای و بینالمللی برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است.
در پایان، جمهوری اسلامی به دلیل سیاستهای منطقهای، سرکوب داخلی و تقابل مستمر با بخش بزرگی از جامعه جهانی، از سوی اکثریت مردم ایران و مخالفان آن بهعنوان حکومتی یاغی و بحرانزا شناخته میشود؛ حکومتی که به باور منتقدان، نماینده خواست و اراده مردم ایران نیست.
به باور من، مردم ایران و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی دارای ظرفیت اجتماعی و سیاسی لازم برای ایجاد یک تغییر بنیادین و سقوط این نظام هستند. تحقق چنین تغییری نیازمند همبستگی ملی، سازماندهی سیاسی و ارائه یک برنامه روشن برای دوران گذار و آینده کشور است.
نگارنده معتقد است سقوط حاکمیتی که عامل بخش مهمی از تنشهای منطقهای و بینالمللی تلقی میشود، نهتنها خواسته اکثریت مردم ایران، بلکه در راستای منافع جامعه جهانی برای ایجاد ثبات، امنیت و کاهش بحرانها در منطقه و جهان نیز قرار دارد. جایگزینی این حکومت با نظامی برخاسته از اراده مردم، مبتنی بر حقوق بشر، قانونگرایی و روابط سازنده با جهان، میتواند زمینهساز دورهای جدید از صلح، توسعه و همکاری منطقهای و جهانی باشد.
محمد زمانی
کنشگر سیاسی، جامعهشناس

روشنگری و نقد دین، امیرخلیلی
















