ایران وایر - درست در روزگاری که جامعه ایران بهتازگی از دالان تنگ و تاریک یک جنگ چهلروزه، تلاطمهای شدید ارزی و سرکوب مرگبار اعتراضات داخلی، از نظر زمانی، عبور کرده بود، «علی ربیعی» در قامت دستیار اجتماعی «مسعود پزشکیان»، بر اساس دادههای پیمایش اردیبهشتماه ۱۴۰۵ که توسط مرکز افکارسنجی «آرا» انجام شده، گزارش جامعی را تنظیم و در سطح نهادهای داخل قدرت ارایه کرده، این گزارش محرمانه به «ایرانوایر» رسیده است. عنوان گزارش علی ربیعی «آنچه ایران میخواهد» است که در خرداد ۱۴۰۵ بهدست مقامات رسیده است.
***
پرده اول: ترک خوردن دوقطبیهای سنتی
اگر پای تحلیلهای رسانهای رایج بنشینید، معمولا جامعه ایران را به دو گروه تقسیم میکنند؛ یک سو کسانی که مدافع صددرصدی وضع موجودند و در سوی دیگر، کسانی که همهچیز را تمامشده میدانند و خواهان فروپاشیاند. اما دادههای سنجش افکار نشان میدهند که جناحهای رادیکال و تندرو در هیچکدام از دو طرف نتوانستهاند پایگاه اجتماعی خود را به بیش از ۱۰ تا ۲۰درصد جامعه توسعه دهند.
بدنه اصلی جامعه، ویژگیهای بسیار جالبی دارد؛ آنها از شرایط «معیشتی، فیلترینگ، ناکارآمدی و فساد» شدیدا ناراضیاند و با صدای بلند خواستار تغییرات و اصلاحات اساسی هستند، اما در عین حال، «ثبات»، «امنیت ملی»، «حفظ تمامیت ارضی» و «تغییرات گامبهگام» را بر «آشوب» و رادیکالیسم سیاسی ترجیح میدهند.
پرده دوم: شیوع پدیده «اکنونزدگی»
بیش از ۶۳درصد از مردم اعلام کردهاند که خشم و عصبانیت زیادی را در زندگی روزمره تجربه میکنند. این عدد نسبت به آذر ۱۴۰۴ جهشی ۱۲درصدی را نشان میدهد.
طبق آمار بینالمللی گالوپ در سالهای گذشته، بالاترین نرخ خشم ثبتشده در جهان متعلق به کشور چاد با ۴۷درصد بوده است، اما این پیمایش عدد بیسابقه بیش از ۶۳درصد را در ایران ثبت کرده است.
👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
همچنین بیش از ۵۰درصد مردم رسما احساس ناامیدی از بهبود شرایط را ابراز کردهاند و ۴۷.۷درصد دچار احساس غم و افسردگی هستند. ۴۵.۴درصد جامعه از ترس و اضطراب مداوم ناشی از عدم قطعیتها سخن میگویند.
این حس ناامیدی در میان جوانان زیر ۵۰ سال و قشر تحصیلکرده جامعه، به شکل معناداری بالاتر از میانگین کل کشور است. برای توصیف این وضعیت، ربیعی از واژه «اکنونزدگی» استفاده میکند؛ مفهومی که اولین بار در سال ۱۳۵۴ برای توصیف جامعه در آستانه تحولات به کار رفت.
اکنونزدگی یعنی جامعه در وضعیتی معلق قرار گرفته است؛ نه دلش میخواهد و میتواند به گذشته برگردد و نه تصویر روشن، شفاف و امیدبخشی از آینده در برابر چشمانش قرار دارد.
پرده سوم: افزایش تعلق ملی در پی جنگ
یکی از بخشهای جذاب گزارش، تحلیل پاسخهای مردم به پرسش «خود را چگونه معرفی میکنید؟» است. لایههای هویتی ایرانیان در این نظرسنجی تنوع جالبی را نشان میدهد: ۳۶.۸درصد خود را «ایرانی»، ۳۳.۹درصد «ایرانیمسلمان»، ۱۱.۶درصد صرفا «مسلمان»، ۱۲.۴درصد با «هویت قومی (فارس، ترک، کرد و...)» و ۴.۴درصد خود را «شهروند جهانی» معرفی کردهاند.
پس از جنگ اخیر، گرایش به هویت ملی با محوریت نام «ایران» افزایش یافته است؛ پدیدهای که نشان میدهد تهدیدات خارجی معمولا حس وطندوستی را بیدار میکند. در مجموع، ۸۵.۶درصد پاسخگویان اعلام کردهاند که به ایرانی بودن خود افتخار میکنند؛ رقمی که نسبت به سال ۱۴۰۲ (۸۳درصد) رشد داشته است.
پرده چهارم: معیشت و سفره مردم
بخش معیشت گزارش را میتوان حکایتِ «فشار سنگین روزمره در کنار رفتارهای سازگارانه برای بقا» دانست. آمار بهوضوح نشان میدهند که اقتصاد چقدر شانه خانوارها را خم کرده است: بیش از ۸۱درصد مردم در تامین مواد غذایی با درجاتی از مشکل مواجه هستند.
همچنین سه چهارم جامعه در تامین هزینههای درمانی خود دچار چالش جدی هستند و در میان افراد بالای ۵۰ سال، از هر سه نفر دو نفر توان تامین مخارج درمان خود را ندارند. ۵۴درصد مردم نیز رسما اعلام کردهاند که درآمد ماهیانه آنها به هیچ عنوان کفاف مخارج جاری را نمیدهد.
در این میان، «نان» به عنوان اصلیترین و استراتژیکترین کالای سفره مردم، یک خط قرمز پررنگ است. ۵۷.۲درصد مردم از قیمت فعلی نان ناراضیاند. جالبتر اینکه ۷۲درصد جامعه و ۷۶.۱درصد تهرانیها، با ایده آزادسازی قیمت نان، حتی در صورت پرداخت یارانه مستقیم یا کالابرگ جبرانی، شدیدا مخالف هستند.
این آمار نشان میدهد افکار عمومی بههیچوجه به وعدههای جبرانی دولت در قبال شوکهای قیمتی اعتماد ندارد. وقتی از مردم درباره ریشه این بحران اقتصادی پرسیده میشود، پاسخها معنادار است: ۴۶.۹درصد علت را «ناکارآمدی مسوولان»، ۲۶.۳درصد «فساد» و ۲۰.۷درصد «تحریمهای خارجی» میدانند. ۶۲درصد مردم در پاسخی دیگر تایید میکنند که ادامه محاصره اقتصادی آمریکا قطعا ثبات قیمتها و تامین کالاها را مختل خواهد کرد.
پرده پنجم: نگرانی از وقوع مجدد جنگ
بنابر این گزارش و پیمایش، نگاه ایرانیان سال ۱۴۰۵ به مقوله جنگ و صلح، بازتاب «عقلانیت جامعه» است. اکثریت جامعه یعنی ۵۴.۷درصد، آینده روابط ایران و آمریکا را وضعیتِ «نه جنگ، نه توافق» ارزیابی میکنند و تقریبا نیمی از مردم یعنی ۴۹.۱درصد، نگرانی جدی از وقوع مجدد جنگ دارند. با این حال، کمتر از یکسوم جامعه (۲۸.۵درصد) به تیم جدید مذاکرهکننده هستهای اعتماد بالا دارند.
وقتی از مردم درباره بهترین اقدام در شرایط فعلی کشور سوال میشود، گزینه «حفظ آتشبس و تداوم مذاکرات» با ۴۴.۳درصد بالاترین رای را میآورد. گزینههای رادیکال دیگر مانند «حمله پیشدستانه به آمریکا و اسراییل» ۱۶.۴درصد و «پذیرش همه شروط آمریکا» ۱۹.۹درصد، در اقلیت قرار دارند.

















