«ایرانوایر» بهتازگی گزارش محرمانه «علی ربیعی» چهره امنیتی سیاسی و دستیار اجتماعی ریاستجمهوری را منتشر کرده است، گزارشی که تصویری واقعیتر از جامعه ایران به دستگاههای حکومتی میدهد. اگرچه مشخص نیست که این نظرسنجی میان چه افرادی با چه تنوعی انجام شده، و بدون توضیحات درباره روش تحقیق و دامنه آماری به دست ایرانوایر رسیده است، در اردیبهشتماه سال جاری انجام شده و در خردادماه، گزارش تحلیلی علی ربیعی در نهادهای حکومتی پخش شده است. تصویری که حالا مبنای تصمیمگیریها و سیاستگذاریها در شاخههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی میشود. این گزارش را بهطور کامل با «سعید پیوندی» جامعهشناس و استاد دانشگاه «لورن» فرانسه در میان گذاشتیم و این مطلب، درباره تحلیل و انتقادهای این جامعهشناس است. او میگوید اگرچه این گزارش برای اعتبارسنجی نواقص زیادی دارد اما با چنددرصد احتمال اشتباه، میتوان آن را درست دانست.
آیدا قجر - ایران وایر
در این تصویر که بر اساس نظرسنجی مرکز افکارسنجی «آرا» انجامشده، جامعه ایران نه جنگ میخواهد و نه این حکومت را. جامعهای که بیش از ۸۰درصد انسانها توانایی تامین مواد غذایی خود را ندارند و بیش از ۷۵درصد هم در تامین داروهای مورد نیاز خود ماندهاند. اکثریت خشمگیناند و ناامید. مضطرباند. جامعهای که بعد از دو جنگ و یک کشتار خونین، در نسبت با آذرماه سال گذشته، به تعبیر جامعهشناسان «عاصی» شده است. و همزمان فقیرتر و بیاعتمادتر به حکومت حاکم بر کشورش. جامعهای که به تعبیر سعید پیوندی، مشخص است که یک «سقوط روانی، تنش روانی، یک ترومای بزرگ را زندگی کرده است» و همزمان این آمار نشان میدهد که همین جامعه آسیبدیده، درحال پوستاندازی هویتی است.
از شرکتکنندگان در نظرسنجی درباره «کیستی» آنها پرسش پرسیده شده است؛ ۳۷درصد خودشان را «ایرانی» میدانند، ۳۴درصد «ایرانی مسلمان»، ۴درصد «فقط مسلمان»، ۱۲درصد «شهروند جهانی» و ۱۲درصد هم هویت اتنیکی را در اولویت قرار دادهاند.
مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
همانطور که سعید پیوندی توضیح میدهد، این آمار با سیاستهای حکومتی و اسناد آن که بر هویت «اسلامی ایرانی» تاکید دارد، در تناقض است. هویت «اسلامی ایرانی» مورد تاکید «علی خامنهای» رهبر دوم جمهوری اسلامی هم بود: «اما گویا از درون جامعه اولویت به هویت «ایرانی» دادن، متولد شده است. اگر «نسلها» و «سطح تحصیلات» را ملاک قرار دهیم؛ وقتی بهسراغ کسانی که آموزش عالی دارند یا در شهرهای بزرگ بهويژه تهران زندگی میکنند از تعداد کسانی که خودشان را «ایرانی مسلمان» میدانند کم میشود.»
در نمونهای دیگر از ارتباط میان مذهب و تحول هویت جامعه، مساله «روزهداری» است که تنها پرسش پیرامون «دینداری» در ایت نظرسنجیست. تنها ۳۰درصد شرکتکنندگان پاسخ دادهاند که روزه میگیرند. همانطور که سعید پیوندی یادآوری میکند، در سال ۱۳۵۴ یعنی دقیقا ۵۰سال پیش ۷۹درصد میگفتند که روزه میگیرند: «یعنی ۴۷سال حکومت دینی باعث شده که تعداد روزهبگیران منظم از ۷۹درصد به ۳۰درصد برسد. ۵۲درصد گفتهاند اصلا روزه نمیگیرند. این تعداد از روزهنگیران در ایران، از نظر تحول هویتی که در رابطه با مذهب در ایران اتفاق میافتد، قابل توجه است.
جنگ و مذاکره؛ جنگ نمیخواهند، نه حکومت را
در آخرین تصویر حکومت از جامعه ایران، همین مردمی که در حال تحول هویتی هستند، در اکثریت، نه جنگ میخواهند و نه حکومت جمهوری اسلامی را: «بیشترین شرکتکنندگان خواهان آتشبس و توقف درگیریها هستند. تعداد خیلی کمی خواهان ادامه تنش هستند. بزرگترین درسیست که [از این گزارش] داریم.»
از شرکتکنندگان از راهحل مشکلات پرسیدند؛ ۵۳درصد خواهان اصلاحات اساسی هستند و بیش از ۱۹درصد هم خواهان تغییر نظاماند. اگر این دو عدد را کنار هم بگذاریم، میتوان گفت که سهچهارم جامعه خواهان یا تغییرات اساسی هستند یا تغییر حکومت، تنها ۹درصد خواهان حفظ شرایط موجود هستند.
سعید پیوندی میگوید: «این نشان میدهد که میزان امروزی باور جامعه به حکومت چقدر است؛ حکومت جمهوری اسلامی دیگر نماینده جامعه بهشمار نمیرود.»
جامعه «عاصی» که نمره رضایتاش به زندگی، حتی «صفر» است
این اکثریت ناراضی اما با آنچه از سر گذرانده، میزان خشونتی که زندگی کرده و به چشم دیده، به تعبیر گروهی از جامعهشناسان «عاصی» است؛ ۶۴درصد ایرانها طبق این نظرخواهی احساس «خشم و عصبانیت» دارند. در مقایسه با آخرین گزارش آماری حکومتی که به آذرماه ۱۴۰۴ برمیگردد، مردم ۱۲درصد عصبانیتر و خشمگینترند. ۵۰درصد «ناامید» هستند، ۴۸درصد «افسردهاند»، ۴۵درصد احساس «ترس و اضطراب» دارند.
نمره «احساس رضایت از زندگی» ۵.۵ است که تقریبا ۱۰درصد نمره «صفر» به زندگیشان دادهاند. یک سوم مردم کمتر نمره از ۵ میدهند: «این سویههای مختلف روانشناسی جمعی جامعه ایران است؛ جامعهای بهشدت ناراضی که با جنگ و سرکوبهای خیابانی و دیگر مسائل، دچار فرسایش روانی شده است. جامعهکه سرزنده و با امید به آیندهاش نگاه نمیکند.» و «میل به مهاجرت» در آن قابلتوجه است.
حکومت با جامعهای سروکار دارد که میداند میل به مهاجرت دارد. حدود یکسوم مردم میل به مهاجرت دارند: «ولی وقتی زیر ۲۹سال را مدنظر قرار میدهید، به بالای ۴۰درصد میرسد. دانشگاهیان بیش از ۵۰درصد. اینها علایم آسیبهای بزرگ اجتماعی هستند. تاکید میکنم که در فاصله آذرماه۱۴۰۴ تا اردیبهشت۱۴۰۵ همه این شاخصها بهشدت رشد داشتهاند. و بیانگر آن است که جامعه ایران یک سقوط روانی، یک تنش روانی بسیار بزرگ را زندگی کرده است. یک ترومای بزرگ.»
بیش از ۸۰درصد جامعه آماری حکومت در تامین غذا ماندهاند
ناتوانی اکثریت شهروندان در تامین غذا به گفته سعید پیوندی تکان دهنده است. او ادامه میدهد: «حدود ۸۲درصد افراد در تامین مواد غذایی بسیار مشکل دارند یا «تا حدودی» همچنان ناتواناند. ۷۵درصد شرکتکنندگان هم در تامین هزینههای درمانی ماندهاند. یعنی این دو مساله اصلی زندگی برای سهچهارم جامعه مشکلآفرین است. بیش از نیمی از جامعه دخل و خرجشان با هم نمیخواند. ۵۴درصد خرجشان بیشتر از درآمدشان است. ۳۸درصد تقریبا پسانداز ندارند و فقط ۸ درصد میگویند که درآمدشان کافی است و حتی پسانداز هم میکنند. تصویری از مردمی که ۵۴درصدشان به بهبود وضعیت امیدی هم ندارند. این هم «تکاندهنده» است.»
پروپاگاندا و روایت حکومت؛ جامعهای که اعتماد ندارد
در پی جنگ ۴۰روزه، و تداوم شرایط جنگی بهویژه در جنوب ایران و بر سر تنگه هرمز، روایتی که حکومت از خود توسط رسانهها و ابزارهای رسانهای مخابره میکند، یکپارچگی پرشمار خیابانی، در گوش به فرمان بودن برای «پشتیبانی از جمهوری اسلامی» و « انتقامخواهی» در پی ترور «علی خامنهای» رهبر دوم جمهوری اسلامی، است. تجمعات گسترده و پرشمار شبانه با تصاویری از میادین تسخیرشده به دست هواداران جمهوری اسلامی و جنگطلبان، انتقامخواهان.
این روایت و تصویر جمهوری اسلامی اما با آنچه بهعنوان سند نظرسنجی با تحلیل محرمانه ربیعی از خردادماه امسال در اختیار دارد، متفاوت است. جامعهای که تنها ۱۱درصدش گفته به «تجمعات شبانه» میرفته است. کمتر از ۳۰درصد هم در کمپین «جانفدا» شرکت کردهاند.
در کنار تسخیر خیابانها، روایت جمهوری اسلامی از شمار هوادارانش در خیابان در پی تشییع پیکر «علی خامنهای» رهبر جمهوری اسلامی، به عددسازی و تصویرسازی کشید. مشخص شد از هوش مصنوعی هم کمک میگیرد تا تصویری ساختگی از جامعه هوادار و پایبند به خود، نشان دهد. اما اعداد و ارقامی که خودش بیان میکند به تحلیل «فکتنامه»، از نظر علمی هم «غیرممکن» است.
این جامعه آماری اتفاقا در شرایطی که بمباران و مذاکره را همزمان زندگی میکند اما اعتماد عمومیاش به روابط بینالمللی کم شده و حالا دیگر اکثریت پرشماری خواهان رابطه خوب با غرب نیستند و شرق و کشورهای آسیایی جایگاه بهتری پیدا کردهاند. نزدیک ۵۸درصد مخالف سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی و خواهان تغییر این سیاستها هستند.
همین جامعه آماری اعتمادش را به نهادهای حکومتی هم بیشتر از پیش، از دست داده است. شرکتکنندگان پاسخ به چرایی این وضعیت را در «ناکارآمدی» سیاستمداران و «فساد» پاسخ دادهاند، شمار اندکی «تحریمها» را عامل دانستهاند اما در بحث اعتماد به نهادهای حکومتی پاسخ دادهاند؛ ۲۵درصد به دولت، ۲۳درصد به مجلس، ۳۰درصد هم به قوه قضاییه اعتماد دارند.
سعید پیوندی میگوید: «این آمار بیانگر آن است که درصد اعتماد به نهادهای اصلی جامعه بسیار کم است. یک نکته تکاندهنده دیگر آنکه دیگر باوری به تواناییها و روایتهای حکومت وجود ندارد. یعنی دو سوم جامعه فکر میکند که این حکومت از توانایی لازم برای مقابله با مشکلات برخوردار نیست.»
و برای همین هم طبق همین برآورد، نمیخواهدش. پیامی که به گفته سعید پیوندی، در رویکرد علی ربیعی به این نظرسنجی، نادیده گرفته شده است.
«اکنونزده» یا «معلق»؛ مردمی که این حکومت را نمیخواهند
سعید پیوندی با انتقاد به تحلیل علی ربیعی میگوید که او بهسراغ «مسائل غیراصلی» رفته که با «اصلاحات بسیار جزیی» حتی در همین ساختار کنونی حکومت هم احتمال کمی دارند به انجام برسد.
علی ربیعی جامعه ایران را «اکنونزده» میداند؛ یعنی در زمان حال مانده، گذشته را دوست ندارد و نمیخواهد و تلاش میکند از آن جدا شود، آیندهای هم برای خود نمیبیند. اما سعید پیوندی طور دیگری میبیند.
او جامعه ایران را با این مرور بر مواردی برجسته، جامعهای «معلق» میداند: «جامعهای که نگران و مضطرب و افسرده است، به کارآیی مسوولاناش باور ندارد، اعتماد مهمی به حکومت خود ندارد؛ اعتمادزدایی بنیادینی از حکومت اتفاق افتاده است. یعنی جامعهای معلق. آقای ربیعی این پیام اصلی را که «اکثریت خواستار تغییرات اساسی و یا تغییر نظام هستند» نگرفته و بهسراغ اصلاحات بسیار جزیی رفته است.»

پیشرفت جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ

حمله بیرانوند به مهدویکیا















