Saturday, Jul 18, 2026

صفحه نخست » از ببر کاغذی تا بحران فروپاشی؛ وقتی تبلیغات جای واقعیت را گرفت، محمد زمانی

zamani.jpgدر میانه بحران نظامی در جنوب ایران، شکاف میان تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی و واقعیت‌های موجود بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. حکومتی که سال‌ها با نمایش قدرت، تهدیدهای نظامی و شعارهای مقاومت تلاش کرده تصویری شکست‌ناپذیر از خود ارائه دهد، اکنون با پرسش‌های جدی درباره توان فرماندهی، مدیریت بحران و میزان اعتماد نیروهای خود روبه‌رو است.

در شرایط کنونی، روایت‌هایی مطرح شده است که بر اساس آن، برخی فرماندهان نظامی در مناطق بحرانی جنوب حضور مؤثر و مستقیم نداشته‌اند، در حالی که سربازان وظیفه همچنان در پادگان‌ها و مواضع نظامی باقی مانده‌اند. این وضعیت، از نگاه منتقدان، نشان‌دهنده فاصله میان کسانی است که فرمان می‌دهند و کسانی که باید هزینه تصمیم‌ها را پرداخت کنند.

جمهوری اسلامی سال‌ها تبلیغات گسترده‌ای درباره قدرت نظامی، آمادگی فرماندهان و توان مقابله با دشمنان انجام داده است. اما بحران‌های اخیر پرسش‌های جدی درباره این تصویر ایجاد کرده است. در درگیری‌های گذشته، شماری از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی هدف حملات قرار گرفتند و کشته شدند؛ موضوعی که از دید مخالفان حکومت، نشان‌دهنده ضعف در حفاظت از ساختار فرماندهی است. پرسش اساسی این است که ساختاری که حتی نتوانسته از فرماندهان ارشد خود محافظت کند، چگونه می‌تواند در شرایط بحرانی از سربازان، نیروهای تحت امر خود و حتی مردم عادی حمایت کند و مسئولیت جان آنان را بر عهده بگیرد؟

از نگاه مخالفان جمهوری اسلامی، بخش مهمی از قدرت‌نمایی حکومت بر پایه تبلیغات، تهدید و بزرگ‌نمایی توان نظامی استوار بوده است؛ ساختاری که در برابر مردم غیرمسلح و معترضان قدرت سرکوب گسترده نشان می‌دهد، اما در برابر چالش‌های بزرگ‌تر با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل، آنان این وضعیت را نشانه‌ای از تبدیل شدن تصویر قدرت حکومت به یک «ببر کاغذی» می‌دانند؛ ساختاری که برای حفظ قدرت داخلی به ابزارهای امنیتی تکیه می‌کند، اما در میدان‌های واقعی با مشکلات اساسی مواجه است.

در همین شرایط، یک کارزار اعتراضی در فضای عمومی شکل گرفته است که در آن از نمایندگان مجلس، مسئولان سیاسی حکومت، فرماندهان نظامی و چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی پرسیده می‌شود: اگر مقاومت و ایستادگی یک ضرورت است، چرا خود آنان به جنوب کشور نمی‌روند و در همان شرایط دشواری قرار نمی‌گیرند که از سربازان و مردم انتظار تحمل آن را دارند؟

این کارزار، اعتراضی به شکاف میان شعارهای حکومتی و رفتار مسئولان است. منتقدان معتقدند سال‌هاست مردم و سربازان به تحمل سختی، فداکاری و پرداخت هزینه دعوت شده‌اند، اما بسیاری از تصمیم‌گیرندگان سیاسی و نظامی خود از امکانات حفاظتی، شرایط ویژه و فاصله از خطر برخوردارند.

از نگاه نگارنده، این تناقض یکی از نشانه‌های اصلی بحران اعتماد در جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که تلاش کرده با تبلیغات گسترده، تصویر قدرت و شکست‌ناپذیری ایجاد کند، اما در شرایط واقعی بحران با پرسش‌های جدی درباره مسئولیت‌پذیری و شجاعت رهبران و فرماندهان خود روبه‌رو شده است.

بحران کنونی فقط یک بحران نظامی نیست؛ بلکه بحران اعتماد میان حکومت، فرماندهان و بدنه نیروهای نظامی است. سربازان وظیفه نباید ابزار حفظ قدرت سیاسی یک حکومت شوند و نباید جان خود را برای تصمیم‌هایی به خطر بیندازند که توسط مقام‌هایی گرفته می‌شود که خود حاضر به پرداخت همان هزینه‌ها نیستند.

به باور نگارنده، اکنون زمان آن است که با نیروهای میانی و بدنه نظامی گفت‌وگو شود؛ نیروهایی که بسیاری از آنان تصمیم‌گیران اصلی نیستند، بلکه در یک ساختار از پیش تعیین‌شده قرار گرفته‌اند. این نیروها باید بدانند که آینده ایران تنها با تکیه بر اجبار و سرکوب ساخته نمی‌شود و نقش تاریخی آنان می‌تواند در حفظ جان مردم و جلوگیری از خشونت تعریف شود.

از دیدگاه نگارنده، در لحظات پایانی بحران‌ها معمولاً کسانی که تصمیم‌های اصلی را گرفته‌اند تلاش می‌کنند خود را حفظ کنند، اما نیروهای عادی در میدان باقی می‌مانند و هزینه می‌پردازند. به همین دلیل، ضروری است که سربازان و نیروهای نظامی اجازه ندهند از آنان به عنوان ابزاری علیه جامعه استفاده شود و درباره جایگاه و مسئولیت تاریخی خود تصمیم بگیرند.

در کنار تحولات سیاسی و اجتماعی، برخی سناریوهای منطقه‌ای و نظامی نیز می‌تواند بر آینده جمهوری اسلامی تأثیرگذار باشد. از جمله این سناریوها، فشار بر زیرساخت‌های اقتصادی و نقاط راهبردی مانند جزیره خارک است؛ جزیره‌ای که یکی از مراکز مهم صادرات نفت ایران به شمار می‌رود. برخی تحلیل‌ها احتمال افزایش فشارهای نظامی بر این نقطه راهبردی، حتی در قالب سناریوهایی مانند عملیات زمینی یا تلاش برای کنترل آن، را مطرح کرده‌اند؛ سناریویی که در صورت وقوع می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد ایران و منابع مالی حکومت داشته باشد.

هرگونه اختلال جدی در صادرات نفت از خارک می‌تواند فشار اقتصادی سنگینی بر جمهوری اسلامی وارد کند؛ حکومتی که بخش مهمی از منابع مالی خود را از درآمدهای نفتی تأمین می‌کند. از نگاه نگارنده، تضعیف منابع مالی حکومت می‌تواند یکی از عوامل تشدیدکننده بحران و سرعت‌دهنده به روند فرسایش و فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی باشد.

در نگاه نگارنده، جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی با بحران‌های عمیق و فرسایشی روبه‌رو شده است و نشانه‌های تضعیف ساختار حکمرانی آن بیش از گذشته آشکار شده است. اما تحولات تاریخی تنها با فشارهای خارجی رقم نمی‌خورد؛ عامل تعیین‌کننده، میزان سازمان‌یافتگی جامعه و توان نیروهای سیاسی برای ایجاد یک مسیر روشن برای آینده است.

به باور نگارنده، عبور از این مرحله نیازمند تقویت همگرایی میان نیروهای ملی و دموکراسی‌خواه، ایجاد ارتباط میان جریان‌های مختلف سیاسی و تقویت جنبش‌های سیاسی درون ایران است. اعتراضات و حرکت‌های سیاسی زمانی می‌توانند تأثیرگذار باشند که از برنامه‌ریزی، سازماندهی، استراتژی و تاکتیک‌های متناسب با شرایط برخوردار باشند.

اپوزیسیون، نخبگان سیاسی و جنبش‌های سیاسی نباید در چنین شرایطی منفعل باقی بمانند. این مرحله نیازمند تدوین برنامه‌های راهبردی، تشکیل اتاق‌های فکر و آمادگی برای سناریوهای مختلف دوران گذار است؛ زیرا فرصت‌های تاریخی بدون آمادگی سیاسی و سازمانی از دست خواهند رفت.

همچنین جامعه جهانی نباید تنها بر اساس معادلات قدرت‌های خارجی با تحولات ایران برخورد کند. منافع مردم ایران، حق تعیین سرنوشت، آزادی و دستیابی به یک نظام دموکراتیک باید در مرکز توجه قرار گیرد. کشورهای دموکراتیک باید وارد گفت‌وگو با نیروهای ملی و دموکراسی‌خواه و نمایندگان واقعی مردم ایران شوند و از روندی حمایت کنند که به شکل‌گیری جامعه‌ای آزاد، امن و مبتنی بر حقوق بشر منجر شود.

بحران امروز جمهوری اسلامی بیش از آنکه فقط یک بحران نظامی باشد، بحران مشروعیت و اعتماد است. فاصله میان شعارهای رسمی و واقعیت، میان فرماندهان و نیروهای تحت امر، و میان حکومت و جامعه، به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های آینده این ساختار تبدیل شده است.

محمد زمانی
کنشگر سیاسی و جامعه‌شناس



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy