جمشید ایرانی - ویژه خبرنامه گویا
آن ملت، ایران است.
برای ما ایرانیان، این صرفاً حضور یک نوازنده در یک برنامه هنری نیست؛ این لحظه، نمادی است از جایگاهی که فرهنگ ایرانی، هنر ایرانی و استعداد ایرانی میتوانند بر بلندترین سکوی جهان به دست آورند.
سالهاست که روایت ایران در رسانههای بینالمللی، بیش از آنکه با شعر، موسیقی، دانش، پزشکی، کارآفرینی یا هنر پیوند بخورد، در سایه اخبار سیاسی و امنیتی تعریف شده است. اما ملتها را نمیتوان تنها با تیترهای خبری شناخت. هویت یک ملت را باید در حافظه تمدنی، در زبان، در فرهنگ، در هنر و در توانایی انسانهای آن برای خلق زیبایی جستوجو کرد.
در چنین بستری، حضور بیژن مرتضوی معنایی فراتر از یک اجرای موسیقایی پیدا میکند. او تنها نماینده خود نیست؛ او حامل بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان است. هر آرشهای که بر سیمهای ویولن مینشیند، پژواکی از سرزمینی است که قرنها موسیقی، شعر، معماری، فلسفه و هنر را به جهان عرضه کرده است.
ایرانیان در طول تاریخ، هرگاه فرصت یافتهاند، ثابت کردهاند که توانایی رقابت و درخشیدن در بالاترین سطوح جهانی را دارند. از دانشمندان و پزشکان گرفته تا کارآفرینان، مهندسان، استادان دانشگاه، نویسندگان، هنرمندان و ورزشکاران، نام ایرانی بارها در معتبرترین مراکز علمی، فرهنگی و اقتصادی جهان خوش درخشیده است. این موفقیتها تصادفی نیستند؛ ریشه در فرهنگی دارند که آموزش، پشتکار، خلاقیت و تعالی را ارزش میداند.
به همین دلیل است که حضور یک هنرمند ایرانی در بزرگترین رویداد ورزشی جهان، نباید صرفاً به عنوان موفقیت فردی او دیده شود. این اتفاق، یادآور ظرفیتهای ملتی است که علیرغم همه دشواریها، همچنان در عرصههای مختلف جهانی اثرگذار باقی مانده است.
فوتبال، زبانی جهانی است. موسیقی نیز همینگونه است. وقتی این دو زبان در بزرگترین صحنه ممکن به هم میرسند، مرزها رنگ میبازند و آنچه باقی میماند، قدرت فرهنگ است. شاید میلیونها نفر از تماشاگران فردا حتی ندانند که نوازندهای که بر صحنه ایستاده، ایرانی است؛ اما بسیاری خواهند دانست. و همان آگاهی، برای میلیونها ایرانی در سراسر جهان، لحظهای از غرور خواهد بود.
غروری که نه از رقابت سیاسی سرچشمه میگیرد و نه از تقابل با دیگر ملتها؛ بلکه از این حقیقت ساده که یکی از فرزندان ایران، با هنرش، در بزرگترین ویترین جهان ایستاده است.
در سالهای اخیر، جامعه ایرانی خارج از کشور بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که میتواند در عرصههای گوناگون به بالاترین قلهها دست یابد. از شرکتهای بزرگ فناوری گرفته تا مراکز پژوهشی، از هالیوود تا دانشگاههای تراز اول، از بیمارستانهای معتبر تا دادگاهها، ردپای ایرانیان را میتوان در جایجای جهان دید. این موفقیتها، تصویری کاملتر و واقعیتر از ایران ارائه میدهند؛ تصویری که بر استعداد، سختکوشی و فرهنگ استوار است.
بیژن مرتضوی نیز اکنون بخشی از همین روایت است.
شاید ایران فردا جام جهانی را فتح نکند. شاید هیچ بازیکن ایرانی در ترکیب آرژانتین یا اسپانیا حضور نداشته باشد. اما در لحظهای که دوربینهای جهان بر صحنه بین دو نیمه متمرکز میشوند، ایران نیز در مرکز توجه خواهد بود؛ نه در جایگاه تماشاگر، بلکه بر روی صحنه.
و شاید همین، زیباترین پیام این شب باشد.
گاهی حضور یک ملت، تنها در نتیجه مسابقه خلاصه نمیشود. گاهی یک ملت با فرهنگش، با هنرش و با فرزندانش در حافظه تاریخ ثبت میشود.
ایران شاید در فینال جام جهانی بازی نکند.


مادر یکی از جاویدنامان به زندگی اش پایان داد

نامه مهرداد خوانساری به نخست وزیر پاکستان















