جعفر بخشی بینیاز - نویسنده و روزنامهنگار
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درباره وقوع بمباران و نفوذ از طریق یک حفره امنیتی که نهتنها بسته نشده، بلکه همچنان در فرآیند تصمیمسازیها نیز اثرگذار است، حرفهایی زده که در ظاهر از یک دیپلمات عالیرتبه بعید است؛ اما در باطن، اعترافی است صریح، رک و بیتعارف که یک نقص فنی بزرگ را رو میکند و از یک بحران وجودی در بدنه قدرت پرده برمیدارد.
اینجا سؤالی به غایت مهم و کلیدی مطرح میشود: در کشوری که ادعای امنیت مطلق و نفوذناپذیری در صدر شعارهای حکومتی است، چگونه یک حفره میتواند با این سهولت از تمامی لایههای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی عبور کند و در قلب اتاقهای تصمیمسازی جا بگیرد؟ چگونه دشمن میتواند نهتنها از لایههای بیرونی، بلکه از لایههای میانی و حتی در لایههای تصمیمساز جای پای خود را محکم کند؟
وقتی صحبت از اثرگذاری در تصمیمسازیها میشود، دیگر بحثِ یک جاسوس یا یک عامل نفوذی در سطح پایین نیست؛ بحث بر سر این است که آیا اراده ملی و مصلحت کشور تحت تأثیر اراده پنهانِ نیروهای نفوذی قرار گرفته است؟
آیا تصمیماتی که امروز بر اساس آنها اتخاذ میشود، از آنِ خودِ تصمیمگیران است یا بازتابی از خواستههای آن حفره؟ این حفره که عراقچی از آن حرف زده، چقدر عمیق است و چه کسانی در لبههای آن ایستادهاند؟
وقتی نهادهای اطلاعاتی که وظیفهشان شناسایی و پر کردن این شکافهاست، در برابر این نفوذِ مسلط، محدود و حتی مسدود شدهاند، باید پرسید: آیا این بیکفایتی است یا یک اجازه؟ آیا این حفره نتیجه ناتوانی در شناسایی است یا محصول منافع گروههایی که از وجود این شکاف برای پیشبرد اهداف خود سود میبرند؟
قدرتِ پشت این حفرهها فراتر از یک سازمان خارجی است. این قدرت همان نفوذ ساختاری است که میتواند تصمیمات کلان کشور را منحرف کند. کسی که اعتراف میکند این حفره هنوز در تصمیمسازیها اثرگذار است، در واقع میگوید: «ما هنوز کنترل اتاق را در دست نداریم!»
بهراستی چه کسانی در سایه این حفرهها نشستهاند و قرار است با دستهای پنهان خود، آینده کشور را تغییر دهند؟
حرفهای عراقچی یعنی پذیرش تسلط دشمن بر اوضاع داخلی ایران. زمان برای پاکسازی فراهم بود؛ حالا اما حفرهها کلِ بنای قدرت را با خود به زیر کشیدهاند.

حمله قلعهنویی به دایی

این جنگ ادامه سرکوب خونین دی ماه در تابستان است!















