ایندیپندنت فارسی - خانوادههایی که نهایتا چند عدد تخممرغ میخرند و همان را در یک یا دو وعده مصرف میکنند، ترجیح دادند یخچالشان را بفروشند تا پول آن را صرف پرداخت اجاره یا بدهی کنند.
در شرایطی که ارتش آمریکا بامداد چهارشنبه ۳۱ تیرماه بار دیگر به چند مرکز نظامی در شهرهای مختلف ایران حمله هوایی کرد و سپاه پاسداران نیز در واکنش، حملاتی را در کشورهای منطقه انجام داد، بحران اقتصادی و معیشتی مردم ایران همچنان با سرعتی نگرانکننده عمیقتر میشود؛ بحرانی که تبعات آن اکنون از محلههای کارگرنشین و حاشیهای فراتر رفته و به بخشهای برخوردار تهران نیز رسیده است.
گزارشهای رسیده به ایندیپندنت فارسی و روایتهای منتشرشده در رسانههای داخل ایران نشان میدهد شمار زیادی از خانوادههای مزدبگیر دیگر حتی توان تامین ابتداییترین نیازهای زندگی، از جمله مواد غذایی، تعمیر وسایل ضروری خانه، پرداخت اجاره و استفاده از وسایل سرمایشی را ندارند و با وجود گرمای شدید تابستان، کولرهایشان را روشن نمیکنند، زیرا پول تعمیر پمپ یا موتور کولر آبی را ندارند.
در یک نمونه، ایلنا نوشت در یکی از مجتمعهای مسکونی منطقه فردیس کرج، از میان ۱۶ واحد آپارتمانی، کولر تنها ۹ واحد فعال است و سایر ساکنان به دلیل بیکاری، کاهش درآمد یا ناتوانی در پرداخت هزینه تعمیرات، ناچارند گرمای شدید تابستان را تحمل کنند.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
مازیار گیلانینژاد، فعال کارگری ساکن کرج، نیز با تشریح وضعیت این منطقه گفت بسیاری از ساکنان از زمان آغاز جنگ در اسفند سال گذشته تاکنون، بیکار شدهاند. باربران، موتورسواران، کارکنان رستورانها، آشپزها و نیروهای خدماتی از نخستین گروههایی بودند که با کاهش فعالیت اقتصادی، افزایش قیمت مواد غذایی و تعطیلی یا کسادی کسبوکارها شغلشان را از دست دادهاند.
گزارشهای رسیده به ایندیپندنت فارسی همچنین از گسترش چشمگیر بیکاری در میان کارگران ساختمانی و خدماتی روزمزد حکایت دارد. منابع محلی میگویند با کاهش تعداد پروژههای ساختمانی، افت قدرت خرید مردم و افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ، شمار زیادی از کارگران طی هفتهها و ماههای اخیر تنها چند روز در ماه کار پیدا کردهاند، در حالی که بسیاری از آنان فاقد بیمه و هرگونه حمایت اجتماعیاند.
همزمان، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی گرگان از بحران معیشتی شدید این کارگران خبر داد و خواستار افزایش سهمیه بیمه تامین اجتماعی شد. به گفته او، بخش بزرگی از کارگران ساختمانی با وجود اشتغال در مشاغل سخت و پرخطر، از حداقل امنیت شغلی، بیمه درمانی و حمایتهای رفاهی برخوردار نیستند.
فشار اقتصادی ساختار خانوارها را نیز تغییر داده است و در برخی مناطق کارگرنشین، دو یا سه خانواده در یک واحد ۷۰ یا ۸۰ متری زندگی میکنند. فرزندانی هم که دیگر توان پرداخت اجاره ندارند، همراه همسر و فرزندانشان به خانه والدین بازگشتهاند و گاه بیش از ۱۰ نفر در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند.
یکی از تکاندهندهترین نشانههای گسترش فقر، فروش وسایل ضروری خانه است. به گزارش فعالان مدنی در ایران، برخی خانوادهها در مناطق کمبرخوردار کرج یخچال خود را میفروشند، زیرا دیگر توان خرید گوشت، مرغ، لبنیات و مواد غذایی فاسدشدنی را ندارند. یکی از ساکنان میگوید خانوادهها نهایتا چند عدد تخممرغ میخرند و همان را در یک یا دو وعده مصرف میکنند، بنابراین ترجیح میدهند یخچال را بفروشند و پول آن را صرف پرداخت اجاره یا بدهی کنند.
افزایش شدید قیمت لوازم خانگی نیز امکان جایگزینی وسایل فرسوده را از بین برده است. گزارشهای رسانههای داخلی نشان میدهد مردم به جای خرید یخچال، لباسشویی یا کولر جدید، تا حد ممکن وسایل قدیمی خود را تعمیر میکنند. افزایش تقاضا برای خدمات تعمیر لوازم خانگی اکنون به یکی از نشانههای آشکار سقوط قدرت خرید خانوارها تبدیل شده است.
بر اساس براورد فعالان کارگری، هزینه سبد حداقلی یک خانواده کارگری که اسفندماه گذشته حدود ۴۲ میلیون تومان اعلام شده بود، پس از تورم چند ماه اخیر و افزایش قیمتها در دوران جنگ به حدود ۷۰ میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که حقوق بسیاری از کارگران، پرستاران، معلمان و کارمندان بین ۲۰ تا حداکثر ۳۵ میلیون تومان است.
این شکاف به معنای آن است که حتی بخش بزرگی از شاغلان نیز دیگر قادر به تامین هزینههای اولیه زندگی نیستند. خانوارها برای پرداخت اجاره، مواد غذایی را حذف میکنند، درمان را به تعویق میاندازند، از خرید لباس و لوازم ضروری صرفنظر میکنند و میزان غذای روزانه خود را کاهش میدهند.
روزنامه شرق نیز از گسترش نشانههای فقر در محلههایی مانند زعفرانیه، ولنجک، شهرک غرب و گیشا خبر داد. بر اساس این گزارش، سبد میوههای درجه ۲ و ۳، میوههای لکدار و حتی محصولات رایگان که پیشتر مشتری نداشتند، اکنون با استقبال ساکنان مناطق شمالی و غربی تهران مواجه شدهاند.
فروشندگان گوشت و ماهی نیز از کاهش شدید تقاضای خرید خبر دادهاند. برخی مشتریان قدیمی که املاک چند ۱۰ میلیارد تومانی دارند، اکنون به جای گوشت قرمز، بال مرغ یا قطعات ارزانتر و ضایعات گوشت میخرند. خرید ماهی نیز در برخی فروشگاهها تقریبا متوقف شده است.
این وضعیت نشان میدهد ارزش اسمی خانه یا دارایی دیگر الزاما به معنای برخورداری اقتصادی نیست. بسیاری از خانوادهها ممکن است روی کاغذ صاحب خانهای گرانقیمت باشند، اما درآمد جاری آنان برای تامین خوراک، درمان و هزینههای روزمره کافی نیست و امکان فروش یا تبدیل دارایی خود به پول نقد را نیز ندارند.
اقتصادنیوز هم در گزارشی، اعلام کرد شش دهک جامعه زیر خط فقر قرار گرفتهاند، دهک هفتم عملا روی خط فقر ایستاده و دهک هشتم نیز تنها با یک شوک اقتصادی، بیماری، بیکاری یا افزایش اجاره به زیر این خط تا سقوط میکند. در چنین شرایطی، تقسیمبندی رسمی دهکها دیگر تصویر دقیقی از زندگی خانوارها ارائه نمیکند.
بحران کالابرگ نیز فشار را افزایش داده است. حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده مجلس به ایلنا گفت برخی فروشگاهها به دلیل پرداخت نشدن مطالباتشان دیگر حاضر به عرضه کالا در قالب کالابرگ نیستند. به گفته او، در حالی که قیمت ارز و کالاها افزایش یافته، مبلغ کالابرگ متناسب با تورم بالا نرفته و دولت حتی بدهی خود به فروشگاههای طرف قرارداد را نیز بهموقع پرداخت نکرده است. در نتیجه، طرحی که قرار بود بخشی از فشار ناشی از حذف ارز ترجیحی را جبران کند، اکنون در برخی مناطق عملا از کار افتاده است. مردم با اعتبار ناچیز کالابرگ به فروشگاه مراجعه میکنند، اما فروشنده به دلیل طلب انباشته از دولت از تحویل کالا خودداری میکند.
مجموع این گزارشها نشان میدهد بحث درباره «تابآوری معیشتی مردم» دیگر با واقعیت زندگی میلیونها ایرانی همخوانی ندارد. وقتی خانوادهای توان روشن کردن کولر، خرید نان، تعمیر یخچال یا تامین چند وعده غذای کامل را ندارد، سخن گفتن از تابآوری بیشتر به پنهان کردن عمق بحران شبیه است.
در حالی که بخش عمدهای از منابع مالی ایرانیان همچنان صرف برنامههای نظامی، موشکی و درگیریهای منطقهای میشود و جنگ هر روز هزینه تازهای بر اقتصاد ایران تحمیل میکند، بار اصلی این سیاستها بر دوش مردمی افتاده است که نه در تصمیمگیریهای حکومت نقشی دارند و نه از حداقل حمایت معیشتی برخوردارند.

شبی که مشهد «سقوط کرد»
















