ایران وایر - «در جلسه کسی دلش نمیآمد بگوید رهبری شهید میشود؛ لذا کد ۱۱۰ داشتیم.» عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با این روایت از جلسات شورای عالی امنیت ملی پیش از جنگ، فاش کرد که سناریوی بستن تنگه هرمز در صورت کشته شدن رهبر، از قبل طراحی شده بود؛ تصمیمی که پس از کشته شدن علی خامنهای عملی شد و به بحرانی عمیق میان تهران و واشنگتن انجامید. عراقچی میگوید این اقدام، همراه با حملات به برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، ساختار امنیتی منطقه را تغییر داده و عملاً «خون رهبر» را به تنگه هرمز و امنیت منطقه گره زده است.
اکنون با از سر گرفته شدن جنگ، احتمال هدف قرار گرفتن رهبر جدید نیز مطرح است و حکومت میکوشد نشان دهد ابزارهای بیشتری برای ادامه رویارویی در اختیار دارد. با این حال، سیاست بستن تنگه هرمز مخالفانی نیز در داخل دارد؛ از جمله مقامهایی که میگویند افزایش قیمت نفت و هزینه حملونقل، فشار اقتصادی بیشتری بر مردم ایران وارد کرده است.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار و امتیازگیری
ایده بستن تنگه هرمز سالها در میان بخشی از فرماندهان سپاه و چهرههای نزدیک به حکومت مطرح بود و با آغاز جنگ، به مهمترین کارت راهبردی تهران تبدیل شد. در نگاه جمهوری اسلامی، هرمز فقط یک آبراه نیست، بلکه ابزاری برای کنترل عبور کشتیها، افزایش هزینه تجارت، اعمال قواعد امنیتی جدید و امتیازگیری از طرف مقابل است.
در همین چارچوب، مقامهای مختلف از تغییر «رژیم حقوقی» تنگه، دریافت عوارض از کشتیهای عبوری و تعیین شرایط عبور توسط ایران سخن گفتهاند. کاظم غریبآبادی تأکید کرده بود عبور ایمن از هرمز بدون در نظر گرفتن ملاحظات ایران تضمین نمیشود و حتی هشدار داده بود که در صورت عدم همکاری عمان، تهران مدیریت تنگه را به تنهایی پیش خواهد برد. سیدمهدی طباطبایی نیز گفته بود هرمز زمانی به طور کامل باز خواهد شد که بخشی از عواید عوارض عبور صرف جبران خسارتهای جنگ شود.
نفت؛ ابزار فشار اقتصادی
در نگاه بخشی از حاکمیت، تنگه هرمز تنها برای اعمال حاکمیت نیست؛ بلکه ابزاری برای افزایش قیمت نفت و بالا بردن هزینههای اقتصادی آمریکا و متحدانش محسوب میشود. محمدباقر قالیباف نیز پیشتر از احتمال ماندگار شدن نفت سهرقمی سخن گفته و آن را یکی از پیامدهای جنگ دانسته بود.
👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
برخی تحلیلگران نزدیک به حکومت نیز معتقدند افزایش قیمت انرژی، تورم و فشار اقتصادی بر کشورهای غربی را افزایش میدهد و میتواند آمریکا را به تغییر محاسباتش وادار کند. حتی برخی چهرههای اصولگرا از استفاده همزمان از هرمز، بابالمندب و دیگر مسیرهای دریایی به عنوان اهرم فشار بر اقتصاد جهانی سخن گفتهاند.
بابالمندب؛ مکمل هرمز
در کنار هرمز، جمهوری اسلامی بر نقش بابالمندب و حوثیهای یمن نیز تأکید دارد. در این نگاه، فشار همزمان بر هرمز و بابالمندب میتواند بخش بزرگی از جریان انرژی جهان را تحت تأثیر قرار داده و بحران را از خلیج فارس به دریای سرخ گسترش دهد. از دید مقامهای نزدیک به حکومت، این آبراه مکمل هرمز و بخشی از شبکه فشار ایران بر رقبای منطقهای و فرامنطقهای است.
تهدید به گسترش جنگ
در بعد نظامی نیز مقامهای جمهوری اسلامی بارها هشدار دادهاند که در صورت حمله به زیرساختهای ایران، منافع و زیرساختهای آمریکا و متحدانش در منطقه هدف قرار خواهد گرفت. عراقچی بر دکترین «چشم در برابر چشم» تأکید کرده و مقامهای سپاه نیز از احتمال گسترش جنگ فراتر از منطقه سخن گفتهاند.
بیانیههای سپاه و رسانههای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی نیز تأکید کردهاند که در صورت آغاز دور تازهای از جنگ، دامنه درگیری میتواند از خاورمیانه فراتر رود و منافع آمریکا و متحدانش در مناطق مختلف جهان را هدف قرار دهد؛ مواضعی که نشان میدهد تهران همچنان تلاش میکند با افزایش هزینههای جنگ، قدرت چانهزنی خود را حفظ کند.

آیا اسماعیل هنیه عامل دوجانبه بود؟

اقدام تلافیجویانه کمسابقه در خلیج فارس















