Friday, Jul 31, 2026

صفحه نخست » کنگره ملی؛ راهی برای پایان دادن به پراکندگی اپوزیسیون، حسین عرب

arab.jpgاپوزیسیون جمهوری اسلامی سال‌هاست از پراکندگی، اختلافات داخلی و ناتوانی در ایجاد یک سازوکار مشترک رنج می‌برد. توصیف این وضعیت، هرچند ضروری، دیگر به تنهایی کمکی به حل مسئله نمی‌کند. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به یک راهکار عملی برای همگرایی نیروهای مخالف نیاز دارد. این مقاله پیشنهاد می‌کند که جمعی از ایرانیان فرهیخته، خوشنام و مستقل، بدون وابستگی به جریان‌های سیاسی، ابتکار تشکیل یک "کنگره ملی" را بر عهده بگیرند. این کنگره می‌تواند همه نیروها و شخصیت‌هایی را که به حفظ تمامیت ارضی ایران، گذار از جمهوری اسلامی، برابری حقوق شهروندان و برگزاری انتخابات آزاد برای تعیین نظام آینده اعتقاد دارند، گرد هم آورد تا یک شورای رهبری جمعی برای دوران گذار انتخاب شود. چنین ابتکاری می‌تواند اعتماد مردم ایران را جلب کند، نگرانی جامعه جهانی را نسبت به آینده ایران کاهش دهد و زمینه انتقالی مسئولانه و کم‌هزینه به یک نظام دموکراتیک را فراهم سازد.

دوست ارجمندم، آقای ابوالفضل محققی، در یادداشتی با عنوان "و اما اپوزیسیون" تصویری واقع‌بینانه از وضعیت کنونی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی ارائه کرده‌اند؛ تصویری که بسیاری از فعالان سیاسی، صرف‌نظر از گرایش فکری خود، آن را می‌شناسند و سال‌ها با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. ایشان از پراکندگی، فردمحوری، اختلافات ایدئولوژیک و ناتوانی اپوزیسیون در ایجاد یک همکاری مؤثر سخن گفته‌اند؛ موضوعی که کمتر مخالف جمهوری اسلامی در اصل آن تردید دارد.

در پاسخی که برای ایشان نوشتم، تأکید کردم که این درد، درد مشترک همه کسانی است که ایران را دوست دارند و نسبت به آینده آن احساس مسئولیت می‌کنند. اما پرسش اصلی این است که آیا صرف بازگو کردن این وضعیت، گرهی از مشکلات کشور باز می‌کند؟

واقعیت این است که ما سال‌هاست همین سخنان را تکرار می‌کنیم. از خودمحوری، تفرقه، اختلافات تاریخی، بی‌اعتمادی و ناتوانی اپوزیسیون بسیار گفته شده است. اما نتیجه چه بوده است؟ آیا این نقدها موجب همگرایی شده‌اند یا تنها بر حجم ناامیدی افزوده‌اند؟

امروز مسئله اصلی، تشخیص بیماری نیست؛ یافتن راه درمان است.

در سوی دیگر این معادله، جمهوری اسلامی قرار دارد؛ حکومتی که طی چهار دهه گذشته نشان داده است بقای خود را بر هر مصلحت دیگری ترجیح می‌دهد. تجربه سال‌های اخیر نیز آشکار کرده است که حتی اگر تشدید بحران‌های داخلی و خارجی، اقتصاد، امنیت و زیرساخت‌های کشور را با آسیب‌های جدی روبه‌رو کند، حفظ قدرت همچنان در اولویت نخست حاکمیت باقی می‌ماند.

در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین مزیت جمهوری اسلامی، نه صرفاً قدرت امنیتی یا نظامی، بلکه نبود یک آلترناتیو منسجم و مورد اعتماد است.

از سوی دیگر، فضای سیاسی اپوزیسیون نیز گرفتار چرخه‌ای فرساینده شده است. هر جریان، دیگری را به خیانت، وابستگی یا ناآگاهی متهم می‌کند. سلطنت‌طلب، جمهوری‌خواه را متهم می‌کند؛ جمهوری‌خواه، سلطنت‌طلب را؛ چپ، راست را؛ راست، چپ را. گویی همه بیش از آنکه به دنبال یافتن راهی برای همکاری باشند، در پی اثبات نادرستی دیگری هستند.

این در حالی است که اکثریت نیروهای اپوزیسیون، با وجود همه اختلاف‌های فکری و سیاسی، در یک نکته اشتراک دارند: آنان ایران را دوست دارند و خواهان پایان جمهوری اسلامی هستند. ممکن است درباره شکل نظام آینده، سیاست خارجی، اقتصاد یا مسائل فرهنگی اختلاف نظر داشته باشند، اما این اختلاف‌ها نباید مانع همکاری برای رسیدن به هدف مشترک شود.

هیچ جامعه دموکراتیکی بر پایه حذف اختلاف‌ها ساخته نشده است. دموکراسی، هنر مدیریت اختلاف‌هاست، نه انکار آن‌ها.

از همین رو، به نظر می‌رسد زمان آن رسیده است که به جای تکرار نقدها، به دنبال ایجاد یک سازوکار عملی برای همکاری باشیم.

پیشنهاد من تشکیل کنگره ملی ایرانیان است.

اما این کنگره نباید با دعوت یک حزب، سازمان یا شخصیت سیاسی آغاز شود؛ زیرا هر دعوتی که از سوی یکی از جریان‌های سیاسی مطرح شود، از همان ابتدا با سوءظن دیگران روبه‌رو خواهد شد و احتمال موفقیت آن کاهش می‌یابد.

به همین دلیل، پیشنهاد می‌کنم جمعی از ایرانیان فرهیخته، خوشنام و مستقل، که وابستگی تشکیلاتی به هیچ جریان سیاسی ندارند و اعتبار خود را از فعالیت‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و مدنی به دست آورده‌اند، مسئولیت دعوت به این کنگره را بر عهده بگیرند.

این هیئت، نه رهبر اپوزیسیون خواهد بود و نه تصمیم‌گیرنده آینده ایران. مأموریت آن صرفاً ایجاد امکان گفت‌وگو و فراهم کردن زمینه تشکیل کنگره خواهد بود.

در این کنگره، همه احزاب، سازمان‌ها و شخصیت‌هایی که به چند اصل بنیادین پایبند هستند، می‌توانند حضور داشته باشند:

  • حفظ تمامیت ارضی ایران؛
  • گذار از جمهوری اسلامی؛
  • برابری حقوق همه شهروندان بدون هرگونه تبعیض؛
  • پایبندی به دموکراسی و حقوق بشر؛
  • تعیین نوع نظام سیاسی آینده از طریق انتخابات آزاد و همه‌پرسی.

این اصول، نه متعلق به یک جریان خاص، بلکه حداقل‌های لازم برای همکاری ملی هستند.

مهم‌ترین وظیفه این کنگره، انتخاب یک شورای رهبری جمعی دوران گذار خواهد بود؛ شورایی که مسئولیت هماهنگی فعالیت‌های اپوزیسیون، ارتباط با جامعه جهانی، برنامه‌ریزی برای دوران انتقال و آماده‌سازی کشور برای برگزاری انتخابات آزاد را بر عهده گیرد.

پس از انتخاب این شورا، مأموریت هیئت دعوت پایان خواهد یافت.

وجود چنین شورایی، سه پیام روشن خواهد داشت.

نخست، برای مردم ایران؛ مردمی که سال‌هاست از اختلاف‌های پایان‌ناپذیر اپوزیسیون خسته شده‌اند و حق دارند بدانند در صورت تغییر حکومت، چه سازوکاری مسئول اداره کشور خواهد بود.

دوم، برای جامعه جهانی؛ زیرا یکی از نگرانی‌های اصلی کشورهای تأثیرگذار، خلأ قدرت و احتمال بی‌ثباتی پس از جمهوری اسلامی است. وجود یک شورای منتخب و مورد توافق، می‌تواند این نگرانی را تا حد زیادی کاهش دهد و حمایت بیشتری برای گذار دموکراتیک فراهم آورد.

سوم، برای مدیران، کارشناسان و بدنه اداری کشور؛ تا اطمینان یابند که دوران گذار به معنای فروپاشی ساختارهای اجرایی و هرج‌ومرج نخواهد بود، بلکه انتقالی مدیریت‌شده و مسئولانه در پیش است.

تحولات منطقه با سرعتی بی‌سابقه در حال تغییر است و هیچ‌کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که چه زمانی ایران وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز خواهد شد. اگر آن روز فرا برسد و اپوزیسیون همچنان پراکنده، فاقد هماهنگی و ناتوان از ارائه یک آلترناتیو قابل اعتماد باشد، ممکن است فرصتی تاریخی برای نجات ایران از دست برود.

امروز بیش از هر زمان دیگری به بلوغ سیاسی نیاز داریم؛ بلوغی که به جای حذف یکدیگر، بر همکاری برای منافع ملی استوار باشد.

شاید این آخرین فرصت ایرانیان باشد تا با کنار گذاشتن بخشی از اختلاف‌های خود، یک آلترناتیو ملی و مورد اعتماد شکل دهند؛ آلترناتیوی که بتواند امید را به مردم داخل کشور بازگرداند، اعتماد جامعه جهانی را جلب کند و زمینه انتقالی آرام، مسئولانه و دموکراتیک به ایرانی آزاد، آباد و یکپارچه را فراهم سازد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy