Tuesday, Aug 4, 2026

صفحه نخست » شاهد مانده ایم، تاملی در انسان بودن و بی تفاوتی، فرامرز پارسا

parsa.jpg

ما انسان‌ها هنوز از انسانیت سخن می‌گوییم.

از کرامت انسان می‌گوییم.

از آزادی، عدالت، صلح و عشق می‌گوییم.

اما هم‌زمان، شاهد مرگ انسان نیز هستیم.

شاهد کودکی که از سوءتغذیه جان می‌دهد.

شاهد بیماری که به دلیل نداشتن دارو می‌میرد.

شاهد بی‌خانمانی که در گوشه خیابانی آخرین نفسش را می‌کشد.

شاهد پناهجویی که در جست‌وجوی زندگی، جان خود را در دریا یا بیابان از دست می‌دهد.

شاهد جوانی که تنها به جرم خواستن حق زندگی، به دار آویخته می‌شود.

همه را می‌بینیم.

همه را می‌شناسیم.

از کنار همه می‌گذریم.

و باز هم از انسانیت سخن می‌گوییم.

درد من، مرگ انسان نیست.

مرگ، همزاد زندگی است و از نخستین روز با انسان بوده است.

درد من این است که ما خود را از این مرگ‌ها جدا می‌دانیم؛ گویی تنها شاهدانی هستیم که هیچ نسبتی با آنچه می‌بینند ندارند.

از «خراب بودن سیستم» شکایت می‌کنیم، اما فراموش می‌کنیم که خود نیز جزئی از همان سیستم هستیم.

سیستم از آسمان نیامده است.

سیستم را انسان ساخته است.

من.

تو.

ما.

هر بار که حقیقت را دیده‌ایم و از کنار آن گذشته‌ایم، چیزی بر دیوار همین سیستم افزوده‌ایم.

هر بار که کرامت انسانی را لگدمال شده دیده‌ایم و آن را به زندگی خود بی‌ربط دانسته‌ایم، سهم خود را پرداخته‌ایم.

هر بار که گفته‌ایم «به من چه»، بی‌آنکه بدانیم، در ساختن همین جهانی که از آن شکایت می‌کنیم شریک شده‌ایم.

شاید بزرگ‌ترین میراثی که از گذشته برای خود نگه داشته‌ایم، حرص و طمع نباشد.

شاید میراث واقعی، «شاهد ماندن» باشد.

نسلی آمد، دید و گذشت.

نسلی دیگر آمد، دید و گذشت.

ما نیز آمده‌ایم، می‌بینیم و می‌گذریم.

و این میراث را، دست‌نخورده، به نسل بعد می‌سپاریم.

ما از رنج انسان آگاهیم، اما خود را از آن رنج جدا می‌دانیم.

شاید بزرگ‌ترین فریب نیز همین باشد.

اینکه خود را تماشاگر بدانیم، نه عضوی از آنچه هر روز در برابر چشمانمان رخ می‌دهد.

وقتی انسانی می‌میرد، ما نمی‌میریم.

وقتی کودکی گرسنه می‌ماند، ما گرسنه نمی‌مانیم.

وقتی بیماری دارو ندارد، درد او را در تن خود احساس نمی‌کنیم.

و همین، آرام‌آرام این باور را در ما می‌سازد که سرنوشت انسان‌های دیگر، سرنوشت ما نیست.

اما اگر چنین باشد، دیگر چرا از انسانیت سخن می‌گوییم؟

اگر انسانیت فقط واژه‌ای باشد که بر زبان می‌آوریم، نه مسئولیتی که با آن زندگی می‌کنیم، چه چیزی از آن باقی می‌ماند؟

شاید بیدار شدن، همین باشد.

اینکه بپذیریم هیچ‌کس بیرون از این جهان ایستاده نیست.

هیچ‌کس تنها شاهد نیست.

همه ما، به اندازه سکوت، بی‌تفاوتی، ترس یا مسئولیت‌پذیری خود، در سرنوشت این جهان سهم داریم.

شاید از همین‌جا، انسان دوباره انسان را پیدا کند.

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند


که در آفرینش ز یک گوهرند

--------

۲۰۲۶/۷/۲۶






Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy