Wednesday, Aug 5, 2026

صفحه نخست » از شیخ فضل‌الله تا جمهوری اسلامی؛ یک نبرد، دو روایت

shmz.jpgمشروطه؛ و نبردی که هنوز پایان نیافته است

شکوه میرزادگی

به مناسبت صد و نوزدهمین سال «پیروزی» انقلاب مشروطیت

بسیاری از تاریخ‌نگاران، انقلاب مشروطه را هم‌سنگ انقلاب‌های لیبرال اروپا می‌دانند. تردیدی نیست که مشروطه نقطه عطفی در تاریخ ایران بود؛ همان بیداری شکوهمندی که مردمی را که قرن‌ها در خوابی عمیق فرو رفته بودند، تکان داد و آنان را با مفاهیمی چون قانون، آزادی، حقوق شهروندی و حکومت مسئول آشنا ساخت.

اما آنچه سرنوشت ایران را از تجربه غرب جدا کرد، این بود که ما نتوانستیم، همچون کشورهای اروپایی پس از رنسانس، نهاد دین را از عرصه سیاست و آموزش عمومی جدا کنیم و جایگاه آن را به حوزه‌های دینی، یعنی مسجد، کلیسا و کنیسه، محدود سازیم. از همین رو، با وجود همه تلاش‌هایی که در دوران پهلوی ها برای نوسازی و مدرن‌سازی ایران صورت گرفت، جامعه ایران نتوانست از کشاکش میان حکومت عرفی و حکومت دینی رهایی یابد. سرانجام نیز همان اندیشه‌ای که شیخ فضل‌الله نوری نمایندگی می‌کرد، بار دیگر بر کشور حاکم شد و اکنون ۴۷ سال است که ایران بار دیگر درگیر همان جدال دیرینه میان مشروطه و مشروعه، یا به تعبیری میان آزادی و حکومت دینی، و در نتیجه عقب‌ماندگی است.

به‌ویژه در دو سال گذشته، هم‌زمان با خیزش «انقلاب شیر و خورشید» برای پایان دادن به حاکمیت مشروعه، بیش از هر زمان دیگری می‌توان دید که چگونه لشکریان مشروعه، با همان اندیشه‌ها، همان واژگان و حتی همان شیوه‌های خشونت‌آمیز، از اعدام و سرکوب جوانان آزادی‌خواه گرفته تا توجیه خشونت به نام دین، برای حفظ قدرت خود می‌کوشند.

کافی است به سخنان شیخ فضل‌الله نوری، بیش از یک قرن پیش، بنگریم؛ سخنانی که گویی طی این ۴۷ سال بارها از زبان خمینی، خامنه‌ای و دیگر مدافعان حکومت اسلامی تکرار شده است:

«ای برادر! نظامنامه، نظامنامه، نظامنامه؛ لکن اسلامی، اسلامی، اسلامی. یعنی همان قانون شریعت که هزار و سیصد و اندی است در میان ما هست... حالا باید به عنوان قانون، و اجرا شود.»

شیخ فضل‌الله بر این باور بود که تنها با تنظیم قوانین کشور بر پایه احکام شریعت می‌توان ایران را از استبداد داخلی و استعمار خارجی نجات داد. از همان آغاز نیز خواهان «مشروطه مشروعه» بود و مخالفان این اندیشه را وابسته به بیگانگان و دشمن اسلام می‌خواند.

او در مخالفت با مشروطه‌خواهان می‌گفت:

«دین اسلام، اکمل ادیان و اتم شرایع است... آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید؟»

آیا «مجلس شورای اسلامی» که ۴۷ سال است سرنوشت مردم ایران را در دست دارد، همان الگویی نیست که شیخ فضل‌الله نوری برای مجلس مطلوب خود ترسیم می‌کرد؟

«مجلس، دارالشورای کبرای اسلامی است و... برای خدمت و معاونت به دولت شیعه اثنی‌عشری و حفظ حقوق پیروان مذهب جعفری تأسیس گردیده است.»

اکنون، پس از ۱۱۹ سال، هنوز پژواک همان صدا در ایران شنیده می‌شود؛ صدایی که با همان منطق گذشته فریاد می‌زند:

«محال است مساوات با اسلام.» محال است برابری زن و مرد، محال است برابری پیروان ادیان و مذاهب، محال است برابری حاکم و مردم، محال است برابری فقیر و غنی...»

شاید به همین دلیل بتوان گفت که نه تنها نبردی که با انقلاب مشروطه آغاز شد، هنوز پایان نیافته است؛ بلکه رویارویی میان مشروطه و مشروعه همچنان ادامه دارد و سرنوشت آینده ایران، بیش از هر چیز، به نتیجه این نبرد تاریخی گره خورده است.

شکوه میرزادگی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy